عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
دیشب
سر رفت
حوصله تنهایی ام
لکه دار کرد
دفتر شعرم را
ورق ورق
که خاطرات تو بود
با دستمال آرزوهایم
هر چه سعی کردم
پاک نشد
سر رفته های حوصله ام
نبود تو جمع شد
جمع تر
تمام تو آب شد
در چشمم
غلطان غلطان
روی صورتم
از چانه ام آویزان
چکیدی
آسوده شدم
دیگر
از چشمم
افتادی
دفتر شعرم
شومینه را
سوخت
تا صبح!
RSS
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید