نوشته شده توسط : alavijeh2011

چرا وجود تو از هیچ قانونی پیروی نمیکند؟!!!

هر چه دورتر می روی بزرگ تر میشوی!!

هر چه نامهربانی میکنی عزیز تر میشوی!!

هر چه غریبگی میکنی آشناتر میشوی!!

و حتی از دلم هم به بهانه ی از دیده رفتن نمی روی

انگار خیالاتی شده ام...

دیشب باز هم پشت در خانه را تا صبح ننداختم...

گفتم شاید بیایی و شنیدم که زن همسایه میگفت:

"بیچاره در انتظار است"

و من می پندارم بیچاره کسی است که عاشق نیست

وگرنه میدانست تا صبح از هجوم کلمات طرح واره ای برای چشمانت ساختن

حتی بدون اینکه شاعر باشم چه طعمی دارد...

بگذار بگویند بیچاره است...

بگذار باز هم پیرو هیچ قانونی نباشی

اما من یک قانون دارم که تا هستم شاعر چشمان تو باشم....




:: بازدید از این مطلب : 437
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید