نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟

تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟

نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟

******

تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز،

که از شرم نبود شاد‌پیغامی،

میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟

نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند

چیزی نمی‌خواهد

******

و چشمان تو آیا سوره‌ای از این کتاب هستی زیبا،

تلاوت کرده با تدبیر؟

******

تو از خورشید پرسیدی، چرا

بی‌منت و با مهر می‌تابد؟

تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله‌های شمع، پرسیدی؟

تو آیا در شبی، با کرم شب‌تابی سخن گفتی

از او پرسیده‌ای راز هدایت، در شبی تاریک؟

******

تو آیا، یاکریمی دیده‌ای در آشیان، بی‌عشق بنشیند؟

تو ماه آسمان را دیده‌ای، رخ از نگاه عاشقان نیمه‌شب‌ها بربتاباند؟

تو آیا دیده‌ای برگی برنجد از حضور خار بنشسته کنار قامت یک گل؟

و گلبرگ گلی، عطر خودش، پنهان کند، از ساحت باغی؟

******

تو آیا خوانده‌ای با بلبلان، آواز آزادی؟

******

تو آیا هیچ می‌دانی،

اگر عاشق نباشی، مرده‌ای در خویش؟

نمی‌دانی که گاهی، شانه‌ای، دستی، کلامی را نمی‌یابی ولیکن سینه‌ات لبریز از عشق است…

******

تو پرسیدی شبی، احوال ماه و خوشه زیبای پروین را؟

جواب چشمک یک از هزاران اخترِ آسمان را، داده‌ای آیا ؟!

******

ببینم، با محبت، مهر، زیبایی،

تو آیا جمله می‌سازی؟

******

نفهمیدی چرا دل‌بستِ فالِ فالگیری می‌شوی با ذوق!

که فردا می‌رسد پیغام شادی!

یک نفر با اسب می‌آید!

و گنجی هم تو را خوشبخت خواهد کرد!

******

تو فهمیدی چرا همسایه‌ات دیگر نمی‌خندد؟

چرا گلدان پشت پنجره، خشکیده از بی‌آبیِ احساس؟

نفهمیدی چرا آیینه هم، اخمِ نشسته بر جبینِ مردمان را برنمی‌تابد؟

******

نپرسیدی خدا را، در کدامین پیچ، ره گم کرده‌ای آیا؟

******

جوابم را نمی‌خواهی تو پاسخ داد، ای آیینه دیوار!!؟

ز خود پرسیده‌ام در تو!

که عاشق بوده‌ام آیا!!؟

جوابش را تو هم، البته می‌دانی

سکوت مانده بر لب را

تو هم ای من!

به گوش بسته می‌خوانی

به گوش بسته می‌خوانی

 




:: بازدید از این مطلب : 1731
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 17 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک به خون جگر شود
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من آری به یمن لطف شما خاک زر شود
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست سرها بر آستانه او خاک در شود
حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود



:: بازدید از این مطلب : 1818
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 17 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

ادب مرد به ز دولت اوست




:: بازدید از این مطلب : 1655
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 17 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
 

در زندگی ، روزهایی هستند..........

که از شب تا صــــــــــــبح فقط خوابِ بیداری را میبینی....!

و روز که میشود / تا شب ، ده ها بــــــار میمیری !
به همین راحتی.............. / مترسک ها ایستاده میخوابند !
پیــــر میشوند.....
و
میمیرند!


مترسک دیونه
------------------
نوشته های تنهایی مترسک




:: بازدید از این مطلب : 1754
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 17 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

برای برفی که آب می شود دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

برای اشکی که خشک شد و هيچ وقت نريخت

لبخندی که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست می دارم

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

برای پشت کردن به آرزوهای محال

به خاطر نابودی توهم و خيال دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به خاطربوی لاله های وحشی

به خاطر گونه زرين آفتاب گردان

براي بنفشيه بنفشه ها دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جاي همه کسانی که نديده ام دوست می دارم

تورا برای لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شيرين خاطره ها دوست می دارم

تورا به اندازه همه کسانی که نخواهم ديد دوست می دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ستاره های آسمان دوست می دارم

تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که نمی شناخته ام ...دوست می دارم

تو را به جای همه روزگارانی که نمی زيسته ام ...دوست می دارم

برای خاطر عطر نان گرم و برفي که آب می شود و برای نخستين گناه

تو را به خاطر دوست داشتن...دوست می دارم

تو را به جاي تمام کساني که دوست نمی دارم...دوست می دارم.

 




:: بازدید از این مطلب : 1593
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 17 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

مرد زندانی میخندد شاید به زندان بودن خویش شاید هم به آزاد بودن ما ، به راستی زندان در کدام سمت میله ها است؟

ارنستو چگورا




:: بازدید از این مطلب : 1855
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 17 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
 

اولین نقطه ای که از مرکز کائنات گریخت

و بر خلاف محورش به چرخش در آمد ، سر من بود!

من اولین قابله ای هستم که ناف شیری را بریده است !

اولین آواز را من خواندم ،

برای زنی که در هراس سکوتُ سنگُ سکسکه ،

تنها نارگیل شامم را قاپیدُ برد !

من اولین کسی هستم که از چشم زنی ترسیده است !

من ماگدالینم ! غول تماشا !

کاشف دلُ فندقُ سنگ آتش زنه !

سپهر را من نیلگون شناختم !

چرا که همرنگ هوس های نا محدودِ من بوده !

خدا ، کران بیکرانۀ شکوهِ پرستش من بود

و شیطان ، اسطورۀ تنهائی اندیشه های هولناک من !

اولین دستی که خوشه اولین انگور را چید دستِ من بود !

کفش ، ابتکار پرسه های من بود

و چتر ، ابداع بی سامانی هایم !

هندسه ! شطرنج سکوت من بود

و رنگ ، تعبیر دل تنگی هایم !

من اولین کسی هستم که ،

در دایره صدای پرنده یی بر سرگردانی خود خندیده است !

من اولین سیاه مستِ زمینم !

هر چرخی که می بینید ،

بر محور ِ شراره های  شور عشق  من می چرخد !

آه را من به دریا آموختم !

من ماگدالینم !

پوشیده در پوستِ خرس

و معطر به چربی ِ وال !

سرم به بوتۀ خشکِ گونی مانند است ،

با این همه هزار خورشیدُ ماهُ زمین را

یک جا در آن می چرخانم !

اولین اشک را من ریختم ،

بر جنازۀ زنی که غوطه ور در شیرُ خون

کنار نارگیلی مُرده بود !

بی هراس سکوتُ سنگُ سکسکه ... !




:: بازدید از این مطلب : 1886
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 17 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

"11 روش ساده و موثر برای تربیت و پرورش کودکی شاد"

 

 

شاد بودن یکی ازبزرگترین هدایا است که کودک می تواند از والدین خود بگیرد. مطلب زیر به شما می گوید چطور به کودکانتان عزت نفس و رضایتمندی پایدار بدهید.

 

یکی از بزرگترین هدایایی که والدین می توانند به کودکان خود بدهند توانایی و استعداد شاد شدن است. البته بین خوشحالی و شادی لحظه ای- مثلاً دادن یک اسباب بازی جدید یا یک سبد پراز تنقلات به کودک- و خوشحالی و رضایتمندی پایدار، تفاوت عمده ای وجود دارد. مطمئناً کودکان دوست دارند تفریح کنند و مانند بزرگترها نیازمندند تا عمیقاً احساس خوشبختی کنند. اما شادی واقعی مطلب قابل تعمق تری است و آن روح فرزند شما را تحت تاثیر قرار میدهد و در او این حس را بوجود می آورد که همه چیز دنیا خوب است.

 

متخصصان معتقدند، کودکان شاد ویژگیهای مشخصی دارند، از جمله: عزت نفس، خوش بینی و خویشتن داری. چنانکه خواهید دید، ایجاد و پرورش این ویژگیها بسیار ساده تر از آنست که تصور کنید، در اینجا 11 روش ذکر شده تا به فرزندتان کمک کنید دید مثبتی به زندگی داشته باشد.

 

 

1- ازسرگرمیهای سازمان نایافته وقدیمی استفاده کنید

 

کودکان موفق معمولاً کودکان شادی هستند، اما تلاش شما به منظور آماده سازی فرزندتان در رویارویی با مسائل زندگی، باعث می شود که تمام وقت او را با حجم زیادی از برنامه های مختلف پر کنید. تمامی بچه ها به زمانی برای کاهش فشار نیاز دارند. وقفه ای در زمان بازی و یا درس به آنها بدهید و بگذارید در این زمان تخیلاتشان آنها را هدایت کند و آزادانه بازی کنند. مثلاً سر فرصت حشره شکار کنند، آدم برفی بسازند و یا به عنکبوتی که تارمی تند نگاه کنند. اینها موجب می شود حس تخیل در کودک افزایش یابد و به کودک اجازه می دهد دنیا را با گامهای خودش کشف کند.

 

بهتر است شما هم برنامه پر مشغله و آشفته خود را کم کنید و کودکانتان را در هنگام تفریح همراهی کنید.

 

 

2- کمک کردن به دیگران را به کودکانتان بیاموزید.

 

برای آنکه بتواند شاد باشد احساس کند که عضو با ارزشی از یک اجتماع بزرگ است و می تواند به زندگی افراد دیگرمعنی ببخشد. با بوجود آوردن موقعیتهای مناسب، این احساس را در او ایجاد کنید. اسباب بازیهای قدیمی او را که دیگر نیازی به آنها ندارد، جمع کنید و از او بخواهید آنها را به خانواده های نیازمند بدهد، یا در فروشگاه از او بخواهید که مقداری مواد غذایی برای اهداء به مستمندان خریداری کند.

 

کودکان می توانند لذت کمک کردن به دیگران را در سنین پایین یاد بگیرند.

 

مثلاً چنانچه شما از تکه های اضافی پارچه عروسک درست می کنید، کودک دوساله شما می تواند کمک کند وبگوید چشم و دهان عروسک را در کجا قرار دهید.

 

 

3- همراه با کودک خود، فعالیتهای فیزیکی داشته باشید.

 

همراه با کودک خود گردش بروید ، با او بازی کنید ویا با همدیگر دوچرخه سواری کنید. با این کار نه تنها نیرو و بنیه کودک خود را تقویت می کنید بلکه باعث شادی و خنده اش می شوید. فعال نگهداشتن کودکان، استرس را در آنان کاهش می دهد و موجب می شود آنان انرژیشان را به طریق سالم تخلیه کنند. کودکان سالم از قدرت بدنی بیشتری نیز برخوردارند. کودکان بیشتر ازآنکه نگران ظاهرشان باشند، به کارهایی که انجامی می دهند، افتخار می کنند. چنانچه کودکتان را در انجام کاری که علاقه دارد، تشویق کنید، برای ایجاد شادی در او روشی جدید به کار گرفته اید.

 

 

4- با کودکانتان بخندید

 

برای بچه ها لطیفه تعریف کنید، شعرهای خنده دار بخوانید، خودتان را دست بیاندازید. خندیدن برای کودکتان و نیز برای خود شما مفید است. یک دلیل کاملاً فیزیکی این است که هنگامی که می خندید، تنش (نگرانی) و اضطراب آزاد می شود و اکسیژن بیشتری دریافت می کنید و سبکبال می شوید.

 

 

5- در تحسین کودکان خلاق باشید.

 

هنگامی که فرزند شما درهدفی که دنبال می کند به موفقیتی می رسد یا مهارتی کسب می کند، تنها به گفتن جمله«کارت خوب است» اکتفا نکنید. به جزئیاتی که آنها را موثر یافته اید، اشاره کنید. مثلاً بگویید:«روشی که تو برای توصیف قهرمان در خلاصه کتابت انتخاب کردی، به قدری عالی است که من احساس می کنم او زنده است». یا بگویید:«روشی را که برای کشیدن آن درختها به کاربرده ای، بسیار می پسندم.» این طرز برخورد بسیار پر معنادارتر از آنست که به شکل خیلی رسمی به پشتش بزنید و آفرین بگویید.

 

به طور کلی درتشویق افراط نکنید. یکی از معلمین کلاس چهارم می گوید:«من سابقاً هر پنج شنبه جوایزی به بچه ها می دادم اما متوجه شدم انگیزه و تلاش آنها بیشتر برای گرفتن جایزه است نه برای انجام صحیح تکالیف.» سعی کنید فرزندتان این مسئله را درک کند که رضایت و خشنودی واقعی، در انجام و اتمام یک کار است.

 

 

6- از خوب غذا خوردن کودکتان اطمینان داشته باشید.

 

چنانچه فرزندتان بد اخلاق یا بهانه گیراست، اگر بیمار نباشد، احتمالاً گرسنه است. اگر زمان غذا خوردن نیست از میان وعده ها استفاده کنید، ولی به خاطر داشته باشید که این میان وعده ها باید حاوی مواد مغذی(دارای ارزش غذایی) باشد و صرفاً شکم پرکن نباشد. خوب خوردن ازتغییرات رفتاری ناگهانی (مانند بهانه گیری) می کاهد و در بوجود آوردن احساس سلامتی و تندرستی موثر است. میان وعده های مفید عبارتند از: ماست کم چربی، میوه تازه یا خشک، یا کره و مربا با نان کامل گندم.

 

 

7- لبخند بزن

 

برای یک کودک هیچ چیز به اندازه یک خنده شیرین اطمینان بخش نیست. این خنده روشی مختصر و مفید برای گفتن «دوستت دارم» می باشد. در حالی که می خندید، سنگین و رسمی او را در آغوش بگیرید. به خاطر داشته باشید تمامی این لبخندها و در آغوش گرفتن ها، به همان اندازه که برای کودکتان خوب است، برای شما نیز مفید است.

 

 

8- با دقت به حرفهای کودکتان گوش دهید

 

برای کودک هیچ چیز به این اندازه مهم نیست که همه توجه تان به او باشد. دراین هنگام او آنچه را که در ذهنش است به شما می گوید. آیا می خواهید شنونده بهتری باشید؟ تمام حواستان را به کودک بدهید . اگر زمانی که شما مشغول پرداخت یا بررسی صورتحساب ها یا انجام کارهای روزمره هستید، فرزندتان با شما صحبت کرد، همه کارهایتان را کنار بگذارید و تمام توجه تان را معطوف او کنید. هیچگاه صحبت او را قطع نکنید و میان افکارش ندوید، حتی اگر تمام آنها را قبلاً شنیده باشید.

 

فرصتهای طلایی برای گوش سپردن به سخنان کودک با توجه کامل(و بدون این که کلامش را قطع کنید) یکی هنگام رانندگی است در حالیکه کودکتان همراهتان است و زمان مناسب دیگر، شب در رختخوابش می باشد.

 

 

9- ایده آل گرایی محض را کنار بگذارید

 

همه ما می خواهیم فرزندانمان هر کاری را به بهترین نحو انجام دهند. اما هنگامی که ما اقدام به تکمیل یا مرتب کردن کارهای آنها می کنیم ، ناخواسته اعتماد به نفس آنان را تضعیف می کنیم.«کارین ایرلند» نویسنده کتاب «عزت نفس را در کودکان بالا ببرید» و هم درمقام یکمادرمی گوید:«چنانچه ما محلهایی را که او فراموش کرده تمیز کند، دوباره تمیز کنیم یا پیشخوان آشپزخانه را دوباره دستمال بکشیم، در واقع به کودکمان گفته ایم که او به اندازه کافی آن کار را درست و خوب انجام نداده است. متاسفانه کودکان به راحتی باور می کنند به اندازه کافی شایستگی ندارند.

 

بار دیگر که می خواهید کار کودکتان را اصلاح کنید، از خود بپرسید:

 

1- آیا این موضوع حیاتی است یا به سلامتی مربوط است؟

 

2- آیا این موضوع تا 10 سال دیگر به همین نحو باقی خواهد ماند؟

 

چنانچه جوابهای شما منفی است- یعنی چنانچه آن کار ، مسئله مهمی نیست- بگذارید کارها را به همان نحو انجام دهد. مطمئناً کمک به کودک برای کسب مهارتهای زندگی، قسمت بزرگی از وظیفه والدین است . اما تنها یک قسمت از وظیفه آنان را تشکیل می دهد . ارتباط عاطفی بین شما و کودکتان بسیار مهمتر از این موضوع است که مثلاً وقتی او میز را می چیند، چنگال را در جای درست خود قرار داده است یا نه؟

 

 

10- به کودکتان یاد بدهید مشکلاتش را حل کند

 

از بستن بند کفش گرفته تا عبورایمن ازخیابان، هر مهارتی که کودک شما بدست می آورد، قدمی به سمت استقلال(اتکاء به نفس) وی می باشد. در واقع حتی دانستن این مطلب که او می تواند با این مسائل روبرو شود و آنها را حل کند، کمک می کند که کودک شما احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد. هنگامی که او با مشکلی مواجه می شود؛ اعم از اینکه آن مشکل اذیت شدن توسط همبازیش باشد یا شکست در چیدن تکه های پازل در کنار هم، شما می توانید بدین ترتیب به او کمک کنید:

 

1- مشکل او را بشناسید

 

2- راه حلی را که او به نظرش می رسد، بپرسید.

 

3-  مشخص کنید چه کارهایی به حل آن مسئله یا مشکل می انجامد

 

4- در مورد این که او خودش به تنهایی می تواند پیش برود یا به کمک شما نیاز دارد، تصمیم گیری کنید.

 

5- چنانچه به کمک شما نیاز داشت، وی را مطمئن کنید که به او کمک خواهید کرد.

 

 

11- به فرزندتان فرصتهایی دهید تا خود را نشان دهد.

 

هر کودکی استعداد یا مهارت ویژه دارد. چرا به او اجازه نمی دهید که کمی از آن را نشان دهد. آیا او کتاب خواندن را دوست دارد؟ از او بخواهید هنگامی که آشپزی می کنید، برایتان کتاب بخواند.آیا او حسابش خوب است؟ هنگامی که به خرید می روید بگذارید او انتخاب کند کدام کالا بیشتر می ارزد. «کارین ایرلند» می گوید:«هنگامی که شما در کارهای مورد علاقه کودکتان شریک می شوید و نشان می دهید که تحت تاثیر انجام آن کارها قرار گرفته اید، مرحله دیگری ازعزت نفس را در او به ظهور رسانده اید.»


:: بازدید از این مطلب : 1708
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 17 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
یک سوالی پیش می آید چگونه از زندگی خود لذت ببریم؟

شما باید زندگی را مثل یک توپ تصور کنید یعنی چیزهای کروی با ضربه کوچک مسافت زیادی را طی می کنند و اگ این توپ در اختیار بگیرید و آن را کنترل کنید و با ذهن و خیال شما حرکت کند می توان صحنه های زیبایی خلق کرد  پس این موارد را باید به یاد داشته باشیم.

1-زندگی را زیبا ببینیم واز لحظه هایی در پیش داریم به نحو احسن از آن استفاده کنیم

2- در زندگی مثبت نگاه کردن به مسایل را باید مدنظر داشت و از ظن وگمان بی مورد دوری جست چون تجربه ثابت کرد افرادی که زیاد وسواسی و منفی گرا هستند در عذاب بیشتری به سر میبرند

3-با افراد تعامل بیشتری داشته باشیم و حدالامکان آنهایی که بیشتر دوستشان داریم و از بودن با آنان لذت می بریمچون روحیه انسان بسیار تغییر می کند

4-حرفهای غیر منطقی دیگران را در زندگی خود وارد نکنیم به طور مثال شما را ترغیب در مرد سالاری در خانه نکند بلکه شما باید بدانید افرادی که یک تیم دو نفره خود را با همسرش می بینند شادتر و موفق تر هستند و از زندگی کم تنش تری بر خوردارندو از زندگی لذت بیشتری میبرند.

5-کینه ورزی را کنار بگذارید چون کینه قلب آدم را سنگ میکند افراد کینه ورز دائم در حال انتقام گیری هستند حتی در خواب . و مطمئن باشید از زند گی لذت نمی برید هیچ در عذاب هم خواهید بود.

6-هدایا را در زندگی خود زیاد کنید حتی اگر قیمت ریالی آن کم باشد . هدیه پیوند ها را محکم در نتیجه محبت را زیاد ودر نتیجه نهایی لذت زندگی را بالا میبرد.

7-در زندگی به همسرتان شخصیت دهید در نتیجه ایشان هم به شما شخصیت میدهد و در نتیجه برای یکدیگ اهمیت پیدا میکنید ودر نتیجه محبت نا گسستنی در میان شما پدیدار میشود.

8- سعی کنید خود را در برابر مشکلات شاد جلوه دهید وهمه مشکلات را در زندگی خود وارد نسازید چون روحیه شما را از شما می گیرد .

9-در نهایت به همه خوانندگان توصیه میشود از دقایق زندگی از هم اکنون استفاده بهینه کنند چون در وقت پیری نگویند ای جوانی یادش بخیر.

Hamtaraneh.com




:: بازدید از این مطلب : 2459
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 17 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
افراد وسواسی به دقت این مطالب را بخوانید چون خیلی خوب می توانید خود را از این بیماری نجات دهید.


وسواسی انواع مختلف دارد وشما به نوعی می توانید از آن برداشت داشته باشید و ما بیشترین بحث بر روی نجاست و پاکی می باشد

1-افراد اراده خود را جزم کنند ، یعنی از همین الان شروع کنند و خود را در معرض آزمایش قرار دهند آنوقت می فهمند که تاثیری بسزایی در پیشرفت درمان این بیماری مضحک دارد.

2- از غذاهایی که اعصاب شما را راحت میکند استفاده کنید یعنی با پزشک اعصاب و روانمشورت کرده و غذاهایی که برای اعصاب شما خوب است را تجویز کند و با یک سری قرص هایی پیشرفت شما را در مبارزه با این بیماری بیشتر میکند و سعی کنید در دماهای راحتی باشید

3-از چیزی که فکر شما را مشغول میکند فرار کنید چون در مراحل اول و در چند دفعه اول شاید سخت باشد ولی این کار را تمرین کنید و موفق میشوید و امید شما بالا مرود و راحتتر می توانید مراحل بعدی را پیش ببرید

4- برخی از چیزها از ندانستن مسئله نشات می گیرد آیا شما یک مرجع تقلید وسواسی دیدید مطمئنا خیر پس شما باید مسئله را خوب بدانید و از کارهای غیر منطقی دوری جویید و اگر سوالی برای شما پیش آمد به رساله مراجعه کنید و اگر دیدید آن مساله در رساله هم نبود به دفتر مرجع تقلید خود زنگ بزنید و مساله ای را به شما گفتند انجام دهید و سعی کنید اضافه تر آن مورد انجام ندهید چون وسواسی شما را بیشتر میکند و تمرین کنید که این مساله درست است است

5-شما به برادر و خواهر و پدر و مادر و اطرافیان خود نگاه کنید و آنچه که ؛آنان طبق عرف انجام می دهند شما هم همان را انجام دهید، یعنی شما با انجام دادن کارهای عرف مرتکب گناه نمی شوید و مطمئن باشید خداوند از این کار شما راضی می باشد

6-سعی کنید در مراحل اولیه درمان سوالات خود را از افرادی که وسواسی شما را زیاد میکند نپرسید و همان طور که در فوق ذکر کردم سوال بفرمایید

7-باور کنید درمان وسواسی با یک تمرین و مقاومت کردن در برابر آنچه که دل شما می خواهد آن را انجام دهیدخیلی راحت است است و به خودتان بباورانید که این یک عادت است در دور بر خود تحققیق کنید آیا فردی نیست که به عادت ناخن خوری مبتلا باشد آیا با یک تمرین چند هفته ای بر طرف نشد پس شما هم می توانید و نا امید نباشید

8-شما در مرحله اول درمان برای مقابله کردن خواسته های غیر منطقی دلتان که حالت مشوش دارد باز هم حالت تشویش داشته باشد ولی بعد از چند بار تمرین کردن آن حالت کم شده و امید در شما زنده تر شده.

9-سعی کنید تفریحات خود را زیاد کنید و از تنهایی دوری کنید و در محیطهای خوش آب و هوا و جاهای سرسبز بیشتر بمانید.

10-ورزش را از تفریحات خود خارج نکنید

11-مطمئن باشید به خواسته دلتان عمل نکنید نمیمیرید و اتفاق خاصی نمی افتدو زندگی به حالت بهتری به شما روی می آورد.

12-سوالاتی که در زندگی روز مره شما زیاد پیش می آید آنها را یاد داشت کنید و از جای معتبر سوال کنید و طبق معمول همان را انجام دهید و غیر منطقی عمل نکنید.

13-به خودتان نگاه کنید آیا شما دارید بهتر عبادت میکنید یا یک شخص غیر وسواسی

14-شما باید بدانید کاری که یک شخص وسواسی انجام می دهد نه تنها موافق دین ما نیست بلکه مخالف می باشد

در پایان آرزومندم همه افراد وسواسی با اراده محکم خود موفق باشند

اگر سوالی داشتید در قسمت نظرات منتظر شما هستیم.

بهشت هایی بر روی زمین ( تصویری) - www.taknaz.ir




:: بازدید از این مطلب : 1890
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 17 مرداد 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران