نوشته شده توسط : alavijeh2011

 

اعصاب نوشتن ندارممم...هیچ

این روزا همه رو مخممم هستن...عصبیممم میکنن

کممم اوردممم...نمیتونممم مسلط بشممم توی زندگیممم

همه دارن نقاط صعفمو به رخممم میکشن

حالممم بهممم میخوره ازهمه کس و ازهمه چی...

خونه هممم شده منبع دعوا...داداشممم که دیه چه عرض کنممم احتراممم بزرگترحالیش نمیشه

ازصب دلشوره عجیبی داشتممم...تماممم بدنممم درد میکرد

نمازمو نشسته خواندممم

 روزگار عجیبیست...به پایت افتاده ام ...تا به دستت بیاورم!!

 




:: بازدید از این مطلب : 546
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 مرداد 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید