نوشته شده توسط : alavijeh2011

چاقاله با یک عروسک رفته به مهد کودک
عروسک

چاقاله با یک عروسک

رفته به مهد کودک

خیلی اونو دوست داره

به اون می‏گه وروجک

هر روز به این عروسک

غذا می‏ده، آب می‏‏ده

قصّه براش می‏خونه

به چشم اون خواب میده

از مهد کودک، اون‏ها

با هم می‏آن به خونه

دست همو می‏گیرن

چاقاله براش می‏خونه:

«وروجکم قشنگه

از همه کس بهتره

اما غذا نخورده

مثل مداد لاغره»

وروجک هم می‏خونه:

«چاقاله بادوم عزیزه

به زور توی دهانم

آب و غذا می‏ریزه

آخه عروسکا که

از این چیزا نمی‏خوان

نه چاق می‏شن نه لاغر

آب و غذا نمی‏خوان




:: بازدید از این مطلب : 542
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 خرداد 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید