نوشته شده توسط : alavijeh2011

با من از عشق سخن بگو!!!?؟

qgy9eqzene9i67mc5hk6.jpg (480×480)


با من از عشق سخن بگو 

 ای سراپا همه خوبی و صفا  

 به خدا محتاجم من چو ماهی كه ز دریا دور است

 و شن گرم كنار ساحل

 پیكرش را گور است موج امید و وفا می خواهم

من تو را می خواهم من تو را می خواهم ای دریا

 ای به ظاهر همه تندی ، همه خشم و به دل 

 گرم و آرام پر از شور و حیات

 من چو گل كه به اشك شب و لبخند سحر محتاج است

و به تو روشنگر دل محتاجم و به تو همچو خورشید و به هر قصه عشق

كه بگویی با دل

 چو هوا محتاجم همچو خورشید بتاب تا چو گل پر بگشایم از شوق تا بپیچد همه جا عطر اشعار ترم

و بخوانند همه و بدانند همه ،  كه تو را می خواهم ای  خورشید و ببینند همه

 كه به تو محتاجم

 به تو چون سرو بلند

 كه بر آن ساعقه نیلوفر نازك پیچید

  همچو پیچك لرزنده خرد

 تار هایی ز هوا می پیچم تا جدا هیچ نگردد از من با تو می مانم در باغ وجود

با تو می میرم ای بود و نبود

 من به تو محتاجم به محبت به وفا محتاجم

 به خدا محتاجم.





:: بازدید از این مطلب : 429
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
تاریخ انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید