نوشته شده توسط : alavijeh2011

دلم تنگ است ...

نمی دانم ز تنهایی پناه آرم کدامین سوی ...

پریشان حالم و بی تاب می گریم و قلبم بی امان محتاج مهر توست ...

نمی دانی چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم من ...

به دنبال تو همچون کودکی هستم و معصومانه می جویم پناه شانه هایت را...

که شاید اندکی آرام گیرد دل ...

دلم تنگ است ...

وتنهایم و تنهایی به لب آورده جانم را...




:: بازدید از این مطلب : 412
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : دوشنبه 01 خرداد 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران