نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی




:: بازدید از این مطلب : 482
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 05 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

وقتی دستام خالی باشه ...

وقتی باشم عاشق تو ...

غیر دل چیزی ندارم ...

که بدونم لایق تو ...

دلمو از مال دنیا  ...

به تو هدیه داده بودم ...

باتموم بی پناهی به تو تکیه داده بودم ...

ولی افسوس ...




:: بازدید از این مطلب : 529
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 05 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
 سلام دوستای گلم

این چند بیت شعر رو دقیقا ۳ سال پیش یکی از دوستام روی گوشیم

فرستاد و دیگه از اون روز ازش خبری ندارم براتون می نویسم شاید خوشتون

بیاد .

 

تکیه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم

ما که به هم نمی رسیم بسه دیگه بذار برم

کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پریرت کنم؟

حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم؟

من نه قلندر میشم و نه قهرمان قصه ها

نه برده ی حلقه به گوش نه مثل اون فرشته ها

من عاشقم همین و بس ! گریه نداره بی کسیم

قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمیرسیم




:: بازدید از این مطلب : 620
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 05 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
من غــــــرورم را به راحتــــــی به دست نیــــــاوردم
کــــــه اگه دلـــت خواست خـــــردش کنی ... !
غـــــــرور من اگر بشکـنـــــــد
با تـــکـــــه هـــایـــــش
شاهـــــــرگ زنــــدگـــــی تـــــو را نیز خواهـــــم زد... .



:: بازدید از این مطلب : 487
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 05 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

من نمیدانم آدمهایی که میگویند ما باران را دوست داریم چرا با چتر به استقبالش میروند




:: بازدید از این مطلب : 542
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 05 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

سلامتی سیگار ؟

اگه آتیشش بزنی...

کوچیکش کنی...

دور بندازیش...

زیر پات لهش کنی...

صداش در نمیاد !!!!!!!




:: بازدید از این مطلب : 512
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 05 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

چـرا سـاکـت نـمـی شـوی؟

صـدای نـفـس هـایـت . . . در آغـوش ِ او


از ایـن راه ِ دور هـم آزارم مـی دهـد !!!

لــعــنــتــی . . . آرامـتـر نـفـس نـفـس بـزن !

 

شده ام سنگ صبور روزگار.....

دارد تمام غم هاي ديرينه اش را يك جا به خوردم مي دهد..




:: بازدید از این مطلب : 470
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 05 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

عشق افلاطونی معمولأ به رابطه‌ای عاطفی اما بدون روابط جنسی میان دو نفر گفته می‌شود. این اصطلاح به تعریف افلاطون از عشق در کتاب ضیافت اشاره دارد. این اصطلاح (Amer platonicus در زبان لاتین) نخستین بار توسط مارسیلیو فیچینو در سده پانزدهم برای توصیف احساسات و عواطف میان سقراط و شاگردانش به کار رفت.

عشق از جمله مباحث اساسي فلسفه افلاطون است. در ميان آثار افلاطون دو گفتگوي مهماني و فايدروس که عمدتاً به مسألة عشق و زيبايي پرداخته اند مبناي اين پژوهشند . براي روشن نمودن معناي عشق افلاطوني از تفسير فيچينو بر اين دو رساله استفاده شده است.

اما ابن سينا گذشته از مطالب پراكنده اي که مي توان در آثار مختلف وي دربارة عشق يافت، رساله اي به نام رسالة العشقدارد كه در آن به طور متمركز به بحث در باب عشق پرداخته است . اين رساله اساس اين پژوهش بوده است.

پس از شرح ديدگاه افلاطون و ابن سينا به بيان هماننديهاي ميان اين دو ديدگاه تا حد امكان پرداخته شده است.

اهداف اين رساله از اين قرارند: تبيين جوهر عشق نزد افلاطون و مشخص نمودن جايگاه عشق در فلسفه وي؛ بيان رابطه عشق افلاطوني با زيبايي، فلسفه، نيک، ايده ها و... .؛ تبيين جوهر عشق نزد ابن سينا و بازنمودن ديدگاه وي دربارة عشق؛ بيان رابطه عشق با كمال ، زيبايي، خير محض و ... نزد ابن سينا؛ بيان وجوه همانندي ميان اين دو ديدگاه.

افلاطون در مهماني صعودي پله پله از امور جسماني به روحاني را بيان مي كند. عشق دمون و واسطه اي است كه در اين صعود عاشق را از مراحل پست تر به مراحل والاتر هدايت و تربيت مي كند. غايت اين راه وصول به زيبايي في نفسه است. عاشق هنگامي که با رهبري عشق به اين غايت مي رسد از حيات جاويدان بهره مند مي گردد.

افلاطون در فايدروس عشق را از اقسام چهارگانة جنون الهي برمي شمارد و معتقد است تنها جنون عشق است كه ما را به موطن ملكوتي و آسماني مان باز مي گرداند. تنها فيلسوف مستعد اين گونه جنون است.

اما مفسر وي، فيچينو، نيز نگاهي افلاطوني به عشق دارد و بر اين باور است که هدف غايي عشق زيباييست که در نهايت تجسم خود خداست.

به نظر فيچينو يك تجربة حقيقي از عشق، انسان را از ميل طبيعي و ذاتي نفس براي اتحاد با خدا آگاه مي سازد؛ اين ميل ممكن است با يك عنصر حسي شروع شود، اما اين صرفاً يك آمادگي براي عشق راستين، كه عشق به خدا است مي باشد. همچنين زيبايي و خير زودگذر كه علاقة هيجان آور متقابلي ميان انسانها برمي انگيزاند، بازتاب زيبايي و خير الاهي است. در واقع مبناي حقيقي عشق فعال، كوشش آگاهانه نفوس در حرکت به سوي خدا، در يك تجربه متفكرانه مي باشد. اين جستجوي فعال براي حقيقت در طول حيات فلسفي، پايه حقيقي عشق و به وجود آورندة وحدت واقعي بين عشاق است. عشق الهي مستقل از جنسيت ميان عشاق است. مفهوم فيچينو از عشق در اين معنا شامل مفهوم نوعدوستي نزد پولس و آگوستين و همچنين مفهوم غير مسيحي كلاسيك دوستي است.

به نظر فيچينو تنها شکل حقيقي و کامل عشق، عشق دو طرفه ميان افراد است و چنين عشقي نه فقط يک الزام اخلاقي بلکه يک الزام کيهاني است.

اما ابن سينا عشق را در مراتب گوناگون هستي از ضعيف ترين درجة وجود يعني هيولاي اولي تا قوي ترين مرتبة آن، يعني واجب الوجود ساري و جاري دانسته است؛ عشق در هريک از اين مراتب از درجات گوناگوني برخوردار است.

به نظر وي راز بقا و تكامل در عشق است. علاوه بر اين او با استمداد از ذوق عرفاني و روش فيلسوفانه به اثبات اتحاد عشق و عاشق و معشوق پرداخته و توانسته است سلطنت عشق را در پهنة وسيع جهان مدلل دارد.

نهايتاً دو فيلسوف در مواردي از اين قبيل هم رأي هستند: عشق را در تمامي موجودات ساري دانستن؛ عشق را قديم و سرچشمة والاترين نعمتها برشمردن؛ عشق مجازي را گامي براي وصول به هدف نهايي دانستن؛ ديدگاه دو فيلسوف دربارة عشق هاي حيواني؛ توليد مثل را عامل جاودانگي و بقاي موجودات برشمردن؛ همراه بودن عشق و لطافت و زيبايي و توازن؛ متجلي شدن عشق هم در ذات عاشق و هم معشوق؛ في نفسه مطلوب و معشوق بودنِ خير؛ غرض عشق.




:: بازدید از این مطلب : 597
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 05 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست

تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست

قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو

گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز

که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافی ست ...




:: بازدید از این مطلب : 535
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 05 مرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
1v2q5r4s6p6nusfx416w.jpg




:: بازدید از این مطلب : 502
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 05 مرداد 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران