نوشته شده توسط : alavijeh2011

 

http://rassmeasheghi.blogfa.com/

ثانیه ها شریان لحظه های عمر مرا می نوشند
و در تلافی عقربه ها این نفسهایند
که بی صدا
می خندند،
شب فرا می رسد و
پلکهایم تا آن سوی قلمرو خواب

را به آرامی تا پایان دلواپسی ها تا ابد می فشارد.
امشب باز هم بی تو سر خواهد شد
 دعاهایم،
باز بی اثر خواهد شد
شب من بی تو ولی هر لحظه ی شب

مملو ز بوسه هایت خواهد شد.

............................................................................
این روزها خانه ام بس نفس گیر است
پنجره ها را باز کن
بگذار نفسی تازه کنم
اینجا دلم دلگیر است
آسمان را مینگرم آبی تا بیکران
اما چون همیشه نگاهش باز برایم پر نگران
آسمان سخت مرا در بر بکش
تنگ مرا در آغوشت بکش
اینبار مرا با خود ببر
نگو نمیشود
لا اقل فروغ دیدگانم را بگیر
چشمانم بس زمین گیر است
.......................................................................
دلم برات تنگ شده
آنقدر تنگ که شریانهایم فریاد میزنند آرام باشم
بیشتر از همیشه تنگ همان یک جمله ات:
مگر من تو مرده
نه
تو نمیدانی من من مرده
چشمانم بی اجازه ام می بارند
دلم بی هوا هوایت میکند
لبانم بی حساب خیالت را میبوسند
حس میکنی..........؟؟؟؟؟؟؟
من پر از احساسم



:: بازدید از این مطلب : 515
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید