نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

من از طعم دوستی های باران زده لبریزم...کناراشکهایم میشود آویخت درارا...




:: بازدید از این مطلب : 393
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 31 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
سلام...........

دعََََََََََََََََــــــــــــــــــــــا کنید تیم کریس رونالدو قهرمان بشه

خیلی دوس دارم خوشحالی کریس روببینم

  پریشب ک با چک بازی داشتن اولاش ک ناراحت بود خیلی غصه خوردم

ولی زیاد نگذشت ک با گلی ک زد شادمون کرد   

من ک خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی کریس رو دوس دارم

به نظرم ک بازیش کریس معرکه س

این پست رو عجله ای نوشتم

بای

 

 

 




:: بازدید از این مطلب : 421
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 31 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
تولد تولد تولدم مبارک      

                            مبارک مبارک تولدم مبارک

اینام اف۸اینم باران

دس بزنید شادی کنید

پاشم شمعارو فوت کنم  که صد سال زنده باشم

حالا نوبت هدیه هاس وای خدا چقد کادو هوراااااااااااااااااااااااااااا

راســـــــــــــــــــــــــــــــــــتی کادو هاتونو اینجاجهت عضویت در سایت کلیک کنیدآره اینجا بزارید

 




:: بازدید از این مطلب : 549
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 31 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

 تو این مدت که امتحان داشتم دور بار قهر مان شدی

 و خبر دار شدم

که پرچم داری تیم ملی اسانیا رو در مسابقات المیک ۲۰۱۲ لندن 

 به تو دادن

...خیلی خوشحالم ...همینم باعث شد بیام و با عکسای زیبا

ونازت اف۸ رو باصفاتر کنم....

 

 

Rafael Nadal Bia2Hal Com 1 عکسهای رافائل نادال




:: بازدید از این مطلب : 541
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 31 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

پسر گل کاشتی....

ماهمیشه پیروزیم فقط اسپانیا....

ایگر مقدس عشقمییییییییییییییییی....

قهرمانی اسپانیارو تبریک میگم....




:: بازدید از این مطلب : 443
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 31 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
عمریست که از حضور او جا ماندیم در غربت سرد خویش تنها ماندیم او منتظر است تا که ما برگردیم مائیم که در غیبت کبری ماندیم


:: بازدید از این مطلب : 477
|
امتیاز مطلب : 245
|
تعداد امتیازدهندگان : 52
|
مجموع امتیاز : 52
تاریخ انتشار : شنبه 31 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
میگن هیچ عشـــــقی تو دنیا مثل عشـــــق اولین نیســت میگذره یه عـــــمـــــــری اما از خیــــالـــــت رفتنی نیست داغ عشـــــــق هیچکی مثل ا ون که پس میزنتت نیســـت چقده تنــــــــــها شی وقتی هیچکسی همقدمت نیسـت چقده سختــــــــــــه بدونی اون که میخوایش نمیـــمونه که دلش یه جای دیگه ست و همه وجـــودش مال اونه چه بـــــــــــده برای اون که جـــــون میدی غریبه باشی بگی میخوام با تـــــــو باشم بگه میخوام که نبــــــــاشی


:: بازدید از این مطلب : 408
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 31 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی



:: بازدید از این مطلب : 502
|
امتیاز مطلب : 233
|
تعداد امتیازدهندگان : 51
|
مجموع امتیاز : 51
تاریخ انتشار : شنبه 31 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی


 روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود،نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید. در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود.مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت. سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد.ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود.آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت. 
سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.
  مورچه گفت :

 " ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند.خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند از آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم.خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد.این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردمو به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شنا کرده مرا به بیرون آب دریامی آورد و دهانش را باز می کند و من از دهان او خارج میشوم."
 
سلیمان به مورچه گفت :

 "وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟" 

مورچه گفت آری او می گوید :
 
ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن

منبع: تبیان




:: بازدید از این مطلب : 462
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 30 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی


روزی حاکمی از وزیرش پرسید:

چه چیز است که از همه چیزها بدتر و از نجاست سگ پلیدتر است؟!

وزیر در جواب فروماند و از حاکم اجازه خواست تا برای یافتن پاسخ از شهر بیرون رود. در بیابان به چوپانی رسید که گوسفندان را می چراند. پس از احوال پرسی، چوپان را مرد خوش فکری یافت. سؤال حاکم را برای او بازگو کرد و گفت که دنبال مردی عالم و حکیم می گردم که پرسش شاه را پاسخ گوید و جایزه بزرگی را دریافت کند.

چوپان گفت:

 ای وزیر! حاکم و پرسش او را رها کن، من به تو بشارتی می دهم که بسیار مهمّ است. بدان که پشت این تپه، گنج بزرگی پیدا کرده ام، بیا با هم آن را تصرّف کنیم و در این جا قصری بسازیم و لشکری جمع کنیم و حاکم را از سلطنت خلع کرده و خود جای او بنشینیم! تو حاکم باش و من هم وزیر تو.

وزیر که دیگ طمعش به جوش آمده بود، عقل و هوش از سرش پرید و دست و پایش را گم کرد و گفت:

 گنج کجا است؟ برویم آن را  به من نشان بده.

چوپان گفت:

 به این شرط می پذیریم که سه مرتبه زبانت را به نجاست سگ من بزنی! وزیر طمع کار پذیرفت و با خود گفت: این جا که کسی نیست تا مرا ببیند، این کار را انجام می دهم و وقتی گنج را تصاحب کردم، انتقامم را از چوپان می گیرم و او را می کُشم. سپس وزیر سه مرتبه زبان خود را به فضله ی سگ زد و بعد پرسید: حالا بگو گنج کجا است؟!

چوپان خندید و گفت:
 اکنون برگرد و به شاه بگو:

 آنچه از نجاست سگ پلیدتر است، طمع و طمع کاری است. 

سخنی از امام چهارم علیه السلام در باره طمع


در روایتی امام سجاد علیه السلام چهارمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت این حقیقت را به زیبایی بازگو نموده و فرموده است: «من همه  خیر را در بریدن طمع از آنچه در دست مردم است دیدم، و هر کس در هیچ چیزی به مردم امیدوار نباشد و امرش را در هر کاری به خدا واگذار نماید، خداوند عزوجل او را در هر چیزی اجابت کند» 

  کافی، ج3، ص382

منبع: جهان نیوز (با تلخیص)




:: بازدید از این مطلب : 563
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 30 تیر 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران