نوشته شده توسط : alavijeh2011
من تو را به کسی هدیه می دهم که از من عاشق تر باشد و از من برای تو مهربان تر. :x

من تو را به کسی هدیه می دهم که صدای تو را از دور، در خشم، در مهربانی،در دلتنگی، در خستگی، در هزار همهمه ی دنیا، یکه و تنها بشناسد.

من تو را به کسی هدیه می دهم که راز معصومیت گل مریم و تمام سخاوت های عاشقانه این دل معصوم دریایی را بداند؛ و ترنم دلپذیر هر آهنگ، هر نجوای کوچک، برایش یک خاطره باشد. :x

او باید از نگاه سبز تو تشخیص بدهد که امروز هوای دلت آفتابی است؛ یا آن دلی که من برایش می میرم، سرد و بارانی است.ای بهانه ی زنده بودنم؛

من تو را به کسی هدیه می دهم که قلبش بعد از هزار بار دیدن تو، باز هم به دیوانگی و بی پروایی اولین نگاه من بتپد.

همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم.تو را با دنیایی حسرت به او خواهم بخشید؛

ولی آیا او از من عاشق تر و از من برای تو مهربان تر است؟ آیا او بیشتر ازمن برای تو گریسته است؟؟ نه... هرگز...هرگزولی، تو در عین ناباوری، او را برگزیدی... :(

یك بار دیگر بگذار بی ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برایت تنگ می شود.روزهایی که تو را نمی بینم، به آرزوهای خفته ام می اندیشم، :(

به فاصله بین من و تو،...کاش بازهم می توانستم که بگویم عاشقانه دوستت دارم تا ابد



:: بازدید از این مطلب : 409
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

ما ""مـــرد"" هستیم!
دستــــانمان از تو زِبرتر و پهن تر است!!!
صورتمان ته ریشى دارد!!!
گاهی دلگیراز بی وفایی ها ، اما دلمان دریــــاست!
جـــاىِ گریـــــه کردن به بالکن میرویم و اب و هوائی عوض میکنیم!!!

... ... ... ... ما با همــــان دستان پهن و زبرتو را نوازش میکنیم!!!
دریایی از گرفتاری هم باشیم ،
ولی..
با همان صورت ناصاف و ناملایم تو را میبوسیم ونوازشت میکنیم..
تو آرام شوى!!!
آنقــــدر مارا نامــــرد ""نخوان""!!!
آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتمان را""نسنج""!!!
فقط به ما ""دلت را بده"" تا زمین و زمان را برایت بدوزیم!!!


تقدیم به مردان خوب دنیا

روزتان پیشاپیش مبارک




:: بازدید از این مطلب : 492
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

ما بچه بودیم یه بازی بود به نام :

«همه ساکت بودند ناگهان خری گفت» …

صد برابر پلی استیشن ۳ لذت داشت !

طنز نوشته

چه لحظه باشکوهی بود اون لحظه..!

وقتی معلم میبردمون پا تخته ازمون درس بپرسه وسطش زنگ می خورد..!

طنز نوشته

 خدایا

مارو ببخش که در کار خیر

یا “جار” زدیم…

یا “جا” زدیم…

طنز نوشته

یکی از بدترین لحظه های زندگی وقتیه که فیلم رقصیدنت رو توی جمع نگاه می کنی 

طنز نوشته

تا حالا دقت کردین چقدر حرص آوره که سر غذا

دقیقا اون چیزی رو بر میدارن که تو کلی تو ذهنت واسش نقشه کشیده بودی

طنز نوشته

امروز رفتم از دستگاه خودپرداز پول بگیرم مبلغ رو زدم ۵۰۰۰۰ تومان .

یه ده هزار تومنی داد! سه تا پنج هزار تومنی داد!

پنج تا دو هزار تومن داد! پونزده تا هزاری!

یه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت،نزدیک بود پولو برگردونم تو دستگاه!

طفلی خودشو کشت ۵۰ تومن منو جور کرد!

طنز نوشته

زنی که سرو صدا داره یعنی دوستت داره

از زنی که ساکت شده بترس

یعنی پایان .

طنز نوشته



:: بازدید از این مطلب : 475
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
شاید اندازه ی آن نباشم که روایت کنم ولی:

بهارِ امسال که مناطق راهیان رفتیم،بیشتر از همه جا "شرهانی"دلم را کَند.عجیب بود! از شلمچه هم بیشتر برایم دلربا تربود.

آن غروبش،آن غربتش...اصلا عجیب " غریــــب"بود.

یاد حضرت زینب،آن تل زینبیه دلم را پر کرد.

بعد ها که کتاب خانه ام را می گشتم،کلمه ی شرهانی در یک برگه نظرم را جلب کرد.وقتی خواندم نوشته بود:

رمز عملیات:یازینب کبری

...

شلمچه،فکه،اروند رود،طلاییه به خدا خوب هستند ولی جایی که غریب تر است "شرهـــــانی"ست.

شنیده ام افراد خاص را می طلبند،

بدانید ای پاکان!

من در سیاه بازی و سیاه کاری و تاریکی خاص ام.

می طلبید مــــــــــرا ایهــــا الشهداء؟



از دیگران:

اینجا شرهانی است...

کلیپ تفحص شهدای شرهانی



:: بازدید از این مطلب : 1381
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011







:: بازدید از این مطلب : 538
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011


وقتی که  رفتی

تو این اندازه نبودی!


علی اکبر رفتی،

علی اصغر برگشتی...

از اهل زمین:
وقتی می فهمم خونِ شما خاک راپرورده کرده ،آرامتر قدم برمی دارم...



:: بازدید از این مطلب : 446
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
منطقه عملياتي فاو بوديم كنار اروند رود داخل سنگر، روزگار مي‌گذرانديم .شهيد قنبري مي‌گفت:"بچه‌ها بجنبيد، يك فكري بكنيد اگر زودتر دست به كار نشويد و به شهادت نرسيد معلوم نيست فردا كسي بتواند جنازه شما را از روي زمين بردارد چون جوانان به سرعت دارند به شهادت مي‌رسند خلاصه گفته باشم".


نرم افزار راهیان نور.شوخ طبعیها


باتاخیر:

عیدکُم مَبروک!



:: بازدید از این مطلب : 570
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011


قالب وصال
برای میهن بلاگ|بلاگفـــــا|بلاگ اسکای
کلیک کنید




:: بازدید از این مطلب : 554
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
بسم الله ...

مادرم تعریف می کرد:

وقتی خبر آوردند که عمویت شهید شده،مادرش که فهمید،بی قراری می کرد،گریه و زاری می کرد.

یک لحظه دیدم عمورمضان از توی حیاط سریع آمد پیش مادرش.ایستاد ونگاهش کرد.

اما وقتی دید که من نگاهش می کنم از همان جایی که آمده بود برگشت...

ولاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات...

(اززبان همسرِبرادر شهید)

منبع:آسمانه


+  من آن یاس کبودم که در سینه قبرم** فقط اشک تو ریزد شبانه روی قبرم



:: بازدید از این مطلب : 564
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

02-tafavote-2-ax

 

.

 

.


01-tafavote-2-ax

______________________________________________________________________________

"مادر"دو بخش دارد و"ما" هر چه فریاد داریم از بخش دوم است ...در...


*** امام صادق (ع)فرمود: نيکي به پدر و مادر نشانه شناخت شايسته بنده خداست. زيرا هيچ عبادتي زودتر از رعايت حرمت پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا انسان را به رضايت خدا نمي رساند.(بحارالانوار،ج74،ص77)

***روزى رسول اكرم (صلی الله عليه و آله) به خانه حضرت زهرا (سلام الله عليها) وارد شد. فاطمه (سلام الله عليها) در آن هنگام مشغول نماز مستحبى بود. وقتى كه صداى پيامبر (صلی الله عليه و آله) را شنيد، به احترام پدر بزرگوارش نمازش قطع كرد و شتابان به استقبال پيامبر (صلی الله عليه و آله) رفت و سلام كرد. پيامبر (صلی الله عليه و آله) دست محبت بر سر حضرت زهرا (سلام الله عليها) كشيد و فرمود : «خدا تورا مشمول مهر و رحمتش قرار دهد.

ازوبلاگ:عشق یعنی یه پلاک


دارم فکر میکنم:

که چقدر هم ادعایمان می شود...

خداوند به کسی که به پدر ومادرش نیکی کند، پاسخ می دهد،فکر نمی کنم فرقی داشته باشد که مسلمان باشد یا که نباشد!



:: بازدید از این مطلب : 517
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران