نوشته شده توسط : alavijeh2011
باران که میبارد من تنها نگران تو هستم که بی چتر مانده باشی!

 

amin



:: بازدید از این مطلب : 482
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

اشکهایم را روی نامه ای عاشقانه با قطره چکان جعل می کنم.

خاطرم آمد شاید دلتنگ خنده هایم باشی.

ببخش اگر این روزها عشق با گریستن اثبات می شود.

فائزه



:: بازدید از این مطلب : 451
|
امتیاز مطلب : 94
|
تعداد امتیازدهندگان : 33
|
مجموع امتیاز : 33
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
به تماشایت خواهم نشت تا موفقیتترا ببینم

:: بازدید از این مطلب : 437
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
قورباغه ها بی اعتنا به وسعت هستی

در کنار باتلاقها

با دستهای بلندشان با کثافتها پیمان بسته اند.

به گلها و کرمها قانع هستند

سوسکها برایشان ترانه می خوانند.

قورباغه های مست

سرشار از شادی و خیال

روی دو پا نشسته

شکسته شکسته می خوانند

اینجا بهشت ماست.

اینجا بهشت برین ماست.

مجموعه شعر علی حائری

بها



:: بازدید از این مطلب : 533
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
این نیمکت همان نیمکتی است که خاطرات باهم بودن را روی آن  جاگذاشتیم.

http://nafaseakhar90.mihanblog.com/

Amin



:: بازدید از این مطلب : 525
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
امروز اول مهر سال ۱۳۹۰ وارد كلاس ميشيم زنگ اول ادبيات داريم بعضي ازبچه ها رو خيلي نمي شناسيم ولي به مرور زمان هر كي رو كه نمي شناسيم ميشناسيم و ميفهميم كه همشون چقدر گلن. چشم رو هم گذاشتيم ديديم ا زنگ خونه شد. فردا و پس فردا و... همينجوري مي گذره يه روزهايي برامون روز شاديه و يه روزهايي روز هاي غم و اندوه.يكشنبه ها و چهارشنبه ها كارامون خيلي سنگينه خصوصا چهارشنبه ها وقتي صبح ها ميايم مدرسه دوست داريم اون روز زودتر تموم  شه و بريم خونه استراحت كنيم، باز هم چشم  مي ذاريم رو هم ميبينيم ا امروزم با تموم سختي هاش تموم شد!!! اا امروز مدرسه ها تعطيل ميشه آخه عيد،  زنگ كه مي خوره همه مفصل با هم خداحافظي مي كنيم و دو هفته هم ديگه رو نمي بينيم.دو هفته مي گذره.وارد سال ۱۳۹۱ شديم. بازهم شنبه ها و يكشبه ها و... از پي هم ميگذرن و... ميدونيد امروز چند شنبه است و چندمه؟؟؟!!! آره امروز چهارشنبه ۲۷ ارديبهشت  آره امروز آخرين روز اومدن ما سر كلاس دوم انساني توي اين سال تحصيليه. خدايا چي شد؟ چه جوري انقدر زود گذشت؟ بچه ها حواستون هست ۲ انساني گذشت!!!!

چند ساله ديگه كه معلوم نيست هر كدوممون كجاييم و چي كار ميكنيم حسرت فقط يه لحظه بودن تو همون چهارشنبه هاي خسته كننده رو مي كشيم چون دوست داريم به ياد خاطره هاي قشنگمون باز هم كنار هم باشيم.

عقربه هاي ساعت چه قدر تند حركت مي كنند!!!!!! مگه نه؟

دوستون دارم. Avazak_ir-Heart30.jpg

    بها



:: بازدید از این مطلب : 542
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
دل هایی شیشه ای داشتیم...

به سنگی برخوردم. گفت: دلت را از سنگ کن!

در دوست داشتن مصمم تر خواهی شد...

سنگدل شدم...

صدای شکستن دلش را شنیدم!

دل شیشه ای تحمل دل سنگی را نداشت!

این را به سنگ آموختم ولی او...

سنگدل تر از این حرف ها بود...

هرگاه به شیشه ای می خورد آن را می شکست...

زهره



:: بازدید از این مطلب : 461
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

 

دلتنگت كه ميشوم

سراغ تو را از خوابهام

می گیرم

دل تنگت که میشوم...

پی اثر انگشت نگاهت میگردم

که گاهی

روی بلور دلم

لغزیده باشد

دل تنگت که میشوم...

به دنبال تصویر به جا مانده ات

گوشه گوشۀ آینه را می کاوم

دل تنگت که میشوم...

خيلي دلتنگم باران

 

مرا که با تو شادم پریشان مکن
بیا و سیل اشکم به دامان مکن

 



:: بازدید از این مطلب : 372
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
باران سلام

دلم جز تو چيزي نميخواهد ...

بيـــــــــــــــــــا تا پيدا شم

تــــــــــو باش تا من باشم

هنوز ميشينم به هواي ديدن تو ...

 

بيا كه من از تو خسته ترم

كه من از من بي خبرم

به هواي خونمون بيا ......

 

باران من ، بيا تا اين زبون باز بشه ...

تا بتونم برات حرفهاي شيرين بزنم ...

بيا شيرينيم كن كه من تلخ تلخم ...

بيا كه رها شم از اين همه درد ..............

 



:: بازدید از این مطلب : 435
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
اي خداي من ... دست و دلم به كار نميره ...

هنوز هيچ كاري انجام ندادم توي اداره ...

كارهاي امروز روي كارهاي ديروز اضافه شد ولي من هيچ كاري رو انجام ندادم ...

سرم خيلي درد ميكنه ...

دارم ديوونه ميشم باران ...

يه حس عجيبي دارم ...

پر از دلتنگيم ... پر از نبودن تو ...

دارم خفه ميشم باران... اگر اينا رو هم نمي نوشتم بغضم از چشام ميزد بيرون ....

باران من بي تقصيرم ...

باران ميدونم ديشب نارحتت كردم ... اذيتت كردم ... باوركن حال من بهتر از تو نبود ....

باران طعم انتظار رو چشيدي ... منم دارم ميچشم ...

خودت گفتي خوشايند نيست ..................

دلم رو نشكن و بيا پيشم ...بيا شادم كن ...بيا بر من ببار تا ببارم در كنارت ...

بيا كه دارم از جنس تو ميشم ... بيا كه چون باران ميخوام ببارم ...

 كاش بودي كنارم .... دلم هواي تازه ميخواد ... اكسيژن كم دارم ...

 آخ كه چقدر دلگيره هواي من بي تو  ... چقدر نفس گيره قدم زدن بي تو

باران كاش بوي و من رو كنار خودت آروم ميكردي .....

بيشتر از هر وقتي به بودنت محتاجم ...

بيا آروم جونم .... بيا آرومم كن .....

اگر حال مرا داري ، ميفهمي يعني چي حرفام ... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

---------------------------------------------

وقتی هوای تو نباشد من بی هوا می شم

و وقتی بی هوا باشم ! یعنی نفسم بی تو می گیره

اگه حال منو داری می فهمی دوستت دارم قشنگم




:: بازدید از این مطلب : 418
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران