نوشته شده توسط : alavijeh2011

دیگر همین یکبار شایددر برت باشد

مردی که میشد جای نصف دیگرت باشد

مردی که روزی عهد شد تا نیمه شب ها هم

هر وقت گفتی سایه ی پشت سرت باشد

نگذاشتی روشن بماند آفتاب اما

تا آسمان آبی ترین نیلوفرت باشد

در چشم تو جدی نبود این احتمال تلخ

تا حرف های ساده ی من باورت باشد

کافی ست چشم از من بپوشی احتیاجی نیست

در سینه ی داغم نشان خنجرت باشد

ای ساحل نامهربان این آبی مایوس

جرات ندارد بعد از این هم بسترت باشد

هرچند دیر... اما همین تصمیم تکراری

این باربگذار انتخاب آخرت باشد

آن وقت از نو زندگی کن خاطراتت را

شاید هنوز این شعر لای دفترت باشد

        




:: بازدید از این مطلب : 579
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 05 مرداد 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید