نوشته شده توسط : alavijeh2011

دلم تنگ است ...

نمی دانم ز تنهایی پناه آرم کدامین سوی ...

پریشان حالم و بی تاب می گریم و قلبم بی امان محتاج مهر توست ...

نمی دانی چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم من ...

به دنبال تو همچون کودکی هستم و معصومانه می جویم پناه شانه هایت را...

که شاید اندکی آرام گیرد دل ...

دلم تنگ است ...

وتنهایم و تنهایی به لب آورده جانم را...




:: بازدید از این مطلب : 419
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
تاریخ انتشار : دوشنبه 01 خرداد 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید