نوشته شده توسط : alavijeh2011

صنايع فرهنگي وفرهنگ توده

مکتب فرانکفورت  

 این مکتب یک مکتب انتقادی است که در سال 1923 به وجود آمد.در این مکتب اعتقاد بر این است که در جامعه نوین سرکوبی ناشی از عقلانیت جای استثمار اقتصادی (به عنوان مساله غالب) را گرفته است.و کانون تسلط از اقتصاد به قلمرو فرهنگ کشیده شده است.

((پیشگامان فرانکفورت آدورنو و هورک هایمر هستند)) که ((مقاله صنایع فرهنگی و فرهنگ توده)) را ارایه دادند.و معتقد به مارکسیسم بدون پرولتاریا بودند.دیدگاه آنها مبتنی بر نقد پوزیتویسم است.

از نظر فرانکفورت ها صنایع فرهنگی بخش جدیدی از صنعت موسسات اطلاع رسانی مثل رادیو و مطبوعات و سینماست که برای به نتیجه رساندن منافع صاحبان صنایع به کار می افتد.نتیجه این صنایع فرهنگی تولید تخدیرکننده محصولات فرهنگی ، ایجاد بازارهای وسیع تر تجاری و سازگاری سیاسی است.و در واقع فرهنگ توده ای اسیر کننده و منفعل کننده است.

صنایع فرهنگی همان فرهنگ توده ای و فرهنگ جهت داده شده غیر خودجوش و شی وارده شده و ساختگی است.نظریه پردازان نگران دورغین بودن این فرهنگ هستند .(افکار از پیش بسته بندی شده توده گیر)آنها نگران تاثیرات ساکت کننده ، سرکوب گر و بی حس کننده این فرهنگ بر مردم هستند.

 نکته اساسی : آدورنو می گوید: جامعه به مدد صنایع فرهنگ نمی گذارد انسانها جان دیگری جز آن چه هست برای خود متصور شوند ، در هم ریختگی شعور به مرحله ای رسیده است که دیگر به زحمت می توان انسان ها را نسبت به این وضعیت آگاه کرد.دیگر نیازی به عمل عمدی رهبران نیست.تسلط به مرحله ای رسیده که دیگر اصلا تسلط به نظر نمی آید.

به نظر آدورنو و هورک هایمر جهان امروز و آینده اداره شده است و آزادی حقیقی دراثر توسعه عقلانیت در جامعه که همان تسلط بر طبیعت است، لطمه دیده است. درجهان امروز خرسندی و خوشبختی فرد تحقیق نمی یابد ، بلکه در روندی تاریخی با زوال فردیت انسان همرا ه است.این زوال به سه شکل است:

1-     یکپارچه شدن آگاهی به وسیله ارتباطات هدایت شده

2-     ناچیز شمردن خصلت و کیفیت فرد در تحول اشکال تولید

3-     دگرگونی در ساختمان روانی انسان به دلیل اجتماعی شدن یکپارچه انسانها

 نظریات آدورنو و هورکهایمر بیشتر ناظر بر ساختار تکنولوژیک فرهنگ جوامع صنعتی و نقش سلطه گرایانه آن در خلق افکار عمومی است.

علاقمندی این نظریه پردازان به صنایع فرهنگی توجه آنها را به مفهوم مارکسیستی روساختار و نه زیر ساختار اقتصادی منعکس می کند.

مکتب فرانکفورت تفکیک ماکس وبر از عقلانیت صوری و ذاتی را پذیرفته است.

عقلانیت صوری : خرد تکنولوژیک : خدمت به نیروهای سلطه گر

عقلانیت ذاتی یا فرهنگی : ارزیابی وسایل بر حسب ارزش های انسانی و عدالت

هربرت مارکوزه و مفهوم تک ساختی ( فرهنگ بسته بندی شده) :

 در فرهنگ بسته بندی شده مارکوزه بر نقش تشدید کننده رسانه های جمعی و غرق شدن سنتهای فرهنگی طبقات پایین جامعه در فرهنگ بسته بندی شده تاکید می کند.

 رسانه ها نوعی شعور کاذب ایجاد می کنند.خلاقیت و اندیشه از بین می رود و تقلید و یکپارچگی جای آن را می گیرد.پیامد چنین وضعی از نظر مارکوزه سیاست زدایی جامعه و حذف مسایل سیاسی و اخلاقی از زندگی عمومی است.

((***چکیده مطلب بنظرمن : نوع استثمار فرق کرده امروز به استثمار فرهنگی وارتباطات ورسانه جمعی  بانظارت وسودجویی صاحبان قدرت وثروت ....

ودیروزیا دراین مکتب : به استثمار اقتصادی وانسانی که توسط سرمایه داران یا  صاحبان قدرت وثروت اتفاق می افتاد. ...این مکتب گویای اینست که هرگاه انسان را درحاشیه وتبلیغ قراردهند توانایی فکر کردن واندیشیدن از اوگرفته میشود .***))

 



:: بازدید از این مطلب : 485
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 02 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

جان شیفته

نویسنده :رومن رولان

برگرداننده : محمود اعتمادزاده

تعداد جلد  :چهار جلد

جان شیفته (L'Ame enchantée) رمانی است چهار جلدی از رومن رولان .

فضای داستان جان شیفته، فرانسه در ابتدای سده بیستم است و رمان وضعیت اجتماعی این دوران را برای خواننده به تصویر می‌کشد. از سوی دیگر، شخصیت اصلی داستان زنی به نام آنت ریوی‌یر است و رولان در طول داستان چگونگی بیداری زنان فرانسه را شرح می‌دهد.

رومن رولان خود می‌نویسد: «قهرمان اصلی جان شیفته، آنت ریوی‌یر به گروه پیشتاز آن نسل زنان تعلق دارد که در فرانسه ناگزیر گشت به دشواری، با پنجه در افکندن با پیشداوری‌ها و کارشکنی ِ همراهان مرد خویش، راه خود را به سوی یک زندگی مستقل باز کند.».

خلاصه داستان

جان شیفته، سرگذشت زنی را نقل می‌کند که روحی شیفته و عاشق دارد و زندگی‌اش مانند نام‌خانوادگی‌اش، ریوی‌یر (به معنای رودخانه) به رودی پرپیچ و خم و پرآب و غنی مانند است. جان شیفته با شیفتگی آنت ۲۴ ساله به پدرش و مرگ او آغاز می‌شود. در همین زمان آنت باردار می‌شود و ازدواج با پدر فرزندش را رد می‌کند. سپس خواهر ناتنی‌اش را کشف می‌کند و شیفته او می‌شود. جان شیفتهٔ آنت پس از آن عشق مادرانه را درمی‌یابد. در جلدهای بعدی کتاب، آنت و پسرش، مارک ریوی‌یر درگیر حوادث تاریخی فرانسه می‌شوند و «بدین سان، زندگی او (آنت) در دو سطح موازی پیش می‌رود. و دیگران جز زندگی رویی او را نمی‌شناسند. در آن زندگی دیگر، آنت همیشه تنها می‌ماند. » و این «زندگی دیگر»، جریان زیرین و ناپیدای رود، جان شیفته نام دارد

ترجمه فارسی كتاب:

جان شیفته در ایران با ترجمه محمود اعتمادزاده (م.ا. به‌آذین) منتشر شده‌است. او نخستین فصل این اثر را در زندان قصر ترجمه کرد و درباره آن گفته‌است «ترجمه این اثر پیرم کرد. چه سالها که قطره قطره آب شدم و فرو ریختم»



:: بازدید از این مطلب : 509
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 02 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

روز مادر و پیشینه جهانی

کشورهای آفریقایی

بیشتر کشورهای آفریقایی ابتکار داشتن یک روز مادر را از سنت‌های بریتانیا گرفتند؛ اما با وجود این در فرهنگ‌های گوناگون قارهٔ آفریقا، قبل از دورهٔ حمله اروپایی‌ها به آن، جشن‌ها و مناسبت‌های زیادی برای مادران وجود داشته‌است.

آلمان

در دههٔ ۱۹۲۰ آلمان کمترین میزان زاد ولد در اروپا را داشت؛ و روند آن نیز شیب رو به پایین داشت. در آن زمان دلیل این مشکل به کار زنان در بیرون از منزل نسبت داده شد. در آن دوران راهی که به نظر گروه‌های صاحب نفوذ در جامعه (سیاست مداران چپ و راست، زنان کلیسا و گروه‌های فمینیست) رسید این بود که باید از مادران قدردانی شود اما بر سر چگونگی آن به توافق نمی‌رسیدند. تمامی گروه‌ها به این نتیجه رسیدند که مادر بودن را در جامعه با ارزش کنند و ارزش‌های مادری را در میان مردم رواج دهند. در سال ۱۹۲۳ در راستای این هدف همگی با (پذیریش به اتفاق آرا) هم به این نتیجه رسیدند که روزی به نام روز مادر (به آلمانی: Muttertag) را گرامی بدارند؛ تعطیلی در روز مادر نیز از آمریکا و نروژ گرفته شد. رئیس انجمن فلوریست‌های آلمان اظهار داشت که «کشمکش درونی میان مردم ما باعث از دست رفتن خانواده‌های ما شده‌است.» و به این دلیل است که این روز به عنوان روز تعطیل معرفی می‌شود باشد؛ او انتظار داشت با این کار کشور تقسیم شده دوباره یکپارچه شود.

استرالیا

در استرالیا، روز مادر در دومین یکشنبهٔ ماه مه جشن گرفته می‌شود ولی یک تعطیلی عمومی نیست.. مردم استرالیا، در روز مادر به مادرشان گل داودی را که ویژهٔ فصل پاییز است هدیه می‌دهند.

افغانستان

در افغانستان روز مادر در دومین شنبهٔ ماه ژوئن، ۱۲ ژوئن ۲۰۱۰ جشن گرفته شد.

ایران

در ایران روز مادر، 20جمادی‌الثانی زادروز دختر پیامبر اسلام، فاطمه زهرا است؛ پس از سال انقلاب ایران تاریخ این روز تغییر کرد، برخی معتقدند این تغییر، برای جلوگیری از حرکت‌های جنبش زنان و تغییر شکل سنتی خانواده‌ها صورت گرفته‌است. پیش از انقلاب ۵۷ و در دوران شاهنشاهی محمدرضا پهلوی، ۲۵ آذر به عنوان روز مادر گرامی داشته می‌شد.

ایتالیا

روز مادر در ایتالیا برای اولین بار در ۱۲ مه سال ۱۹۵۷ در شهر آسیزی جشن گرفته شد. و پس از آن نیز، همواره در دومین یکشنبهٔ ماه مه بزرگ داشته شد.

بلغارستان

در بلغارستان روز مادر ۸ مارس، هم زمان با روز جهانی زن است.

پاکستان

در پاکستان، روز مادر دومین یکشنبهٔ ماه مه‌است.

پرتغال

در پرتغال، روز مادر یا «Dia da Mãe» یک روز تعطیلی غیر رسمی است که هر سال در اولین یکشنبهٔ ماه مه برگزار می‌شود و گاهی با روز کارگر هم زمان می‌گردد.

ترکیه

در ترکیه روز مادر در دومین یکشنبهٔ ماه مه جشن گرفته می‌شود.

جمهوری چک

در جمهوری چک روز زن تا قبل از فرو ریختن دیوار برلین، سال ۱۹۸۹ جشن گرفته می‌شد. پس از استقلال کشور در سال ۱۹۹۳، جمهوری چک تصمیم گرفت که روز مادر و روز ولنتاین را جشن بگیرد. اما از نظر مردم چک، این دو روز بیش تر جنبهٔ تجاری و ساختگی دارند و از محبوبیت کمی برخوردارند. البته امروزه میزان فروش گل در روز زن به میزان آن در روز مادر و روز ولنتاین نزدیک می‌شود.

زلاند نو

در زلاند نو، روز مادر دومین یکشنبهٔ ماه مه‌است و روز تعطیلی عمومی نیست.

ژاپن

در ژاپن در دوره شووا، روز مادر، زادروز ملکه کوگو مادر امپراتور آکی‌هیتو بود؛ در روز ۶ مارس. گرامی داشت روز مادر در سال ۱۹۳۱ زمانی که اتحادیهٔ زنان شاهنشاهی تشکیل شد، مورد بحث قرار گرفت. وروز مادر در دومین یکشنبهٔ ماه مه گرفت؛ مانند دیگر کشورها. امروزه در روز مادر مردم به یکدیگر انواع گل مانند میخک و رز را به عنوان هدیه می‌دهند.

جهان عرب

روز مادر در بیشتر کشورهای عربی روز ۲۱ مارس (آذار) (با نام (به عربی: عيد الأم) در تونس (به عربی: عيد الأمهات) )است. این روز اولین بار در مصر توسط روزنامه نگاری به نام مصطفی امین در کتابی با نام Smiling America در سال ۱۹۴۳ معرفی شد؛ اما از فکر او چشم پوشی شد تا اینکه مصطفی امین داستان مادر بیوه‌ای را شنید که تمام زندگی اش را صرف بزرگ کردن پسرش کرد تا روزی که پزشک شد، ازدواج کرد و بدون آنکه یادی از مادرش کند و از او حق شناسی کند او را تنها گذاشت؛ این امر امین را بر آن داشت تا روزی با نام روز مادر را به همه معرفی کند. فکر او ابتدا بوسیله رئیس جمهور وقت جمال عبدالناصر، به سخره گرفته شد ولی پس از آن او کم کم مجبور به پذیرش این روز شد و در نهایت روز مادر برای اولین بار در ۲۱ مارس ۱۹۵۶ جشن گرفته شد. این تلاش در دیگر کشورهای عربی نیز صورت گرفت.

***زمانی که مصطفی امین بازداشت و زندانی شد، تلاش شد تا نام «روز مادر» به «روز خانواده» تغییر کند چون همیشه حکومت سعی می‌کرد تا مانع از یادآوری نام موسس آن در ذهن مردم شود. در نهایت هیچ یک از این تلاش‌ها به نتیجه نرسید و مردم عرب روز مادر را جشن می‌گیرند و سرودهای سنتی نیز که در آن برای مادران می‌خوانند بسیار شهرت یافت.***

فرانسه

در فرانسه به دلیل هشدارهایی که به کم بودن میزان زاد ولد در این کشور بود؛ در بین سال‌های ۱۸۹۶ تا ۱۹۰۴ تصمیم گرفته شد تا از مادران خانواده‌های بزرگ قدردانی شود. سربازان آمریکایی جنگ جهانی اول که در فرانسه جنگیده بودند، تعطیلی‌های آمریکا را در فرانسه بسیار شناسانده بودند؛ آن‌ها هر سال در روز مادر تعداد زیادی نامه به کشورشان می‌فرستادند که اتحادیهٔ فرانسوی-آمریکایی‌ها برای این روز کارت تبریک آماده کرده‌است. در سال ۱۹۱۸ شهر لیون تصمیم گرفت روزی به نام «روز مادران»  را جشن بگیرد اما در نهایت تصمیم بر آن شد تا «روز ملی مادران خانواده‌های پرجمعیت» جشن گرفته شود. این عنوان تاثیر مبارزه با کاهش جمعیت بیشتری نسبت به عنوان آمریکایی داشت. در سال ۱۹۲۰ دولت فرانسه با دادن نشان‌های افتخار به مادران خانواده‌های بزرگ، این روز را به عنوان روز مادران خانواده‌های بزرگ، رسمی کرد.

در سال ۱۹۴۱ با دعوت فیلیپ پتن، دولت ویشی در زمان جنگ، این روز را به عنوان سیاستی برای تشویق خانواده‌های بزرگ، گرامی‌داشت. امروزه در روز مادر از تمامی مادران، حتی آن‌ها که خانوادهٔ کوچکی دارند قدردانی می‌شود. در سال ۱۹۵۰ قانونی تصویب شد که به واسطهٔ آن باید به طور رسمی از مادران فرانسوی قدردانی می‌شد و مبلغی به آن‌ها پرداخت می‌شد؛ این گرامی‌داشت باید در آخرین یکشنبهٔ ماه مه در روز جشن مادران (به فرانسه: Fête des Mères) انجام می‌شد. البته اگر روز عید پنجاهه با این روز هم زمان می‌شد جشن مادران به اولین یکشنبهٔ ماه ژوئن منتقل می‌شد. در سال ۱۹۵۶، بخشی از بودجه برای این کار کنار گذاشته شد. در سال ۲۰۰۴ مسئولیت این کار بر عهدهٔ وزیر مسئول خانواده گذاشته شد.

در طول دههٔ ۱۹۵۰ دلایل بزرگداشت این روز، مانند حس وطن‌پرستی یا افزایش تعداد تولد فراموش شد، امروزه روز مادر بیشتر به یک رویداد تجاری تبدیل شده‌است.

کانادا

در کانادا روز مادر در دومین یکشنبهٔ ماه مه جشن گرفته می‌شود (البته این روز یک تعطیلی رسمی نیست) به این صورت که افراد به مادرشان یا مادربزرگشان یا زنان ویژه در خانواده هدیه می‌دهند و جشن کوچکی برگزار می‌کنند. در دیگر ملت‌های غربی مانند آمریکا، انگلستان و استرالیا جشن روز مادر بسیار کوچکتر است؛ مردم کانادا به مادران خود بیشتر ابراز محبت می‌کنند.

مجارستان

در مجارستان روز مادر در اولین یکشنبهٔ ماه مه جشن گرفته می‌شود.

نیکاراگوئه

در نیکاراگوئه، روز مادر یا «Día de la Madre» از سال‌های اول دههٔ ۱۹۴۰ در ۳۰ مه جشن گرفته می‌شود؛ این روز از سوی رئیس جمهور وقت «آناستازیو سوموزا گارسیا» انتخاب شده بود، چون این روز، روز تولد مادر شوهرش، خانم «کازیمیرا ساکازا» بود.

یونان

در یونان روز مادر در دومین یکشنبه ماه مه جشن گرفته می‌شود.

از آنجایی که گاه شمار اسلامی از سال قمری، که کوتاه تر از سال خورشیدی است، استفاده می کند، این روز در طول سال جابجا می شود، و هر سال روز آن در گاه شمار خورشیدی متفاوت است.

سلام و درود بر تمامي مادران زحمتكش درتمام کره زمین



:: بازدید از این مطلب : 566
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 02 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

گیورگ لوکاچ 

'گئورگ لوگاچ'

 

شناسنامه

نام کامل

گئورگ لوکاچ

مکتب

مارکسیسم

زادروز

۱۳ آوریل ۱۸۸۵

زادگاه

بوداپست، اتریش-مجارستان

تاریخ مرگ

۴ ژوئن ۱۹۷۱

محل مرگ

بوداپست، مجارستان

تاثیرگرفته از

هگل، امانوئل کانت، کارل مارکس،
ماکس وبر، ولادیمیر لنین

تاثیرگذار بر

مکتب فرانکفورت، ،
والتر بنیامین،

 

گئورگ لوکاچ (زاده ۱۸۸۵- درگذشته ۱۹۷۱) فیلسوف، نویسنده، منتقد ادبی، و تئوریسین و مبارز کمونیست مجار و یهودی، کمیسر فرهنگ و آموزش در حکومت سوسیالیستی کوتاه‌مدت مجارستان در ۱۹۱۹ بود.

لوکاچ، از سران «» در سال ۱۹۵۶ بود که طی آن مردم علیه حکومت استالینیستی به پا خواستند.

از لوکاچ آثاری در زمینهٔ تئوری مارکسیستی زیبایی‌شناسی که با کنترل سیاسی هنرمندان مخالف بود، دفاع از انسانیت و تشریح مفهوم «از خود بیگانگی» برجای مانده‌است و در غرب کلا او را مارکسیستی با گرایش های انسان‌دوستانه می‌شناسند.

زندگی

گئورگ لوکاچ شاید تنها فیلسوف مارکسیست بزرگی باشد که پیش از پیوستن به مارکسیسم حیات فکری قابل توجهی داشته‌است. وی بعدها دیدگاه‌های جوانی خود را «ضدیت با سرمایه‌داری رومانتیک» خواند که در واقع ردّی بر جامعه موجود بود که بر پایه نوستالژی برای گذشته‌ای است که به اعتقاد او تجزیه و فردگرایی کمتری نسبت به اکنون داشته‌است.

او در آوریل ۱۸۸۵ در بوداپست در خانواده یک بانکدار خودساخته موفق یهودی متولد شد و تحصیلات عالیهٔ خود را در دنبال کرد. در این زمان با وجود سلطه تجاری یهودیان در خارج از کشور، تجارت مجارستان هنوز تحت تسلط

اصلی‌ترین تأثیر فلسفی لوکاچ مربوط به حوزه آلمان است. او در حلقه فکری هایدلبرگ که ماکس وبر در طول سالیان ۱۹۰۶ تا ۱۹۲۸به دور خود گرد آورده بود شرکت داشت. برجسته‌ترین اثر لوکاچ پیش از پیوستن او به مارکسیسم، «» (۱۹۱۶) است که تحت تأثیر نظریات اعضای آن حلقه نظیر جورج زیمل صورت گرفته‌است. آنها نگرش انتقادی سنگینی نسبت به مدرنیته‌ای که عقلانی و بی‌روح دیده می‌شد شکل داده بودند، به همراه تأکیدی نئوکانتی بر تمایز شدید بین واقعیات و ارزشها، به‌طوری‌که ارزشهای صحیح از دستیابی به تحقق عملی ناتوان انگاشته می‌شدند.

تصمیم لوکاچ برای پیوستن به حزب کمونیست جدید در دسامبر ۱۹۱۸ و مشارکت او در تلاش بی‌ثمر برای به‌دست‌گیری قدرت در اوایل سال ۱۹۱۹ منجر به بروز این ایده در او شد که بالاخره این تناقض «تراژیک» حل خواهد شد، یعنی می‌تواند منجر به تشکیل جامعه‌ای شود که از ویژگی‌های ناسازگار سرمایه‌داری مدرن رنج نخواهد بود.

وی پس از شکست ۱۹۱۹ تبعید شد و در بقیه زندگی‌اش چهره‌ای اصلی در جنبش کمونیستی جهان بود. در واقع او تا زمان کسب شغل دانشگاهی پس از بازگشتش به مجارستان در ۱۹۴۵، مأمور حزبی بود. بحث و جدل در زندگی از او کمونیستی سرسخت ساخته بود. در ابتدا او به عنوان یک «کمونیست چپ» در جناح انترناسیونال کمونیست خواهان حمله بی امان انقلابی علیه کاپیتالیسم بود. «تاریخ و آگاهی طبقاتی» -کار برجسته لوکاج در این مورد- که حاوی امیدهایی مسیحایی و ملهم از پایبندی شدید او به کمونیسم است، کتابی است که بطور جدلی ساخته و پرداخته شد. اگرچه «تاریخ و آگاهی طبقاتی» اثر عظیمی بر حیات فکری آلمان در دوره جمهوری وایمار داشت (تا حدی که ستایشگر لوکاچ، مدعی شد بخشی از «وجود و زمان» (۱۹۲۷) هایدگر پاسخی بدان کتاب بوده‌است)، لوکاچ سریعاً شروع به فاصله گرفتن از کتابش نمود، در حالی‌که مصر بود دلایل او برای چنین کاری صرفاً فلسفی بوده‌اند. البته او به دیدگاههایی که برای اولّین بار در اواسط دهه ۱۹۲۰ تنظیم نموده بود وفادار ماند. ایده‌هایی که در تقابلی سخت با نوشته‌های جوانی‌اش بودند و شامل تأکیدی بر ویژگی‌های مثبت تمدن بورژوازی و نیز پیوستگی میان آنها و خصوصیات بود، هرچند چنین کاری در آن زمان از نظر سیاسی عملی خطرناک بود.

در ۱۹۵۶، او به «شورش مجار» علیه حکومت استالینیستی پیوست و پس از شکست این شورش، گرچه او دیگر جایی در حزب کمونیست نداشت، اما مجاز به ادامهٔ زندگی در بازنشستگی و ادامهٔ کارهای ادبی و تئوریک سیاسی خود شد. برخی از مفسران معتقدند که در آخرین سالهای پیش از مرگش در ۴ ژوئن ۱۹۷۱، لوکاچ تحت تأثیر شورش‌های دانشجویی در غرب و در واکنش به هجوم ۱۹۶۸ به چکسلواکی، در حال رجوع به مارکسیم انقلابی‌تر جوانی‌اش بود.

 



:: بازدید از این مطلب : 513
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 02 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل

 


هگل

شناسنامه

نام کامل

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل

زادروز

۲۷ اوت ۱۷۷۰

زادگاه

اشتوتگارت،

تاریخ مرگ

۱۴ نوامبر ۱۸۳۱

محل مرگ

برلین، آلمان

تاثیرگرفته از

افلاطون، روسو، اسپینوزا، کانت
گوته، ایدئالیسم آلمان
آموزه‌های مسیحی

تاثیرگذار بر

کارل مارکس، باکونین

گردآوری‌ها و تالیف‌ها

دائره‌المعارف علوم فلسفی

 

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل (به آلمانی: Georg Wilhelm Friedrich Hegel) (۱۷۷۰-۱۸۳۱) فیلسوفی آلمانی که تاثیر قابل توجهی بر دستگاه فلسفی غرب داشت.

زندگینامه

هگل در ۲۷ اوت ۱۷۷۰ میلادی در اشتوتگارت، در خانواده‌ای مومن به تعلیمات لوتری به دنیا آمد. از کودکی در زمینه‌های گوناگونی مانند ادبیات، فلسفه، و موضوعات مختلف دیگر، به مطالعه می‌پرداخت و در این کار از حمایت و تشویق مادرش - که سهم فراوانی در پرورش فکری وی در کودکی داشت - برخوردار بود. پدر او از کارمندان دولت بود.

هگل شیفتهٔ آثار اسپینوزا، کانت، روسو و گوته بود. او تحصیلات دینی خود را در مدرسهٔ دینی پروتستان ادامه داد؛ جایی که با فیلسوف آینده فردریش شلینگ و شاعر همکلاس و دوست شد. این سه تن باهم در توجه به انقلاب فرانسه و انتقاد از فلسفه کانت همراه بودند.

در ۳۱ سالگی به کمک شلینگ به عنوان همکار او در مشغول تدریس فلسفه شد. آن دو حتی در آن محل مجله‌ای با عنوان فلسفه نیز تاسیس می‌کنند که در مجموع ۵ شماره از آن انتشار می‌یابد. هگل از سال ۱۸۱۸ که به منتقل شده شهرت بسیاری پیدا کرد. هگل در سال ۱۸۳۰ رئیس دانشگاه برلین می‌شود و بالاخره به سال ۱۸۳۱ به سبب شیوع وبا در ۱۴ نوامبر همان سال فوت می‌کند. دست‌نوشته‌های زیادی بعد از مرگ از او به‌جای مانده بود که به مرور تنظیم می‌شود و به صورت کتاب‌های مختلف انتشار می‌یابد.

 

فلسفه هگل

فیلسوفان بزرگ غرب

·                                 ارسطو

·                                 اسپینوزا

·                                 استوارت‌میل

·                                 اکویناس

·                                 آگوستین قدیس

·                                 افلاطون

·                                 برکلی

·                                 بیکن

·                                 پوپر

·                                 چامسکی

·                                 دکارت

·                                 راسل

·                                 شوپنهاور

·                                 کانت

·                                 کیرکگارد

·                                 لاک

·                                 لایبنیتز

·                                 مارکس

·                                 ماکیاولی

·                                 نیچه

·                                 ویتگنشتاین

·                                 هابز

·                                 هگل

·                                 هیوم

 

هگل را می‌توان آخرین فیلسوف مکتب ایدئالیسم دانست.

هگل از دید مارکس : مارکس از بزرگترین شاگردان هگل و از جمله کسانی است که فلسفهٔ او را با توجه به نظرات خود باز تعریف کرد.

مارکس به اعتقاد خود هگل را از روی سر، بر روی پاهایش قرار داد. بدین معنا که فلسفه و روش او را که دیالکتیک بود به نحوه پویاتری سرانجام بخشید. مارکس روش را که بر برقرار بود در عرصهٔ زندگی بشری وارد کرد.

دیالکتیک فلسفه هگل عبارت بود از انتزاعی که در هنگام رویارویی دو نیروی متضاد در وقایع تاریخی و رویدادهای تعیین‌کننده در تاریخ به وجود می‌آمد.

برای فهم بهتر مطلب می‌توان مثال ملموسی زد : یک آونگ را در نظر بگیرید هر گاه از تعادل خارج شود به اوجی در یک سمت می‌رسد سپس با سرعتی افزوده به سمت دیگر خواهد رفت و اگر نیرویی به آن وارد نشود این بار کمتر از بار قبل منحرف می‌شوند تا در نهایت به تعادل می‌رسد . همین در جامعه انسانی از مسائل اجتمائی تا مسائل روزمره و تصمیمات ساده اتفاق می‌افتد . بدین معنی که هر تصمیمی وقتی در یک سمت از واقعیت قرار می‌گیرد منجر به صحیح به نظر رسیدن سمت دیگر واقعیت می‌شود ولی به هر حال روزی این نوسان به تعادل (یافتن واقعیت) می‌انجامد.

هگل آخرین فیلسوف دستگاه‌ساز تاریخ فلسفه غرب است . اطلاعات وسیع او در جمیع معارف بشری در خور تحسین است . نظام فکری او بر اساس دیالکتیک ابتنا یافته‌است . البته ریشه‌های دیالکتیک را از فلسفهٔ کانت دانسته‌اند اما تفاوت عمدهٔ دیالکتیک هگلی این است که مقولات و مفاهیم انتزاعی مندرج در دیالکتیک او منبعث و موجود در هم‌اند . سه‌پایه‌هایی که هگل ترتیب می‌دهد همگی ارتباطی معرفتی با هم دارند و از هم جدا نیستند. حال آنکه مقولات کانت صرفاً بر اساس تعین خود فیلسوف در کنار هم قرار گرفته‌اند . از خصوصیات مقولات هگل این است که او از جنس به نوع می‌رسد و سپس هر نوعی را جنسی تازه می‌انگارد و از آن به انواع پست‌تر پی می‌برد . مثلاً اولین سه‌پایهٔ فلسفهٔ هگل ، «هستی، نیستی، گردیدن» است. او از هستی آغاز می‌کند. او می‌گوید هستی اولین و روشن‌ترین مفهومی است که ذهن بدان باور دارد و می‌تواند پایهٔ مناسبی برای آغاز فلسفه باشد. اما هستی در خود مفهوم متضاد خویش یعنی نیستی را در بر دارد. هر هستی در خود حاوی نیستی است. هستی او دارای هیچ تعینی نیست و مطلقا نامعین و بی شکل و یکسره تهی است و به یک سخن خلاء محض است . این خلاء محض همان نیستی است. پس هستی نیستی است و نیستی همان هستی است. این گذر از هستی به نیستی به گردیدن می‌انجامدو سه پایه کامل می‌شود. مقوله سوم نقیض دو مقوله دیگر را در خود دارد ولی شامل وجوه وحدت و هماهنگی آنها نیز هست. بدین گونه گردیدن هستی‌ای است که نیستی است یا نیستی‌ای است که هستی است.

 



:: بازدید از این مطلب : 505
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 02 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

آشنایی با شرکت آمازون

آمازون برای اولین سال در سال 1994 توسط جف بزوس تأسیس شد و در 1995 به عنوان یک کتابفروشی آنلاین شروع به کار کرد

بزوس می‌گوید طرح تجاری آمازون برای اولین بار زمانی به ذهنش رسید که با همسر خود از نیویورک به سمت سیاتل در حال رانندگی بود.

ایده اولیه راه‌اندازی آمازون ساخت یک فروشگاه اینترنتی بود که کاربران و یا شرکت‌ها بتوانند کتب و محصولات فرهنگی خود را از طریق آن به فروش برسانند.

بعد از مدتی آمازون محصولات دیگری نظیر VHS، دی‌وی‌دی، سی‌دی، بازی‌های کامپیوتری، نرم‌افزار، وسایل الکترونیک، وسایل منزل، مواد غذایی و اسباب‌بازی را نیز به فروشگاه خود اضافه کرد.

نام آمازون از روی رودخانه آمازون در آمریکای جنوبی گرفته شده‌است و از سال 2000 لگوی رسمی آن یک پیکان بوده که از حرف A تا Z کشیده شده و به شکل یک لبخند و به نماد رضایت مشتریان از خرید خود است.

طرح تجاری آمازون در زمان شروع کمی غیرعادی اما زیرکانه بود. در این طرح برای چهار تا پنج سال اول کار هیچ سود چشمگیری پیش‌بینی نشد. به این ترتیب آمازون با رشد بسیار آهسته‌ای در اواخر دهه 90 روبرو شد. این در حالی بود که شرکت‌های دیگر با سرعت زیادی به سودهای کلان می‌رسیدند.

سرانجام زمانی که حباب دات - کام از بین رفت و خیلی از شرکت‌های IT از صدر بازار کنار رفتند، آمازون برای اولین بار در سه‌ماهه چهارم سال 2001 حدود 5 میلیون دلار سود کرد.

در سال 2007 آمازون شروع به کار فروشگاه mp3 خود را اعلام کرد و آن را در همان سال در آمریکا تحت یک نسخه بتا راه‌اندازی کرد. این اولین فروشگاهی بود که محصولات صوتی شرکت‌ها را با فرمت mp3 و بدون اعمال DRM برروی آن‌ها به فروش می‌رساند.

از دیگر خدمات آمازون می‌توان به فروش محصولات غذایی محدود به بخش‌های از ایالات متحده نام برد. این سرویس از تابستان 2007 تا اوایل سال 2008 فعال بود.

همچنین آمازون در سال 2008 با شرکت فیلم‌سازی فاکس قرن بیستم برای ساخت فیلم سینمایی Stolen child همکاری کرد.

از دیگر محصولات و خدمات آمازون می‌توان به وب‌سایت Alexa، بانک اطلاعات فیلم IMDb و وب‌سایت تخصصی دورین Dpreview.com اشاره کرد.

A9

آمازون موتورجستجوی A9 را در سال 2003 راه‌اندازی کرد تا از طریق آن کاربران بتوانند محصول مورد نظر خود را به راحتی بیابند. الگوریتم A9 به شدت مشتری مدار و برپایه بازخوردهای مشتریان ساخته شده‌است.

یکی دیگر از قابلیت‌های این موتور جستجو، سیستم پیشترفته و لحظه به لحظه ردیابی سفارش‌ها و خرید‌ها و همچنین بررسی موجودی انبارها است.

کاربرانی که به طور متناوب از موتور جستجوی A9 در وب‌سایت آمازون استفاده می‌کنند، از 1.57 درصد تخفیف برای خریدهای خود بهره‌مند می‌شوند.

Kindle

در اواخر سال 2007 آمازون کتاب‌خوان دیجیتال Kindle را معرفی کرد. این دستگاه یک مانیتور 6 اینچی با حافظه داخلی 250 مگابایتی بود که می‌توانست 200 عنوان کتاب بدون عکس را در خود نگه‌داری کند.

·    کیندل؛ کتاب دیجیتال آمازون آمد

این مدل در 2009 توسط Kindle2 جایگزین شد. این مدل دارای مانیتور دقیق‌تر، باتری قوی‌تر و قابلیت خواندن متن توسط دستگاه بود. به علاوه یک حافظه داخلی 2 گیگابایتی نیز به کاربر اجازه ذخیره 1500 کتاب بدون عکس را می‌داد. این نسخه برای برقراری ارتباط با اینترنت و فروشگاه آمازون از شبکه موبایل Spring در آمریکا استفاده می‌کند.

نسخه بین‌المللی Kindle همچنین دارای قابلیت اتصال به شبکه 3G، GPRS و GSM در سراسر جهان را دارد.

·    جهش در فروش و سود آمازون

جدیدترین مدل Kindle با نام DX در ماه مه 2009 معرفی شد. این مدل دارای قابلیت چرخش صفحه است که باعث می‌شود وقتی دستگاه از حالت عمودی به افقی قرار می‌گیرد صفحه کتاب تغییر وضعیت دهد. همچنین دقت صفحه نمایش و ظرفیت حافظه این مدل از مدل‌های دیگر بیشتر است و می‌توان با استفاده از آن فایل‌های PDF را نیز مطالعه کرد.

منبع :فضای سایبر > روندها  - همشهری آنلاین



:: بازدید از این مطلب : 606
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 02 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

آنتونیو گرامشیAntonio Gramsci

نظریه‌پرداز مارکسیست، و از رهبران و بنیان‌گذاران حزب کمونیست ایتالیا بود.

 گرامشی در خانواده‌ای از طبقهٔ متوسط پایین، در آلس، واقع در جزیرهٔ ساردینیا، ایتالیا به دنیا آمد. در هنگام کودکی گاهی از مدرسه فرار می‌کرد تا کمک خرج خانواده‌اش باشد. وی به سبب که بر پشت داشت از سوی همکلاسان و دوستانش مورد آزار قرار می‌گرفت و همین باعث شد تا به انزوا پناه ببرد و به مطالعهٔ تاریخ و فلسفه بپردازد.

در نه سالگی دبستان را ترک کرد و به کار مشغول شد. بعداً مجدداً تحصیلات خود را در رشته زبان‌شناسی ادامه داد و از همین دوران رفت و آمد را به محافل سوسیالیست ایتالیا آغاز کرد. در ۱۹۱۶ در ارگان بعدی حزب کمونیست ایتالیا مشغول به کار شد. در همین سال‌ها و به‌دنبال پیروزی انقلاب در روسیه، ایتالیا نیز دستخوش نا آرامی شد و شورش معروف شهر تورین با خواست «صلح و نان» در گرفت. در ۱۹۱۹ و در کنگره بولونیا گرامشی خواهان آن شد که حزب سوسیالیست ایتالیا به انترناسیونال سوم که لنین بنیان گذاشته بود بپیوندد. در مارس ۱۹۲۰ کارگران فیات در تورین دست به اعتصاب بزرگی زدند. گرامشی ضمن پشتیبانی از اعتصاب، از موضع حزب سوسیالیست در این مورد بشدت انتقاد کرد. در ماه‌های اوت و سپتامبر همان سال اعتصاب گسترش یافت و کارخانه‌های تورین به اشغال کارگران درآمد که با تجربه شوراهای کارگری همراه بود. انتقادهای گرامشی به حزب سوسیالیست همچنان شدت گرفت تا سرانجام به انشعاب حزب در کنگره "لیوورنو" و تشکیل حزب کمونیست ایتالیا در ۱۹۲۱ انجامید. در ۱۹۲۳ به‌عنوان نماینده حزب کمونیست ایتالیا به مسکو رفت و در همانجا با یک دختر روس بنام ازدواج کرد. این دوران ضمنا دوران رشد فاشیست‌ها در ایتالیا و حملات آنان به کارگران بود. گرامشی در ۱۹۲۴ به نمایندگی پارلمان برگزیده شد و به ایتالیا بازگشت و در همان سال دبیر حزب کمونیست ایتالیا شد. در ۱۹۲۶ و طی اختلافاتی که درون حزب کمونیست ایتالیا پیش آمده بود، گرامشی از خط مشی تشکیل یک بلوک ضد فاشیست پشتیبانی می‌کرد و در همان سال در نامه‌ای به رهبری حزب کمونیست اتحاد شوروی خواهان آرام کردن اختلاف‌های درونی آن حزب شد.

او در سال ۱۹۲۶، بدلیل فعالیت‌های انقلابی زندانی شد و دادگاه حکومت فاشیست او را به ۲۰ سال زندان محکوم کرد. روز ۸ نوامبر ۱۹۲۶ گرامشی بازداشت و به زندانی در میلان منتقل شد. در دادگاه به بیست سال و چهار ماه زندان محکوم شد و در شرایطی که بشدت بیمار بود به زندان توری منتقل شد. از ۱۹۲۹ وسایل لازم برای کار و نگارش را در زندان بدست آورد و از همانجا نوشتن آثاری را شروع کرد که بعدها به "دفترها" و "نامه‌های زندان" گرامشی معروف شد. گرامشی از زندان نسبت به خط مشی چپ روانه انترناسیونال کمونیست که سوسیال دمکرات‌ها را "سوسیال فاشیسم" معرفی می‌کرد و سیاست "جبهه واحد" را کنار گذاشته بود، انتقاد کرد.

در ۱۹۳۲ بیماری گرامشی تشدید شد ولی مقامات اجازه انتقال او به بیمارستان را نمی‌دادند. در اکتبر ۱۹۳۳ و بر اثر یک مبارزه جهانی سرانجام گرامشی به یک درمانگاه منتقل گردید. سال بعد به بیمارستانی در رم منتقل شد. در ۲۱ آوریل ۱۹۳۷ گرامشی رسما آزاد اعلام شد. یک هفته بعد در ۲۷ آوریل آنتونیو گرامشی در همان روزی که برای بازگشت او به ساردینیا در نظر گرفته شده بود در سن ۴۶ سالگی درگذشت.

بنیتو موسولینی سیاست‌مدار بزرگ وی را مغز متفکر حزب کمونیست ایتالیا می‌شمرد و همو باعث شد تا گرامشی سالهای بسیاری را در زندان‌های رژیم فاشیستی به اسارت بگذراند.

 دفترهای زندان گرامشی توسط خواهر زن او "تاتیانا شوخت" در محل امنی نگهداری شد. سپس به مسکو فرستاده شد و پس از پایان جنگ در اختیار پالمیرو تولیاتی دوست گرامشی و رهبر بعدی حزب کمونیست ایتالیا قرار گرفت. از او آثاری در زمینهٔ تئوریزه کردن مفاهیم کلیدی همچون هژمونی (چیرگی‌خواهی)، بنیان، روبنا، و جنگ قدرت به جا مانده است.

  آثاری از آنتونیو گرامشی  :



:: بازدید از این مطلب : 784
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 02 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

گل رزی که در باغ شکوفه می زند برای چیز دیگری شکوفه نمی زند ! و رودی که به اقیانوس جاری می شود برای چیز دیگری جاری نمی شود  . جاری شدن لذت بخش است . جاری بودن جشن است. تو در عشقی -عشق تو را به جایی راهنمایی می کند ؟ لذت عشق از خود آن می آید . نیازی به هدف دیگری نیست . آن برای خودش کافی است .

                                                                                                                                    اوشو

 

 



:: بازدید از این مطلب : 454
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 02 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011


آن عشق مجرد سوي صحرا مي تاخت * ديدش دل من ز كر و فرش بشناخت
..........................
با خود مي گفت چون ز صورت برهم * با صورت عشق عشقها خواهم باخت

                                                                           دیوان شمس



:: بازدید از این مطلب : 527
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 02 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

آن كس كه درون سينه را دل پنداشت * گامي دو سه رفت و جمله حاصل پنداشت

..........................

تسبيح و سجاده توبه و زهد و ورع * اين جمله رهست خواجه منزل پنداشت

                                                                                   ديوان شمس



:: بازدید از این مطلب : 448
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 02 خرداد 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران