در اتفاقی جالب در کشور انگلستان گربه ای
به نام " Chas " توانست تا به صاحب خود در حل یک جدول حروف متقاطع کمک
کند.
به گزارش گروه خواندنی های باشگاه خبرنگاران، جانوران مختلف دارای ضریب
های هوشی متفاوتی هستند و در موقعیتهای متفاوت از خود واکنشهای متفاوت
را نشان می دهند.
صاحب این گربه که یک استاد بازنشسته
دانشگاه در رشته ادبیات در شهر " گلوستر " در جنوب انگلستان است در این
مورد می گوید: گربه من در بسیاری از اوقات در زمانی که من در حال حل
جدول بوده و یا با کامپیوتر کار می کردم در مقابل من ظاهر شده و به حرف
و اشکال موجود بر روی صفحه روزنامه و یا صفحه کلید کامپیوتر خیره می
شود و حتی گاهی شروع به جست و خیز بر روی این صفحات می کرد.
نهایتا این گربه در هفته گذشته با یک حرکت
استعداد ذاتی خود را نشان می دهد. در زمانی که صاحب این گربه در حال حل
جدول بوده است این گربه پنجه خود را بر روی صفحه روزنامه می کوبد و به
بخشی از جدول اشاره می کند. صاحب گربه بعد از کمی دقت متوجه می شود که
پاسخ سوال در آن بخش از جدول واژه " پنجه " است.
صاحب این گربه هنوز هم از این حادثه متعجب است و دقیقا نمی داند که
گربه او چطور موفق به این کار شده
آقا جون هر کی دوست دارین برین اون پایین به وبلاگ من امتیاز بدین . . . شرط بندی کردیم با یکی از بچه ها ببینیم وبلاگه من بهتره یا اون . . . توروخدا نزاریم بازم من ببازمـــــــــــــم
ای وای یعنی حوصلم سر رفته در حد چی !!!!ساعت ۱۲ پاشدیم رفتیم خونه مادربزرگم یعنی تا ساعت ۹ هین جوری نشسته بودم یه کله به جون همه غر میزدم که من حوصلم سر رفتهمخ همرو خوردم یعنی . . آخه چند ساعت بیکار بشینی خب به خا شما هم حوصلتون سر میرفت دیگه
آقا این چه وضعشه . . . من نمیدونم کدوم خریه هر دفعه من میرم تو فیس بوک یا ایمیلم میبینم رمزش عوض شدهآقا مریضی؟کرم داری؟قاطی داری؟روانی هستی؟آخه کس خل آخه چی بگم بهت . . .آخه تو اصن چیکا به من داری . . . اصن تو کی هستی . . . آقا اصن چه پدر کشتگی من و تو با هم داریم . . .؟؟؟؟اه خیلی رو نروی به خدا . . . نمیدونم کی هستی ولی خیلی بی شعوری و اینو بدون عزیزم دیگه برام مهم نیست هر کاری دلت میخواد با ایمیل و پیج من بکن من کلی پیچ و ایمیل دارم . . . این دوتا برا تو فقط جون ننت دست از سر کچل ما بردار
ای وای . . . آقا رفتیم دیدیم وبلاگ من ۸ امتیاز آورده مال دوستم ۷حالا اون باید منو مهمون کنهولی خدایی امتیازامون ترکونده بود . . . همه ۴۰۰ و ۵۰۰ من و اون ۷ و ۸ولی البته ما تو دو روز امتیاز جمع کردیم اونا تو یه ماه وگرنه اگه ما هم تو یه ماه امتیاز جمع میکردیم بالای ۱۰۰۰ میرسید اصلا
آقا این دولت دیگه شورشو در آورده . . . این چه وضعشه آخه؟چرا نباید دیگه بین التعطیلین داشته باشیم؟آخه یعنی چی؟الان ما فردا باید بریم بعد پس فردا نباید بریم دوباه فرداش باید بریم دوباره پس فرداش نریم دوباره فرداش نریم دوباره دو روزه آخر بریمخودمم سر گیجه گرفتم اه اگه بین التعطیلین داشتیم این هفته تعطیل میشدیم و میرفتیم دور دور شباولی ریدن به حالمون نیسیم کهای بابا . . . اشکال نداره میگزره این روزا . . . فقط نمیدونم چرا اینقد دیر میگزره این روزا . . . سرویس شدیم دیگه
آها وای یه بدبختی من تو مدرسه دارم . . . یه دوست دارم همش در حال کتاب خوندنه . . . حالا بخوره تو سر من اصلا اینقد کتاب بخونه تا چشاش در آد ولی بدبختی من اینه که این کتاب میخونه میاد خلاصه کتابو(در واقع کل کتابو) برا من تعریف میکنه بعد تازه وسطاش که میشه من دیگه خودم میزنم به خریت مثلا دارم گوش میکنم اونم یه دفعه بر میگرده میگه : حالا تعریف کن تا اینجا ببینم چی شد؟یعنی گ . . . ا . . . ی . . . د . . . ه منوای خدا چیکار کنم باهاش؟
بسه دیگه من خیلی خوابم میاد برم بخوابم که فردا باید بریم مدرسهتازشم حالم خیلی بده . . . سرم درد میکنه . . . از درون و برون داغونم کلا
قابل توجه آقا سعید . . . اینو ۲۰ دقیقه نوشتم . . . آره برادر . . . آآآآ دیگه همین برین بخوابین دیگهاهشب خوش
تازه نیم ساعته از خواب بیدار شدمدیشب ساعت سه خوابیدم داشتم تا اون موقع میچتیدمآخرش مامانم اومد دعوام کرد گفت بسه دیگه خجال بکش برو بگیر بخوابمنم دیگه واقعا خجالت کشیدم سریع رفتم خوابیدم
بابا این چه وضعشه چرا ما یه روز تعطیلیم یه روز نیسیم؟قاطی کردم به خدا . . . دیروز که رفتم مدرسه اینقد خوابم میومد که نگووقتی رسیدم مدرسه یه ربع مونده بود تا زنگ بخوره . . . از اونجا که مدرسه ما هم مذهبیه و باید با چادر بریم مدرسهمنم رفتم تو نماز خونه چادرمو کشیدم سرم اون یه ربعو خابیدمیعنی همون یه ربع انگار ۷ساعت خوابیدم اینقد چسبیدولی تمام مدت سر همه کلاسا چرت زدم
آها جاتون خالی یکشنبه رفته بودیم خونه یکی از اقوام . . . بعد من و دختر خالم و چند تا از اون پسرا رفتیم بالاپشت بوم که قلیون بکشیموای الان که فکر میکنم جاتون اصلا خالی نبود چون قندیل بستیم تو اون سرمایکی نیست بگه این همه جا حالا چرا پشت بوم؟؟
دیگه . . . چی دارم بگم؟آها دیشب رفته بودیم میلاد نور . . . عالی بود یعنیاینقده خوش گذشت . . . وای یه پسره اونجا بود فکر کنم مهدکودک میرفتدست دوست دخترشو گرفته بود آورده بودش میلاد نور . . . وای ببین یعنی هر کی اینو میدید بر میگشت کلی میخندید . . . اینقده موهاشو ریخته بود تو صورتشتازه احساس خوشگلی هم بهش دست داده بود . . . اینقدرم لاغر بود که داشت میشکست تازه اگر دستشو از کمرش بر میداشت شلوارش میفتاد پایینحالا درسته ما خندیدم ولی واقعا همین اینان که جامعرو به فساد کشیدناصلا تو این دوره زمونه هیچکی به اندازه من با شخصیت نیست
حالا همینا . .. دریا جونم که دستش ضرب دیده امیدوارم زدتر خوب شه داداش محمد دیگه حرفای پست قبل تکرار نمیشه
سلامممممم چطورین؟من که توپ توپم میدونم الان کلی ذوقیدین که من اومدم دوبارهولی خب حالا دیگه جمع کنین خودتونو نیشاتونم ببندین که میخوام بحرفم
اول اینکه این چند روز یه سری اتفاقات افتاد که نتونستم بیام وبلاگ البته به فیس بوک و یاهو و اینا رفتم ولی نتونستم بیام وبلاگ
دوم اینکه شنبه اون هفته کارنامه هامونو دادنخیلی گند زدم ولی خب مهم نیست این ترم جبران میکنم مثلا
بعد از اینکه کارنامه هارو دادن بچه ها همه زده بود به سرشون تا سه چهار روز الکی راه میرفتن میخندیدن
آقا من سینوزیت گرفتم به خدا . . . اه یه بچه هه تو کلاسمون هست همش هر سه تا پنجره کلاسو باز میکنهآخر سر بعد از چند ماه همچینی سره اینکه پنجره رو باز میکنه دعوام شد که بیا و ببینوای بچه ها همچینی نگام میکردن انگار جن دیدنخب تقصیره خودشونه دهنه آدمو باز میکننحالا بیخیل
آقا دیشب با دوستم یه پسررو اسکل کردیم . . . دوم راهنمایی بود اینقده خندیدیم که نگو
آقا امروز معلم فیزیکمون سگ بود پاچه میگرفت . . . یعنی رو نروم بوداجو سگیت برش داشته بود بچه هام هیچ کدوم درس نخونده بودن . . . چون عصبانی بود از هر کی میپرسید درس خوندی یا نه بچه ها از ترسشون بر میگشتن میگفتن آره اونم جو گیر شده بود فکر کرد حالا الان همه ازش میترسنمنم برا اینکه از جو زدگیش کم بشه وقتی منو صدا کرد گفت درس خوندی؟با اینکه خونده بودم ولی گفتم نهگفت الان با چه رویی تو چشای من نگاه میکنی میگی نه؟بعد گفت مگه امروز فیزیک نداشتین که نخوندی؟گفتم حوصله نداشتم آخه ایشا الله دفعه بعد میخونمخخخ ضایع شد گفت برو بشین دیگه از هیچ کیم درس نپرسیدجنبه معلمیم ندارن
آقا فردا دوتا کلاس دوم دیگرو میبرن اردو ما باید بمونیم مدرسه ریاضی بخونیمخود این معلم ریاضیه اجازه داده کلاسه ما هم بره ها اما مدیرمون کاسه داغ تر از آش شده میگه نهای تو روح کثیفشحالا این معلمم خودشو ان کرده میگه فردا امتحان میگیرم
حالا به قول جوجو بذگریم
آها میخوان بچه ها رو اردیبهشت ببرن مسافرت اون وقت برگشتن میگن به هر چهار یا شش نفر یه معلم میفرستیم تو اتاقشونآخه یکی نیس بگه شاید بچه ها بخوان . . . استغفراللهدهن ادمو باز میکننحالا الان این چه ربطی به شما داشت نمیدونم
آها چند روز پیشا امتحان دینی داشتیم تستی بود بعد من هر گزینه ای رو که میزدم میدیدم فاطمه هم از روی من میزدآخر امتحان معلم گفت با هم دیگه برگه هاتونو چک کنین منم خندیدم گفتم فاطمه تو که همرو از رو من زدی حالا قسم و آیه که نه من از روی تو نزدمگفتم باشه باو بیا بشینیم چک کنیم حالا هرچیو من میخوندم میدیدم همون گزینرو زدهاه اینقد از این آدمای خالی بند بدم میاد گفتم پاشو برو واسه ننت خالی ببندوالا بی تربیت بی شخصیت تازه نشسته واسه من گزینه ها رو استدلالم میکنه که چرا این گزینه میشه اون یکی نمیشهایشـــــــــش
بیخیال . . . دیگه حوصله حرفیدن ندارم . . . تازشم باید زود برم آخه مثلا تو ترک کامپیوترمبسه دیگه پاشین برین بخوابین که حوصلتونو ندارم ما هم بریم کارهای نصفه نیمه را تمام کنیمدوستون نمیدارم اصلاسعید جان بشین الان بعد این پست اینقد بخند تا جونت در بیادچشمام دیگه ضعیف شده اینقد نشستم پای پی سیفیلــــــــا
وای خدا اینقد امروز مدرسه خوش گذشت کهجاتون کلی خالی . . . صبح زنگ اول زبان فارسی داشتیم منم همیشه تکلیفای زبان فارسو انجام مدیم اما این دفعه حوصله نداشتم انجام نداده رفتم مدرسه گفتم صبح مینویسم اما صبحم وقت نداشتم که کپ بزنم از رو بچه ها برای مین ننوشتمشانسه گنده ما هم زد معلمه برگشت گفت میخوام امروز دفتراتونو ببینموای دلم میخواست خفش کنمواقعا شانسه ما داریم؟زنگ دوم دینی داشتیم وای جاتون خالی معلمه داشت درس میداد منم از پنجره کلاس یه پسره رو که پشت بوم خونشون نشسته بودو دید میزدماونم وسطه کلاس دینیحالا نمیدونم پسره تو اون سرما اون بالا چیکار میکردزنگ آخر هم که جغرافی داشتیمکلی چرت زدیم سره کلاسش
وای آقا امروز من و هستی گیر داده بودیم هی میگفتیم بووووووو سرده کاپشنم کو؟!دیگه خودمون خسته شده بودیم اینقد خوندیم این آهنگو امروزبه خدا . . .
آقا این ۲۲ بهمن کی تموم میشه راحت شیم؟هر روز باید سرود ملی بخونیم ما بعدشم سروده وطن ای هستی منالبته ناظممون هر روز صبح پا میشه میاد منو به زور بلند میکنه که مثل بقیه بچه ها بخونم منم گوش نمیدم دوباره میشینم سره جام اونم میرهآخه خیلی رو اعصابه این کارا
فردا شب چهلمه همون فامیلمونه که فوت کردهر چی به مامانم میگم صبح بیاد دنبالم بریم خونشون من کمک کنم کارارو انجام بدن قبول نمیکنهآخه من خیلی دوست دارم هسته خرما رو در بیارم بعد جای هستش گردو بزارم خیلی هیجان داره آخهبه هر کیم میگم میگن این کجاش هیجان داره؟خب داره دیگه به نظر شما هیجان نداره؟
دیگه حوصله حرفیدن ندارم . . . خوش باشین
بوووووو سرده کاپشنم کو؟حتی یه پولیورم باشه ممنون
دوس دارم سریع بزنم بیرون آخه میترسم که برفا آب بشن زود
بوووووو سرده این شاله منه که،بوووووو سرده میاد به تنت babe
چارتا دست تو دوتا جیب آآآووو تو بغلم میگیرمت هــــــــی