نوشته شده توسط : alavijeh2011
عادت داشتیم که پس از بیداری از خواب، وضو بگیریم. در وقت نگهبانی ،چند بار داخل چادر شدم. بچه ها در خواب عمیقی بودند. هنوز ساعتی به وقت نماز شب مانده بود.

چند تن از بچه ها بیدار بودند. یک بار دقت کردم ، صدای ذکر شنیدم. صدای آن بیدار ها نبود،

            خواب ها، در خواب ذکر "یافاطمه ،یافاطمه"،"یاحسین، یاحسین" و...می گفتند

عجیب بود ومرابه اندیشه واداشت؛ از بس در روز به یاد خدا و اولیاء الهی بودند و باوضو می خوابیدند، شب هنگام، در خواب هم ذکر خدا بر لبشان بود. آن نوجوانان به من زاهد و عارف می گفتند؛ چون من، چند لقمه کمتر از آن ها می خوردم؛

اما عارف راستین خودشان بودند. روح و قلبشان نورانی بود.اگر چنین نبود، توانایی آن همه سختی و رنج را نداشتند.

منبع:کتاب سیزده ساله ها

آسمانه




:: بازدید از این مطلب : 532
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011



دوستان یه نکته ای که حتما حتما باید بهش توجه کنیم و ازین به بعد تو کلید واژه

هامون ازش استفاده کنیم؛ دو عبارت emam naghi و imam naghi هست. این دو تا

کلمه تو ایمیج های گوگل افتضاحه!!!


فرض کنید یه خارجی اسم ایشونو بزنه و این عکس ها رو ببینه! نمیدونم با خودش چه

فکری خواهد کرد!!

الحمدلله اسم امام نقی علیه السلام مشکلش توی لینکهای گوگل تا حد زیادی رفع

شده، اگه همت کنیم مشکل این دو واژه هم انشاالله حل خواهد شد.


 

خواهشا سایت هایی رو که حاوی عکسهای مبتذل هست به هیچ عنوان باز نکنید! چون در این صورت در آمار گیر های اونا ثبت می شه. و کلا رتبه

ی اونو بالا می بره.


منبع:کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان




:: بازدید از این مطلب : 460
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011



منبع



:: بازدید از این مطلب : 534
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

کسانیکه خودشون رو خوب پذیرفتند اعتماد به نفس فوق العاده چشم گیری دارند .


 


یعنی چه؟ 


در درون خودشون رو تایید می کنن.


برای انسان بودنشون ارزش قائل هستن .


از توانایی رشد و پیشرفت و خلاقیت و نو اندیشی خودشون لذت می برند .


از خودشون رضایت خاطر دارن .


و ...


 


نقطه بر عکس اینها :


کسانیکه خودشان نسبت به خود چنین محبت و توجهی رو ندارن .


نیاز پیدا می کنن که این خلاء رو از طرف یه نر یا افرادی پر کنن.


 


 


این بیماری هست می خواد واقعی باشه یا تظاهر کنه !


 


یکی که مورد تایید خودش باشه و به نیاز های جسمی روحیش توجه داره خیلی کم به بیماری مبتلا می شه .


حتی فکر بیمار شدن یعنی یه جورایی نیاز به جلب توجه دیگران هم در ذهنش راه پیدا نمی کنه .


 


ولی کسیکه اعتماد به نفس نداره :


 


واقعا بیمار می شه تا توجه و محبت دیگران را بر انگیزه . یا اینکه خوش رو به بیماری می زنه تا به این مقصود برسه .


 


مثلا پاش به آرومی یه جایی می خوره و دو سه روز لنگ لنگ کنون راه می ره .


یا اینکه همیشه حالت سرما خورده به خودش می گیره . یا یه سردرد رو بهانه می کنه .


 


اما در کل فرقی نمی کنه که بیماری واقعی باشه یا نه در هر حال علت اصلی این رفتار ها نیاز به جلب توجه و محبت دیگران هست .


وقتی به این هدف می رسه توجه و محبت اطرافیاش را به خودش جلب می کنه و راضی می شه و انتظار می کشه تا دوباره بیمار بشه .


 


دوستان خوب من قبل از مبتلا شدن به این حالت از خودتون مراقبت کنید .


به خودتون عشق بورزید .


به خودتون و نیازهاتون عمیق احترام بگذارید . و توجه کنید .


حتی اگه بیمار هم شدین خودتون از خودتون دلجویی کنید .


برای خودتون دعای خیر و سلامتی کنید .


 


 


در پناه حق باشید.



:: بازدید از این مطلب : 364
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

هميشه مردم لباس هاي كهنه و پوسيده اشون رو دور مي ندازن دارم به اين فكر مي كنم كه چرا بعضي ها افكار كهنه و پوسيدشون رو هيچ وقت دور نمي ندازن



:: بازدید از این مطلب : 398
|
امتیاز مطلب : 335
|
تعداد امتیازدهندگان : 79
|
مجموع امتیاز : 79
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
ابراهام مازلو معتقد است كه نيازهاى انسان، شامل پنج گروه اصلى هستند: فيزيولوژيكى، ايمنى، اجتماعى (تعلق يا عشق)، نفسانى(عزت نفس) و خودشكفتگى(خودشکوفايي).
وي مي گويد كه اين نيازها نردبانى را مى‏سازند كه هرگاه نياز سطح پايين ارضا شود، سطح بعدى فعال‏تر مى‏شود. در پايين‏ترين سطح نيازهاي فيزيولوژيکي قراردارند:


1 ـ نيازهاي فيزيولوژيکي:اين نيازها مشخص و محسوس و آشکار هستند و انسان در شرايط عادي نسبت به آنها آگاهي کامل دارد. دررأس سلسله‏مراتب مازلو، نيازهاى فيزيولوژيكى قرار دارند. اين‏ها اساسى‏ترين نيازهاى همه هستند؛ مانند نياز به غذا، آشاميدن، مسكن و استراحت.

2 ـ نيازهاى ايمنى: پس از رفع نيازهاي فيزيولوژيك نياز ايمني، انگيزه انسان قرار مي گيرد كه شامل ايمني، ثبات، حمايت، نظم و رهايي از ترس و اضطراب است به اعتقاد مازلو همه ما تا اندازه اي نياز داريم كه امور، جرياني عادي و قابل پيش بيني داشته باشند، نحمل عدم اطمينان دشوار است. در نتيجه مي كوشيم تا سر حد توانايي به امنيت، حمايت و نظم دست مي يابيم. مانند نياز به محافظت در برابر خطرات يا بيكارى و نياز به امنيت.

3 ـ نيازاجتماعي يا نيازهاي تعلق: مهر و محبت، دوستي و علاقه به عنوان كلي نيازهاي اجتماعي معرفي ميشوند، اين نيازها بازگو كننده اشتياق انسان براي پذيرفته شدن توسط ديگران است. پيوستن به ديگران، پذيرفته شدن و تعلق داشتن به گروه در اين طبقه از نيازها قرار مي گيرد و ممكن است براي يافتن احساس تعلق، به گروه يا باشگاهي بپيونديم و ارزش ها يا ويژگي هاي آن را بپذيريم يا لباس متحد الشكل آن را به تن كنيم. با ايجاد رابطه نزديك و مهر آميز با ديگري نياز به محبتمان را بر مي آوريم. مانند وابستگى، نياز به تأثير و تأثر و نياز به دوستى و نياز به عشق و تعلق.

4 ـ نيازهاى نفسانى يا نياز به احترام و عزت نفس: به اين ترتيب پس از ارضاي نيازهايي كه بر شمرديم نياز به احترام و عزت نفس در درجه اول اهميت قرار گرفته و به عنوان انگيزه رفتار و عملكرد انسان قرار مي گيرد كه شامل نياز به احساس ارزش، در نظر گرفتن خود و ديگران، احساس موفقيت و مسوليت مي باشد. به بيان ديگر نيازهاي عزت نفس شامل اجرا، دستيابي و نشان دادن كفايت در كارها مورد تاييد و شناخت ديگران واقع شدن مي باشد.

مازلو در توضيح نياز به عزت نفس مي گويد: همه افراد جامعه ما (بجز برخي بيماران) به يك ارزشيابي ثابت و استوار و معمولاً عالي از خوشان، به احترام به خود يا عزت نفس يا احترام به ديگري تمايل دارند ولي در جاي ديگر مي گويد: اين سطح از نيازها را مي توان در دو مجموعه فرعي طبقه بندي كرد اول اينكه آنها عبارت از: تمايل به قدرت، موفقيت، كفايت،سيادت، شايستگي، اعتماد در رويارويي با جهان، استقلال و آزادي. دوم اينكه در ماچيزي هست كه مي توانيم آن را تمايل به اعتبار و حيثيت (كه آن را احترام ديگران نسبت به خودمان مي توان تعريف كرد)، مقام، شهرت، افتخار، برتري، معروفيت، توجه و اهميت و حرمت يا تحسين بناميم


5 ـ نيازهاى خودشكفتگى يا نياز به خود شكوفايي: نياز به خود شكوفايي عالي ترين نيازها است و احتياج آدمي را به درك حقايق و درك زيبايي نشان مي دهند و به بروز و ظهور استعدادها و ذوق او ميدان مي دهند. اين نيازها ضمناً منشا كشف مجهولات و ايجاد علوم و فنون و هنرهاي زيبا بوده و از اين پس نيز خواهد بود.



:: بازدید از این مطلب : 522
|
امتیاز مطلب : 21
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

کنترل مرد عاشق به مراتب راحت تر از کنترل مرد هوس باز است. برای خانم ها دشوار است که بعد از چند سال اول ازدواج همسرانشان را به خودشان علاقه مند نگه دارند، چون هوس بعد از مدتی کوتاه از بین می رود و مردها ذاتاً بعد از ارضای هوس هایشان علاقه شان را از دست می دهند.

برای اینکه مردتان را همچنان علاقه مند و مشتاق نسبت به خودتان نگه دارید، باید نقش یک اغواگر را بازی کنید، او را به بند بکشید و باعث شوید که عاشقتان شود.

در زیر به چند نکته ساده برای اینکه همسرتان را از نظر احساسی خلع سلاح کنید اشاره می کنید تا بتوانید افسار رابطه را همیشه در دستان خودتان نگه دارید!

 

زن افسونگر باشید

با بازی کردن نقش زن افسونگر، مردتان را همیشه مشتاق نگه دارید. ابری از رمز و راز در اطراف خودتان ایجاد کنید. یک درجه مشخص از رمزآلودی و اسرارآمیزی باعث می شود مردتان بیشتر و بیشتر از شما طلب کند. غیرمنتظره بودن ابزاری بسیار قدرتمند برای مجذوب نگه داشتن شوهرتان است. هیچوقت همه خودتان را به او نشان ندهید. گاهی سرکش و دست نیافتنی و گاهی قابل انعطاف و تسلیم باشید، درعین حال معصوم و در عین حال شریر باشید. و با اینکار اشارات گیج گننده برای او بفرستید. ترکیبی از خصوصیات متضاد موجب جذاب شدن شخصیت شما می شود و این باعث می شود شوهرتان علاقه بیشتری به کشف شما پیدا کند.

 

همیشه خوب و مهربان نباشید

وقتی بیش از حد مهربان و مطیع باشید، شاید آخر روز از خودتان احساس رضایت کنید اما واقعیت این است که وقتی خوبی و مهربانی بیش از اندازه شود، ممکن است قدرت فریبندگی خود را از دست بدهید و دل او را بزنید. ممکن هم هست فکر کند تظاهر می کنید. علاوه براین، ندرتاً پیش می آید که خوبی محض کسی را جذب کند. گاهی باید اجازه دهید سایه هایی تیره در شخصیت شما ببیند. گاهی خشن و بیرحم شوید.

 

جاذبه جنسی خود را تا بالاترین حد به نمایش بگذارید

جذابیت ظاهری برای مردها بی اندازه مهم است. بااینکه زن ها از مغزشان عاشق می شوند، مردها با چشمشان عاشق می شوند. باید تا می توانید جذابیت جنسی خود را بالا نگه دارید. نباید به هیچ عنوان بعد از ازدواج از خودتان غافل شوید. به خودتان برسید، آرایش کنید و خودتان را از نظر جسمی و فکری متناسب و پرانرژی نگه دارید.

 

برای تشدید شخصیتتان از عطر استفاده کنید

عطر زنان یکی از مهمترین عوامل تحریک مردان است. از لباس ها، کفش ها و آرایشی استفاده کنید که هم با سلیقه و شخصیت شما جور باشد هم همسرتان. اما، دقت کنید که نباید بیش از اندازه آرایش کنید. مردها صورت های طبیعی را دوست دارند. تلاش هایی که در چند ماه اول رابطه برای جلب نظر او به کار می گرفتید را یادتان هست؟ باید به همان منوال پیش بروید.

همه این تلاش ها باعث بالا رفتن اعتمادبه نفستان هم می شود. علاوه براین، همه ما موجوداتی اجتماعی هستیم و شدیداً تحت تاثیر سلیقه ها و خواسته های هم نوعان خود قرار می گیریم. زنانی که از نظر ظاهری جذاب، بااعتمادبه نفس و مطبوع هستند، برای مردان اطراف خود جذابیت زیادی دارند. این تلاش ها، جدا از اینکه اعتمادبه نفس شما را بالا می برد، باعث می شود شوهرتان قبل از اینکه بخواهد از زیبایی زنی دیگر تعریف کند، به شما فکر کند. دقت کنید که باید طوری لباس بپوشید و ظاهر شوید که فقط توجه او را به خودتان جلب کنید نه مردان دیگر را.

 

نیازهای احساسی و عقلانی او را فراموش نکنید

در تلاش برای جلب نظر و توجه ظاهری او، توجه به نیازهای احساسی و منطقی او را فراموش نکنید. رنگ ها، فیلم ها، کتاب ها و غذاهای موردعلاقه اش باید همیشه در دسترس او باشند. با هدیه دادن چیزهایی که دوست دارد او را غافلگیر کنید. دستورالعمل غذای موردعلاقه اش را پیدا کرده و برایش درست کنید و وقتی از سر کار برگشت او را مبهوت کنید. فکرش را بخوانید و خودتان را وارد روح و روانش کنید. خودتان را با علایق و روحیات او تطبیق دهید. ما بعنوان انسان بااینکه تظاهر به فروتنی می کنیم اما همه ما موجوداتی خودخواه هستیم. تا می توانید او را ناز و نوازش کنید و کاری کنید که به شما وابسته شود. وقتی توانستید وارد روح و روانش شوید، می توانید خلع سلاحش کنید طوریکه دیگر هیچوقت نتواند از شما روی برگرداند.

 

به او احترام بگذارید

بااینکه به اشتباه بنظر می رسد مردان در رابطه فقط به رابطه جنسی اهمیت می دهند اما یکی از مهمترین مسائل برای آنها حفظ احترام است. کاری کنید که نه فقط از کلام شما بلکه از اعمالتان هم حس احترام شما به خود را درک کند.

اعتمادبه نفس او را تقویت کنید

مردان برخلاف ظاهرشان مثل کودکانی می مانند که نیازمند تحسین ومحبت هستند. با ارزش دادن به تصویری که از خود دارند، اعتمادبه نفسشان را تقویت کنید. این باعث می شود رازهای دلش را با شما بگوید. مستقیم یا غیرمستقیم چیزهایی که در او دوست دارید را به زبان بیاورید. اگر روزی یک بار به او بگویید که دوستش دارید احساسی فوق العاده به او خواهید داد.

 

او را تشویق و تحسین کنید

او را در همه تلاش هایش تشویق کنید و بگویید که به او ایمان دارید. حتی اگر مرتکب اشتباهی شد، به جای اینکه آن را به رویش بیاورید، برایش آرزو کنید که دفعه بعدی موفق شود. برای اینکه تلاش می کند تحسینش کنید. اگر خواست عصبانیتش را سر شما خالی کند، بگذارید اینکار را بکند. به او نشان دهید که روی شما سلطه و قدرت دارد، این باعث می شود احساس امنیت و آرامش کند. کاری کنید که احساس کند همیشه پشتش هستید. حتی اگر اختلاف عمده ای با هم داشتید، هیچوقت از کلمات خشونت آمیز استفاده نکنید زیرا رابطه تان را تخریب خواهد کرد.

 

حساس باشید

در رختخواب نسبت به او حساس باشید. مردها درمورد رابطه جنسی حساسیت فوق العاده ای دارند. اینکه احساس کنند که نمی توانند شریک جنسیشان را ارضا کنند واقعاً برایشان ناامیدکننده است. عملکرد او را تحسین کنید و به او بگویید در رابطه جنسیتان احساس فوق العاده ای به شما می دهد. این روحیه او را تقویت کرده و باعث می شود هربار بهتر باشد.

 

بگذارید آزمایش کند

برای اغوا کردن او لباس زیرها و لباس خوابهای تحریک آمیز بخرید و خواهید دید که توان مقاومت دربرابر شما را نخواهد داشت. اگر خواست چیزی را آزمایش کند، بگذارید بکند. اگر از چیزی خوشتان نیامد، با اشاراتی ظریف آن را به او بفهمانید و ضمن تحسین سایر عملکردهای او، به او بگویید که چطور می تواند آن حرکتش را بهتر کند.

 

داوطلب باشید

نباید انتظار داشته باشید که همیشه او برای نزدیکی داوطلب باشد. هیچ اشکالی ندارد که گاهی شما پا پیش بگذارید. این باعث می شود تصور کند او را می خواهید. اما به خاطر داشته باشید که در اشتیاق خود در رختخواب اغراق نکنید. شور و اشتیاق بیش از اندازه هم برای آنها جذاب نیست. طبیعی رفتار کنید.

مردها با گذشت زمان در رابطه تکامل می یابند. با درک و صبر با آنها رفتار کنید و در همه جهات با آنها همکاری کنید و مطمئن باشید که پاداش آن را دریافت خواهید کرد.

 



:: بازدید از این مطلب : 480
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

الخميس, مي 17, 2012

09:59 ق.ظ

برای شادمانه کودکی کردن، هیچ‌گاه دیر نیست

گاهی احساس تهی بودن می‌کنیم؛ این احساس که جای چیزی در وجودمان خالی است و بعد سعی می‌کنیم این جای خالی را به شیوه‌ای با انسان‌ها، اشیا، مکان‌ها، فعالیت‌ها و تجربه‌های بیرونی پر کنیم. اما بعد از مدتی متوجه می‌شویم که هیچ یک از این موارد، خلاء درونی ما را پر نکرده‌اند؛ چرا که ما هنوز به آرامش نرسیده‌ایم.

این روزها درباره‌ی پرداختن به کودک درون، بسیار می‌شنویم. همه‌ی ما درون‌مان کودکی داریم که بخش ارزش‌مند و نازنین وجود ما است و با ما زندگی می‌کند. کودکی حساس و دوست داشتنی که به شدت نیازمند توجه هوشیارانه و سرشار از محبت ما است؛ اما اغلب زیر نقاب بالغانه‌ای که ما به چهره می‌زنیم پنهان می‌ماند و به مرور زمان به خاطر ترس از سرزنش‌ها و بی‌مهری‌های ما، جرات نمایان شدن و ابراز وجود را از دست می‌دهد. در حالی که کلید شادابی و تن‌درستی، داشتن روابط حقیقی و صمیمانه، کشف استعدادهای درون، شور، نشاط و خلاقیت در کارها و رسیدن به آرامش پایدار، در دست‌های این کودک است و تا زمانی که کمبودها و نگرانی‌های کودک درون‌مان را برطرف نکنیم و رفتار و رابطه‌ی خود را با وی بهبود نبخشیم، مشکلات ما در رابطه با سایر افراد و دنیای بیرون حل نخواهد شد.

در چه مواقعی می‌توانیم با کودک درون‌مان ارتباط برقرار کنیم و یقین داشته باشیم که احساس و رفتار ما در آن لحظه ناشی از احساسات این کودک است؟ ویدا رضوی دکتراي روان‌شناسي مشاوره و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی کرمان در این‌باره می‌گوید: «تجربه‌ی مستقیم کودک درون می‌تواند به شکل‌های مختلف پیش بیاید. تجربه‌ای که همه‌ی ما زمانی آن‌را داشته‌ایم. اگرچه شاید آن را نشناخته‌ایم. به این فرایند، تجربه‌ی حال و هوای کودک درون می‌گوییم. زیرا وقتی وارد این حال و هوا می‌شویم، مثل یک کودک احساس و رفتار می‌کنیم. شاید حتی خودمان نیز از این حالت آگاه نباشیم، اگرچه دیگران اغلب به تفاوتی که در رفتار ما وجود دارد، پی می-برند و آن را در چهره، چشم‌ها و جسم‌مان ببینند و شاید در صدای‌مان بشنوند و در رفتارمان مشاهده کنند.

در مواقعی معمولی و ساده مثل وقتی که خسته شده‌ایم و می‌خواهیم اندکی بخوابیم و استراحت کنیم، وقتی حال خوشی نداریم یا به شدت احساس بیماری می‌کنیم، کودک درون دارد به ما هشدار می‌دهد و از ما می‌خواهد که از او مراقبت کنیم. چون کودک درون موجودی جسمانی است. شاید وقتی ورزش می‌کنید یا در کنار ساحل قدم می‌زنید، کودک درون‌تان نمایان شود. لحظه‌ای فکر کنید تا ببینید کودک درون شما از چه راه‌هایی خودش را در زندگی‌تان نشان می‌دهد. وقتی منحصرا در عالم اندیشه‌ها، طرح‌ها، برنامه‌ها و مسئولیت‌‌های بزرگ‌سالان به سر مي‌‌بریم، رابطه‌ی خود را با جسم و عواطف‌مان قطع می‌کنیم و این یکی از راه‌های طرد کودک درون است

به طور کلی هرگاه که احساسی داریم، کودک درون‌مان زنده و حاضر است. زیرا کودک درون، بخش عاطفی وجود ما است و هر زمان احساس شادی، اندوه، خشم، ترس و یا علاقه داریم، این کودک درون ما است که خود را نمایان ساخته است. وقتی احساس‌های‌مان را به طور عمیق و آزادانه احساس می‌کنیم و به عبارتی بازیگوش و خلاق هستیم، در واقع به کودک درون‌مان اجازه می‌دهیم سالم و فعال حضور داشته باشد.

علاوه بر جسمانی بودن کودک درون، می‌توان گفت که یکی دیگر از جایگاه‌های وی عواطف و احساسات ما است.

رضوی در مورد چگونگی رابطه‌ی کودک درون و عواطف ما می‌گوید: «وقتی احساسی داریم به این معنی است که کودک درون‌مان دارد به طور محرمانه با ما سخن می‌گوید. لزومی ندارد این احساس‌ها را در بیرون بروز دهیم تا مطمئن شویم که وجود دارند. احساس کردن چیزی-حتی اگر نتوانیم نامی را برای آن پیدا کنیم- تجربه‌ی حال و هوای کودک است. وقتی احساس‌های‌مان را بروز می‌دهیم چه در تنهایی و چه در حضور دیگران، نشانه‌ی نمایان شدن کودک درون است. این امر می-تواند از طریق حرکات بدن، حالات چشم، لحن صدا و نوع گفتار نشان داده شود

جایگاه دیگری که محل ملاقات با کودک درون است، لحظه‌های خلاقیت و ماجراجویی ما است. به گفته‌ی رضوی، زندگی و حیات کودک درون، در گرو بازی کردن است. او دوست دارد کشف کند و بیافریند و راه‌های جدیدی برای انجام کارها بیابد. کودک درون در عالم تخیل، آن‌جا که خلاقیت ما وجود دارد، زندگی می‌کند.

کودک درون ما نیازهایی از قبیل نیاز به محبت، امنیت، اعتماد، احترام و هدایت دارد که شاید برآورده نشدن این خواسته‌ها در وجود ما حالت مزمن اضطراب، ترس، شرم، خشم، ناامیدی و مشکلات ناشی از این حالت‌ها را ایجاد کند. در واقع مشکلات جسمانی و عاطفی در هر یک از ما نشانه‌ی آن است که کودک درون می‌خواهد با ما سخن بگوید و نیازمند توجه و مراقبت ما است. وقتی کودک درون‌مان وحشت‌زده و منزوی باشد و نیازهای اساسی‌اش برآورده نشود، دیر یا زود مسئله یا بحرانی مثل بیماری، طلاق و از دست دادن کار یا مشکل مالی در زندگی ما به وجود می‌آید.

رضوی در این خصوص می‌گوید: «اگر به رفتار کودکانی که نیازهای‌شان به عشق، توجه، هدایت و محبت برآورده نمی‌شود، نگاه کنید، پی خواهید برد که کودک درونی که به نیازهایش بی‌توجهی شده است، چه وضعی خواهد داشت. بدخلقی و عصبی بودن، نشانه‌های قطعی کودک درونی است که آزاردیده است. شاید کودک درون به خواب و استراحت بیش‌تر، فشار کم‌تر، فرصت بیش‌تر برای بازی و فراغت و زمانی برای خلوت و تنهایی نیاز داشته باشد. اگر به درستی به نیازهای کودک درون‌مان پی نبریم، چه بسا نیازش به محبت و توجه، مورد سوءتفاهم قرار بگیرد. به این معنی که به جای گوش سپردن به احساس‌هایش، بگذاریم پرخوری کند یا به جای ایجاد فرصتی برای بازی و تفریح به او اجازه‌ی استفاده از مواد مخدر را بدهیم و یا به جای خویشتن دوستی بگذاریم با فردي نامناسب رابطه داشته باشد. در حالی که داشتن کودک درون سالم و فعال، بهترین راه برای پیش‌گیری از انواع فرسایش، بیماری و مشکل است

اگر به کودک درون اجازه داده شود که خودش باشد و به معنای ساده، بچگی کند، می‌تواند زندگی ما را دگرگون نمايد  و به ما کمک کند تا شاداب و بانشاط به سوی کمال حقیقی و هدف الهی آفریده‌ شدن‌مان حرکت کنیم.

اما از چه راه‌هایی می‌توانیم با کودک درون‌مان آشتی کرده و در بیان و ابراز علایق و احساس‌هایش به وی کمک کنیم؟

همان‌گونه که بخشی از وجود ما کودک درون‌مان است، بخش دیگری به نام والد (پدر یا مادر) نیز در ما زندگی می‌کند. والد بخشی از وجود ما است که احکام و قوانین (امر و نهی‌ها) را وضع می‌کند.

بسته به نوع والد مثل والد حمايت‌گر، مهرآميز و يا نکوهش‌گر، شخصيت کودک درون ما از قبيل کودک خشمگين، منزوي و يا خلاق شکل مي‌گيرد. مهم‌ترين کار براي جلب اعتماد کودک درون و برقراري ارتباط اوليه با وي اين است که سعي کنيم پدر و مادري مهربان برايش باشيم و فارغ از هر گونه سرزنش و تحقير، وي را هما‌ن‌گونه که هست، بپذيريم.

رضوي در مورد راه‌هاي نزديک‌تر شدن و آشتي با کودک درون مي‌گويد: «براي رويارويي با کودک درون، بايد نخست فضاي اعتماد را ايجاد کنيم. دنياي بزرگ‌سالان براي کودکان جاي امني نيست. بزرگ‌سالان ممکن است بي‌توجه، بي‌ملاحظه و حتي نسبت به بچه‌ها ظالم و بدرفتار باشند. اگر با کودک درون‌مان بدرفتاري کرده باشيم، چه بسا به ما اعتماد نکند و در ابتدا يا خود را نشان ندهد و يا به آهستگي و هم‌راه با دودلي و ترديد نمايان شود. پس خود ما بايد والد خويشتن باشيم و با حرمت بسيار، پذيرش بالا، ذهني باز و گسترده و با عشقي عميق به سوي کودک درون‌مان گام برداريم؛ اين‌گونه فضاي اعتماد ايجاد مي‌گردد و مي‌توانيم با کودک درون‌مان روبه‌رو شويم.

در مورد هدايت کودک درون مي‌توان گفت کودکي که به طور مهرآميز هدايت شده باشد و بداند که چگونه از خود مراقبت کند، ويژگي‌هاي والد مهرآميز را در خود پرورش مي‌دهد و کامل مي‌کند. مادر سالم به هنگام بازي با کودکش، عشق خود را نشان مي‌دهد و والد مهرآميز با ابراز شادي ناشي از با هم بودن، به کودکش نشان مي‌دهد که وي را به همان شکلي که هست پذيراست. البته اين بدان معنا نيست که والد اجازه‌ي هر گونه رفتاري را به کودک مي‌دهد، بلکه به اين معني است که کودک به عنوان شخصي با ارزش پذيرفته مي‌شود.

مطلب ديگري که براي برقراري ارتباط با کودک درون بايد به آن توجه کرد، اين‌ است که بدانيم هر کس مسئول رفاه و آسايش کودک درون خويش است. وقتي مراقبت از کودک درون ديگران را برعهده مي‌گيريم، کودک درون خودمان را مورد غفلت قرار مي‌دهيم. در نتيجه بيش‌تر اوقات احساس خستگي و اضطراب مي‌کنيم. توجه به نيازهاي کودک درون خويش، آغاز پدر و مادري کردن حقيقي براي او است.

يافتن والد مهرآميز درون و توجه مدام به سوي آن، نخستين گام براي آشتي با کودک درون خويش است. وقتي با کودک درون‌مان رابطه‌ي مهرآميز را گسترش مي‌دهيم، تلاش‌مان براي يافتن جانشين‌هايي در عالم بيرون کاهش مي‌يابد. يعني ديگر توقع نخواهيم داشت که اعضاي خانواده، دوستان يا ساير آشنايان برايمان نقش والد مهرآميز را ايفا کنند و به اين ترتيب از الگوهاي وابستگي مي‌رهيم.

راه‌ ديگري که براي آشتي با کودک درون و برقراري ارتباط اوليه با وي مفيد است، مشاهد‌ه‌ي کودکان در عالم بيرون (در خيابان، اتوبوس، فروشگاه و حتي در خانه‌ي خودمان) و دقت در رفتار و گفتار آن‌ها است. بايد سعي کنيم بدون قضاوت درباره‌ي‌شان فقط با آن‌ها باشيم و به مشاهده‌ي آن‌ها بپردازيم. تا کودک فراموش شده‌ي درون خود را به ياد بياوريم و بتوانيم ارتباط بهتري با آن برقرار کنيم.

پرداختن مدام به کودک درون و مراقبت و حمايت از وي و اين‌که هميشه حواس‌مان به خواسته‌هايش باشد، شايد در کوتاه مدت باعث عقب‌افتادن از برخي کارهاي روزمره‌مان شود، اما  بعد از مدتي ما را به چنان آرامش ژرف و پايداري مي‌رساند که موجب شکوفا شدن همه‌ي استعدادهاي خفته و پنهان در وجودمان مي‌شود. به اين ترتيب بازدهي امور ما افزايش مي‌يابد و با صرف وقت و انرژي کم‌تر به نتايج عالي و دلخواه‌ خود دست پيدا مي‌کنيم.



:: بازدید از این مطلب : 549
|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
امان از دست مردم و حسادتشون




:: بازدید از این مطلب : 546
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
احتیاط کنید .. خــاکی بودن .. آسفالت شدن را در پی دارد



:: بازدید از این مطلب : 458
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران