نوشته شده توسط : alavijeh2011

خلیج فارس در نقشه متعلق به عربستان سعودی در سال ۱۳۳۱


وزیر خارجه امارات عربی متحده در زیر نقشه خلیج فارس

 

امارات عربی متحده یا استان جلفاوه سابق ایران !


همه اقدامات کشورک امارات علیه ایران / امارات برای ما شهری بیش نیست

پاینده باد خلیج همیشگی پارس



:: بازدید از این مطلب : 401
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 28 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

سوگند به ...

 

 اگر " لیوان شیشه ای " را در دست راستم

 

و " لیوان یک بار مصرف " را در دست چپم بگذارند...

 

 باز در یخچال را باز می‌کنم و با شیشه آب می‌خورم!!

 

*****************

یکی دکتر می‌شه..

یکی مهندس می‌شه..

.

.

.

.

منم درس عبرت شدم برا بقیه!!!

 

*****************

  

میازار موری که دانه کش است!

 

در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست فتوایی صادر نشده!

 

می‌توانید بیازارید...

 

*****************

 

گاهی باید دست از سرش برداری ...

 

و بجاش از پات ،

 

برای شوت کردنش استفاده کنی ... !

 

*****************

 

یادتونه سر کلاس تخته پاک کن رو خیس می‌کردیم می‌کشیدیم رو تخته

 

فکر می‌کردیم خیلی تمیز شد

 

بعد که تخته خشک می‌شد می‌دیدم چه گندی زدیم...!

 

الان همین حس رو نسبت به زندگی دارم

 

*****************

 

بعضيا دوستيشون مثل دوستي تام و جري مي مونه ....

 

از صبح تا شب مي زنن دهن همديگرو سرويس مي کنن ؛

 

ولي .... بدون هم نميتونن زندگي کنن ... !!!

 

*****************

 

 خدایا به هر که دوست میداری بیاموز که اس ام اس 10 تومان بیشتر نیست

 

و به هر که بیشتر دوست میداری بیاموز

 

 

که ارزش یک دوست بیش از 10 تومان است !

 

*****************

 

این سوال مدتیه ذهنم رو به خودش مشغول کرده:

 

 این عربها "چ" ندارن، چه طوری عطسه می‌کنن؟

 

*****************

 

کاش می‌شد هر شب از خودمون 1 سی سی خون بگیریم

 

بریزیم تو یه نعلبکی بذاریم کنار تخت!

 

که این پشه ها بشینن عین بچۀ آدم بخورن دست از سر ما بردارن!!

 

*****************

 

رفته بودم 80تومن پول بکشم ازکارتم دو تا10 تومنی داد

 

5تا 5تومنی

 

ده تا2تومنی

 

 با پونزده تا هزار تومنی

 

 اشک تو چشمام جمع شد

 

بنده خدا تمام جیباشو گشت تا پول منو جور کنه!!

 

*****************

 

چرا اگه به کسی بگن جوجویِ من...

 

پیشی من..

 

 و موشی و ازین کلمه ها طرف خوشش میاد...

 

امّا اگه بگن حیووون عصبی میشه...؟!

 

مـگـه جـفـتـشـون یـکـی نـیـسـتـن....؟

 

*****************

 

با آرامشم اعتماد پشه رو جلب کردم و بعد کشتمش ...

 

 از این دورویی خودم بیزارم!!

 

*****************

 

به سلامتیه دکتر شریعتی که هر چی جمله ی خفنه تو دنیا خودش گفت

 

 و رفت و واسه ما چیزی نذاشت

 

هر مطلبی به ذهنم خطور میکنه میبینم قبل من دکتر این جمله رو گفتن



:: بازدید از این مطلب : 408
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 28 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

شنید گوش دلم مژده از ولادت زهرا            گشود بلبل طبعم زبان به مدحت زهرا

 

فضای کعبه منوّر شد از فروغ جمالش            صفـا گـرفـت از صفـای صـورت زهـرا

با تبریک ولادت سراسر نور کوثر هستی، حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها و روز زن، متن زیر را به همه ی شما تی‌ام‌کایی‌های عزیز تقدیم می کنیم:


در داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على(عليه السلام ) به اين مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود: به نظر شما اميد بخش ترين آيه قرآن كدام آيه است ؟

بعضى گفتند آيه"ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء"(خداوند هرگز شرك را نمى بخشد و پائين تر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى بخشد.) سوره نساء آیه 48


امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من مي خواهم نيست ، بعضى گفتند آيه"و من يعمل سوء او يظلم نفسه ثم يستغفرالله يجد الله غفورا رحيما" (هر كس عمل زشتى انجام دهد يا بر خويشتن ستم كند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحيم خواهد يافت.) سوره نساء آیه 110

امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نيست . بعضى ديگر گفتند آيه "قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم"(اى بندگان من كه دراثر گناه،بر خويشتن زیاده روی کرده اید،ازرحمت خدا مايوس نشويد در حقيقت‏ خدا همه گناهان را مى‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است.) سوره زمرآیه53


امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نيست ! بعضى ديگر گفتند آيه "و الذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الا الله"(پرهيزكاران كسانى هستند كه هنگامى كه كار زشتى انجام مى دهند يا به خود ستم مى كنند به ياد خدا مى افتند، از گناهان خويش آمرزش مى طلبند و چه كسى است جز خدا كه گناهان را بيامرزد.) سوره آل عمران آیه135


باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نيست . در اين هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه كردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض كردند: به خدا سوگند ما آيه ديگرى در اين زمينه سراغ نداريم . امام فرمود: از حبيب خودم رسول خدا شنيدم كه فرمود:

اميد بخش ترين آيه قرآن اين آيه است

"واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من الليل ان الحسنات يذهبن السيئات ذلك ذكرى للذاكرين"

سوره هود آیه 114

" Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA و در دو طرف روز [اول و آخر آن] و نخستين ساعات شب نماز را برپا دار زيرا خوبيها بديها را از ميان مى ‏برد اين براى پندگيرندگان پندى است."

 

و فرمود: اى على! آن خدايى كه مرا به حق مبعوث كرده و بشير و نذيرم قرار داده يكى از شما كه برمى‏ خيزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مى ‏ريزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى‏ شود از نمازش كنار نمى‏ رود مگر آنكه از گناهانش چيزى نمى‏ ماند، و مانند روزى كه متولد شده پاك مى‏ شود، و اگر بين هر دو نماز گناهى بكند نماز بعدى پاكش می‏ كند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد.

 

 بعد فرمود: يا على جز اين نيست كه نمازهاى پنجگانه براى امت من حكم نهر جارى را دارد كه در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع كسى كه بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشويد؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همين حكم را دارد.‏



:: بازدید از این مطلب : 355
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 28 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است ، پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند...

مسئول خیریه : آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید !نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟!!

وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی‌کرد؟!

مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.

وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و ۵ بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟!

مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی ...!

وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟!!

مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم اینهمه گرفتاری دارید ...!وکیل: خوب ! حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟!!

تذکر:

هر چه از دست مي‌رود بگذار برود، چيزي كه با التماس آلوده باشد را نمي‌خواهم حتي زندگي را.

ارنستو چگوارا



:: بازدید از این مطلب : 403
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 28 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

به سلامتی اون پدری که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانیش گریه ی فرزندش رو دید

ماشین رو داد به دستش در حالی که چشمانش پر از گریه بود گفت : حالا تو موهای منو بتراش !

 

   

به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم ...!!!

 

   

به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ،اما واسه خیلی ها پدری کرد

 

 

به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ،

اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه !

 

 

سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش . . .

 

   

به سلامتی پدری که کفِ تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچش کف خونه کسی رو جارو نزنن..

همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم ، که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…

ولی پدر ...

یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند

خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست

فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …


پدرم هر وقت میگفت "درست میشود" ... تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...!

 


وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده !

وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !

وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه...

و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری

                       

پدرم ،تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته هاهم میتوانند مرد باشند ! به سلامتی هرچی پدره

 

خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گرددبه سلامتی هرچی پدره


سخن آخر :

تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نخواهند شد . . .



:: بازدید از این مطلب : 386
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 28 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

سیب بهشتی

ابن شهر آشوب روايت كرده است كه روزي جبرئيل به صورت دحية كلبي خدمت حضرت رسول صلي الله عليه و آله آمده و نزد آن حضرت نشسته بود كه به ناگاه حسنين عليهم‌السلام داخل شدند و چون جبرئيل را گمان دحيه ‌كردند به نزد او آمدند و از او هديه ‌طلبيدند، جبرئيل دستي به سوي آسمان بلند كرد سيبي و بهي و اناري براي ايشان فرود آورد و به ايشان داد. چون آن ميوه‌ها را ديدند شاد گرديدند و نزد حضرت رسول صلي الله عليه و آله بردند حضرت از ايشان گرفت و بویید و به ايشان داد و فرمود كه به نزد پدر و مادر خويش ببريد و اگر اول به نزد پدر خود ببرید بهتر است. پس آنچه آن حضرت فرموده بود عمل کردند و نزد پدر و مادر خويش ماندند تا رسول خدا صلي الله عليه و آله آمد و همگي از آن ميوه‌ها تناول كردند و هرچه مي‌خوردند به حال اول برمي‌گشت و چيزي از آن كم نمي‌شد و آن ميوه‌ها بود تا آنكه حضرت فاطمه سلام الله علیها رحلت فرمود پس انار برطرف شد و چون حضرت اميرالمؤمنين (ع) شهيد شد میوه بِه، برطرف شد و سيب ماند. آن سيب را حضرت امام حسن (ع) داشت تا آنكه به زهر شهيد شد و آسيبي به آن سيب نرسيد، بعد از آن نزد امام حسين (ع) بود.

حضرت امام زین‌العابدین (ع) فرمود وقتي كه پدرم در صحراي كربلا محصور اهل جور و جفا بود آن سيب را در دست داشت و هرگاه كه تشنگي بر او غالب مي‌شد آن‌را می‌بویید تا تشنگي آن حضرت تخفيف مي‌يافت چون تشنگي بسيار بر آن حضرت غالب شد دندان بر آن سيب فرو برد چون شهيد شد هرچه آن سيب را طلب كردند نيافتند، آن حضرت فرمود كه من بوي آن سيب را از مرقد مطهر پدرم استشمام می‌کنم زمانی که به زيارت او مي‌روم و هر که از شيعيان مخلص ما در وقت سحر به زيارت آن مرقد معطر برود بوي سيب از آن ضريح منور به مشامش می‌رسد.

مناقب، ابن شهرآشوب، ج 3، ص 391 .


ولادت امام حسین علیه السلام مبارک


محاصره در آب

آیت‏الله حاج سید عباس کاشانى حائرى نقل مى‏کرد: «روزى در خانه آیت‌الله العظمى حکیم بودم که کلیددار آستان مقدس حضرت ابوالفضل علیه‌السلام، تلفن کرد و گفت: سرداب مقدس ابوالفضل علیه‌السلام را آب گرفته و بیم آن مى‏رود که ویران گردد و به حرم مطهر و گنبد و مناره‌ها نیز آسیب کلى وارد شود، شما کارى بکنید».

آیت‌الله حکیم فرمودند: من جمعه خواهم آمد و هر آنچه در توان دارم انجام خواهم داد. آنگاه گروهى از علماى نجف از جمله اینجانب به همراه ایشان به کربلا و به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام رفتیم، آن مرجع بزرگ براى بازدید به‏ طرف سرداب مقدس رفت و ما نیز از پى او آمدیم، اما همین ‏که چند پله پایین رفتند، دیدم نشستند و با صداى بسیار بلند که تا آن روز ندیده بودم، شروع به گریه کردند. دیدم شگفتا منظره عجیبى است که مرا هم گریان ساخت.

قبر شریف حضرت ابوالفضل علیه‌السلام، در میان آب مثل جایى که از هر سو به وسیله دیوار بتنى بسیار محکم حفاظت‏ شود، در وسط آب قرار داشت، اما آب آن را نمى‏گرفت. درست همانند قبر سالارش حسین بن علی علیه‏السلام، که متوکل عباسى بر آن آب بست اما آب به سوى قبر پیشروى نکرد.

کرامات الصالحین، ص‏286، به نقل از: کرامات العباسیه (معجزات حضرت اباالفضل علیه‏السلام)، على میرخلف ‏زاده، ص‏92.


ولادت حضرت ابوالفضل العباسعلیه السلام مبارک


کرامتی در مسجدالحرام

مشغول طواف بود. زیر لب ذکر خدا داشت. آرام آرام قدم برمی‌داشت. به اطراف خود توجهی نداشت. او وجودش غرق خدا بود و متوجه عبدالملک نشد که پشت سر او مشغول طواف بود. اما عبدالملک در یک لحظه متوجه او شد. به اطرافیانش خطاب کرد: او کیست که این قدر گستاخانه جلوی ما راه می‌رود و اصلاً به ما توجهی ندارد؟

اطرافیان گفتند: او علی بن الحسین است. عبدالملک گفت: او را نزد ما بیاورید. بعد از طواف به حضرت پیغام دادند که عبدالملک تو را فرا خوانده امام (ع) اجابت فرمود. وقتی به نزد او رسید، عبدالملک با یک تکبر خاصی به حضرت گفت: چرا به ما توجهی نداری؟ چرا نزد ما نمی‌آئی؟ من که قاتل پدر تو نیستم!

حضرت در جواب فرمود: «قاتل پدرم دنیای او را فنا کرد ولی پدرم آخرت او را تباه ساخت؛ اینک اگر تو هم می‌خواهی مثل قاتل پدرم باش! عبدالملک گفت: منظورم این است که نزد ما بیایی تا از امکانات دنیوی ما برخوردار شوی. در این لحظه، حضرت روی زمین نشستند و لباس خود را پهن کردند و فرمودند: «خدایا! قدر و منزلت اولیای خود را به اینان نشان بده». در یک لحظه همه دیدند که دامن لباس حضرت پر از گهرهای درخشنده شد که چشم‌ها را به خود خیره می‌کرد. سپس فرمود: «خدایا این‌ها را بگیر كه مرا نيازى به این‌ها نيست». آنگاه حضرت بلند شدند و از آنان جدا شدند.

قطب راوندي، الخرايج و الجرايح، قم، انتشارات مصطفوي، ص 222؛ الأمين العاملي، السيد محسن، الصحيفة الخامسة، دمشق، مطبعة الفيحاء، 1282 ه. ق، ص 492

ولادت امام سجاد علیه السلام مبارک



:: بازدید از این مطلب : 392
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 28 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

انتظار و منتظران واقعی

ما هر شب منتظر طلوع خورشید فردا هستیم، اما معنای انتظار خورشید، آن نیست که دست بر روی دست بگذاریم و تا صبح در تاریکی به سر ببریم، بلکه هرکس سعی می‌کند در حد امکان، اتاق خود را روشن ‌کند. همه در زمستان منتظر فرا رسیدن تابستان هستند، ولی انتظار تابستان به آن معنا نیست که در زمستان در سرما بمانیم و اتاق خود را گرم نکنیم. در زمان غیبت امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه نیز باید به میزان توان خود، با ظلم مبارزه کرد و در صدد اصلاح خود و جامعه بر آمد. در روایات می‌خوانیم: افضل الاعمال انتظار الفرج؛ بهترین عمل، انتظار آمدن حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه است. بر اساس این حدیث، انتظار، حالت نیست، بلکه عمل است. بنابراین منتظران واقعی باید اهل عمل باشند. کسی که منتظر مهمان است، در خانه آرام نمی‌نشیند.

(تمثیلات، ص 47)

خورشید پنهان

در روایات، وجود مقدس امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه را به خورشید پنهان در پس ابر تشبیه کرده‌اند. علامة مجلسی در این باره به چند نکته اشاره می‌کنند:

1. همان گونه که خورشید از پشت ابر، نورافشانی می‌کند، امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه نیز نور هدایت و علم را از پشت پردة غیبت به انسان‌ها می‌رساند.

2. وقتی خورشید در پشت ابرها پنهان می‌شود، همه در انتظارند تا ابرها به کناری روند و خورشید ظاهر شود. منتظران امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه نیز با این که از پشت پردة غیبت از برکات و عنایات وجود آن حضرت بهره می‌برند، اما همیشه چشم به راه ظهور آن حضرتند.

3. وقتی که آسمان ابری است، گاهی خورشید از زیر ابرها رخ می‌نمایاند و بعضی آن را می‌بینند، امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه نیز گاهی از پس پردة غیبت نمایان می‌شوند و افرادی ایشان را زیارت می‌کنند.

4. هرکس به اندازة پنجره‌ای که ساخته، از نور خورشید بهره می‌گیرد. از برکات وجود مقدس امام زمان نیز هرکس به اندازه‌ای که موانع و گناهان را از خود دور کرده باشد، بهره‌مند می‌شود.

(بحارالانوار، ج 52، ص 140)

ایرانیان، زمینه‌سازان ظهور

بخش عمده‌ای از روایاتی که دربارة روی‌دادهای پیش از ظهور و یاران حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه آمده، دربارة ایران و ایرانیان است که با تعبیرات گوناگونی مانند: اهل فارس، عجم، اهل خراسان، اهل قم، اهل طالقان، اهل ری و... بیان شده است.

با بررسی مجموع این روایات، به این نتیجه می‌رسیم که پیش از ظهور امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه، در کشور ایران، نظامی الهی و مدافع ائمة معصومین علیهم‌السلام برپا می‌گردد که مورد عنایت امام می‌باشد، هم‌چنین می‌توان گفت، مردم ایران نقش مهمی در قیام آن حضرت خواهند داشت.

(چشم‌اندازی به حکومت حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه، ص 58)

 

فلسفة انتظار

سؤال: سخن از آیندة بشریت چه نتیجه‌ای برای امروز ما دارد؟ امروز که با هزاران مشکل و گرفتاری دست به گریبانیم و باید به غلبه بر این مشکلات بیندیشیم، ما را با فردا چه کار؟

این سخنان را کسانی می‌گویند که همیشه با دیدی سطحی به حوادث می‌نگرند و امروز را از فردا جدا می‌دانند، ولی توجه به این که ریشه‌های حوادث امروز در گذشته است، و آینده را هم از امروز باید ساخت، و این که توجه به یک آیندة «تاریک» یا «درخشان»، انعکاس فوری در زندگی امروز و موضع‌گیری‌های ما در برابر حوادث دارد، مسئله را قدری روشن می‌سازد. ما به خاطر امروز هم که باشد، باید گذشته و آینده را بررسی کنیم؛ و به زودی خواهیم دید که این انتظار بزرگ چه‌قدر سازنده است.

(حکومت جهانی مهدوی، ص 90)

 

جشن تولدی دیگر

و ما تولد چنین امامی را جشن می‌گیریم، به امید آن که خود در این تولد، به تولدی دیگر برسیم، و از دایرة تنگ عادت‌ها، تقلیدها و غریزه‌ها بیرون بیاییم و با تدبر و تفکر و تعقل خویش، به آزادی انسانی برسیم و در این آزادی، حاکمی را انتخاب کنیم که نور راه ما و جهت راه رفتن ما و امین استعدادهای ما و پناه و قلعة ما در این دزدبازار بی‌در و پنجره باشد. تولد چنین امامی اگر با جشنی همراه باشد، باید با جشن تولد دوبارة ما باشد، چراکه این امامت را جز پس از این تولد نمی‌توانیم تحمل کنیم، و جز با این دید وسیع و مترقی نمی‌توانیم شیعة این امام باشیم. در این تولد است که عشق چنین امامی در تمام وجود تو می‌نشیند و در خون و دلت جاری می‌گردد و نیاز به او، هم‌چون عطش در هر سلّولت سوز می‌گذارد.

(تو می‌آیی، ص72)



:: بازدید از این مطلب : 399
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
تاریخ انتشار : چهارشنبه 28 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

 



:: بازدید از این مطلب : 375
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : چهارشنبه 28 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011


:: بازدید از این مطلب : 387
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : چهارشنبه 28 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011


:: بازدید از این مطلب : 395
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : چهارشنبه 28 تیر 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران