نوشته شده توسط : alavijeh2011

تصاویر شگفت انگیز سلول های انسان

تا به حال اعضای بدنتان را با کوچک ترین جزئیاتشان دیده اید؟ در اینجا تصویر جالب و شگفت انگیز (حتی شاید ترسناک) 25 عضو بدن را که در زیر یک میکروسکوپ الکترونی قرار گرفته اند مشاهده می کنید.


1. مژه ها


2. باکتری هایی که روی زبان انسان قرار گرفته اند.


3. مو


4. سرخرگ


5. سلول های مغز


6. انتهای عصب


7.اسپرم


8. روده کوچک


9. ریه


10. پلاک دندان


11. جوانه چشایی


12. نقطه کور در چشم


13. Stereocilia در گوش


14. نورون های مغز


15. گلبول های قرمز


16. لخته شدن خون بیش از زخم


17. سلول های سرطانی سینه


18. دی ان اِی


19. سلول های خونی


20. عنبیه چشم


21. عرق بر روی انگشت اشاره


22. سلول های بنیادی مغز استخوان انسان


23. پلاکت خون


24. خط الراس اثر انگشت


25. بطن قلب



:: بازدید از این مطلب : 486
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 12 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

باور کنید این تصاویر فتوشاپی نیستند!

عکس‌هایی که در ادامه مشاهده می‌کنید توسط Jack Long گرفته شده اند. این عکس‌ها که شمایی از گل در گلدان را به تصویر کشیده‌اند، با استفاده از پاچیدن رنگ و گرفتن عکس با سرعت بالا خلق شده اند و عکاس از هیچ نرم‌افزار ویرایش عکس یا سه بعدی‌سازی در آنها بهره نبرده است. در ادامه شما را به مشاهده گالری عکس‌های فوق‌العاده Jack Long دعوت می‌کنیم.


در حقیقت جک خیلی تمایل ندارد به همه اعلام کند چگونه توانسته این صحنه‌ها را خلق کند. در واقع وی راز ساخت این صحنه‌ها را لو نمی‌دهد. اما قطعا از عکاسی با سرعت بالا و به نحوی توقف زمان استفاده کرده است.

وی برای اینکه بتواند هر عکس را خلق کند، باید صد‌ها عکس می‌گرفته تا آنچه مد نظرش بوه را بدست آورد.

ما هم مثل شما کنجکاویم بدانیم Jack Long چگونه این عکس‌‌ها را گرفته، ولی از آنجا که jack قصد ندارد روش خود را لو بدهد، به تماشای آثار وی بسنده می‌کنیم.
















:: بازدید از این مطلب : 486
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 12 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

عکس های مضحک از قیافه های طوفان زده!

یک عکاس لیتوانیایی تصاویر خنده آوری از چهره افرادی که در مقابل وزش شدید باد ایستادند، گرفت که به دلیل مضحک بودن آن سه میلیون کاربر اینترنتی جذب کرد.


"تاداس اسیرنیوسکاز"، جریان هوا را از طریق سشوار بسیار قوی به سمت صورت آنها گرفته و واکنش مضحک آنها در مقابل باد این سشوار را عکس گرفت.

این عکاس لیتوانیایی گفت: با این کار می خواستم واکنش افراد و صورت آنها در مقابل باد را نشان بدهم و با نمایش آنها در نمایشگاه عکس و اینترنت خنده را بر لبان مردم جاری کنم.

























:: بازدید از این مطلب : 1058
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 12 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

ازدواج دختر هندی با مار کبری!

یک دختر هندی به نام "بیمبالا داس" به خاطر علاقه زیاد به مار کبرا تصمیم به ازدواج با این مار گرفت و در مراسم عقد این زوج حدود 2000 نفر مشارکت داشتند.

این مراسم در ولایت اوریسا، واقع در شرق هند برگزار شد.


به گزارش برترین ها؛ عروس بیمبالا داس که 30 سال سن دارد می گوید: من عاشق این مار هستم و هر وقت برای آن شیر می ریزم، فورا برمی خیزد و آن را می نوشد و هیچ آزاری به من نمی رساند.

گفتنی است که پیشتر یک زن آمریکایی با یک خر، یک زن دیگر نیز با یک سگ و یک خانه ازدواج کرده اند!



:: بازدید از این مطلب : 1631
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 12 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

داستانک؛ دلقک

روزی مردی نزد پزشک روانشناس معروف شهر خود رفت. وقتی پزشک او را دید دلیل آمدنش را پرسید، مرد رو به پزشک کردو از غم های بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد.

مرد گفت: دلم از آدم ها گرفته از دروغگویی ها، از دورویی ها، از نامردی ها، از تنهایی، از خیلی ها از… مرد ادامه داد و گفت: از این زندگی خسته شده ام، از این دنیا بیزارم ولی نمی دانم چه باید کنم، نمی دانم غم هایم را پیش چه کسی مداوا کنم

پزشک به مرد گفت: من کسی را می شناسم که می تواند مشکل تورا حل نمایید. به فلان سیرک برو او دلقک معروف شهر است. کسی است که همه را شاد می کند، همه را می خنداند، مطمئنم اگر پیش او بروی مشکلت حل می شود. هیچ کسی با وجود او غمگین نخواهد بود.

مرد از پزشک تشکر کرد و در حالی که از مطب پزشک خارج می شد رو به پزشک کرد و گفت: مشکل اینجاست که آن دلقک خود منم...




:: بازدید از این مطلب : 426
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 12 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
تصاویری از جزایر رویایی "بورا بورا" فرانسه

















:: بازدید از این مطلب : 540
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 12 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

در یکی از کوچه‌های بین جردن - ولیعصر بوتیک خانگی وجود دارد که ورود به آن نیازمند هماهنگی و تایید مشتریان ثابت آن است.
شرق: تهران‌گردي و پرسه‌زدن در مراكز خريد بي‌گمان يكي از تفريحات اين روزهاي مردم به‌شمار مي‌رود، مردمي كه اكثر آنها تنها به تماشاي ويترين‌هاي رنگارنگ بسنده مي‌كنند و هنوز خيلي از آنها نمي‌دانند كه زير پوست اين ابرشهر و مراكز خريد چه اتفاقاتي رخ مي‌دهد؛ اتفاقاتي كه هيچ ربطي به حرف‌هاي روزمره ندارد.

البته ما هم وضع‌مان بهتر از شما نيست. وقتي براي گزارش بوتيك‌هاي شمال شهر را شماره مي‌كنيم، خود را بسيار دورتر از قافله مي‌يابيم و اينجا؛ يعني در پايتخت دود و سيمان، ويترين‌هايي وجود دارد كه رنگ چهره را عوض مي‌كند.

شايد بتوان قبل از رسيدن به بطن گزارش و ارايه تصوري از بازار لباس‌هاي مارك‌دار اين پرسش را مطرح كنيم كه تصور شما از يك جفت كفشي كه زير پوست اين شهر و جايي در بوتيك‌هاي چشم‌نواز به بيش از سه‌ميليون‌تومان فاكتور مي‌شود يا فقط يك تي‌شرت كه به قيمت 400هزارتومان به فروش مي‌رسد، چيست؟

البته گمان بر ‌گران بودن كفش و تي‌شرت يادشده نبريد كه در ادامه گزارش شما را به جاهايي خواهيم برد كه با پنج‌ميليون‌تومان تنها قادر به خريد يك شلوار جين و يك جفت كفش خواهيد بود. بوتيكي در همين شهر كه اجناس داخل آن نيز همچون نامي كه بر سردر آن نقش بسته خاص و جذاب است. اگر قصد خريد لباس رسمي و كلاسيك داريد، سري به بوتيك «وي‌اي‌پي» واقع در نياوران بزنيد؛ جايي كه يك جفت كفش كالج را با حداقل 300هزارتومان و يك جفت كفش ورني كلاسيك ايتاليايي را مي‌توان با حداقل دوميليون‌تومان خريداري كرد.

 در اين بوتيك برندهاي معروف ايتاليايي خودنمايي مي‌كنند و شما مي‌توانيد با 150‌هزارتومان ساده‌ترين و ارزان‌ترين شلوار جين موجود را خريداري كنيد. پيراهن صد‌هزارتوماني، كت‌تك يك‌ميليون‌توماني، كاپشن چرم بهاره به قيمت يك‌و‌نيم‌ميليون و همچنين كراوات و دكمه سردست 400‌هزارتوماني از ديگر اجناسي است كه در اين بوتيك يافت مي‌شود.

اگر به دنبال لباس اسپرت بوده باشيد نيز مي‌توانيد سري به «جردن» بزنيد تا با دنيايي از برندهاي روز اروپا آشنا شويد. اگر ناراحتي قلبي داشته و با قيمت‌هاي اين منطقه آشنايي نداريد، پيشنهاد مي‌كنيم به فكر پرسه زدن در مراكز خريد اين قسمت از شهر نباشيد چرا كه شال‌گردن 500‌هزارتوماني و كت‌وشلوار 12‌ميليون‌توماني ضربان قلب شما را تندتر خواهد كرد.

انتهاي جردن و جايي نزديك به بزرگراه مدرس مركز خريد الهيه واقع شده است؛ مركز خريدي كه خريد از آن يكي از تفريحات عصرگاهي جوانان اين منطقه است. خريد از اين مركز خريد در مقايسه با ديگر مراكز خريد اين منطقه بسيار اقتصادي به نظر مي‌رسد چرا كه گران‌ترين كفش موجود در آن به يك‌ميليون‌تومان فاكتور مي‌شود و شلوارجين و پارچه‌اي هم بيشتر از 800‌هزارتومان قيمت ندارند. در قسمت لباس‌هاي زنانه نيز مانتوهايي تا 500‌هزارتومان و كيف و كفش تا يك‌و‌نيم‌ميليون‌تومان يافت مي‌شود و شال و روسري نيز در محدوده صد تا 200‌هزارتومان فاكتور مي‌شوند.

كمي پايين‌تر از اين مركز خريد اما در يكي از كوچه‌هاي بين جردن - وليعصر بوتيك خانگي وجود دارد كه ورود به آن نيازمند هماهنگي و تاييد مشتريان ثابت آن است. در اين بوتيك خانگي كه مساحتي بيش از 300مترمربع دارد طراحي هوشمندانه و مبلمان ايتاليايي چشم را نوازش مي‌كند و ساعت‌ها حضور در آن به لحظه‌اي مي‌ماند. پذيرايي و لباس يك شكل كاركنان از ديگر نكاتي است كه اين بوتيك را از ساير هم‌رديفان خود متمايز مي‌كند.

 «كونز»، «ليوايز»، «پرادا»، «ويكتوريا»، «آرماني»، «ورساچه»، «رجيو كالابريا» و لباس‌هايي با امضاي «آمانچيو اورتگا» معرف‌ترين طراح اسپانيا از جمله برندهايي است كه در اين بوتيك خانگي عرضه مي‌شود. خريد يك پالتو و يك جفت كفش از اين بوتيك حداقل 15‌ميليون‌تومان هزينه دربر خواهد داشت و اگر به فكر خريد تمامي لباس‌هاي خود از اين بوتيك باشيد، بايد چيزي حدود 50‌ميليون‌تومان براي يك ست لباس كنار بگذاريد. كت و شلوار 28 ميليوني با كمربند دو‌ميليون‌توماني را مي‌توانيد با يك جفت كفش لويي ويتون هشت‌ميليون‌توماني «ست» كنيد. كراوات، گيره كراوات و دكمه سردست‌ها (جواهر نشان) نيز چيزي حدود 10‌ميليون‌تومان برايتان هزينه خواهد داشت.

 قيمت پيراهن اما در اين بوتيك داستان ديگري دارد و همچون ساير اجناس بر اساس نوع جنس، رنگ‌هاي طبيعي استفاده شده و شركت توليد‌كننده تعيين مي‌شود. پيراهن مورد نياز براي ست مورد اشاره را مي‌توان با قيمت يك ميليون و 700‌هزارتومان خريداري كرد تا با لباس زير 200‌هزارتوماني و جوراب صد‌هزارتوماني ست مورد نظر در نهايت 50 ميليون ناقابل براي شما تمام شود. در اين بوتيك قبل از هرگونه تصميم به خريد، لباس‌هاي مورد نظر در تن مانكن‌ها براي شما به نمايش در مي‌آيد و پس از انتخاب مدل مورد نظر اقدام به پرو خواهيد كرد.

 لباس‌هاي زنانه نيز همين سازوكار را دارد و خانم‌ها نيز براي يك پالتو با برند «كالابريا» بايد حداقل 15‌ميليون‌تومان بودجه كنار بگذارند.

لباس شب با حرير روي شانه ايتاليايي كمي بيشتر 13‌ميليون‌تومان فاكتور مي‌شود. يك جفت كفش پاشنه بلند پردا نيز در اين بوتيك چهار‌ميليون‌تومان و كيف آن نيز شش‌ميليون‌تومان قيمت دارد. خانم‌ها نيز اگر خواستار پوششي متفاوت‌تر از ديگران در اماكن عمومي هستند سري به اين بوتيك زده تا با خريد شلوار جين « ويكتوريا» به قيمت دو‌ميليون‌تومان، كفش «لويي ويتون» به قيمت دو ميليون و 500‌هزارتومان، مانتو با امضاي «آمانچيو» به قيمت چهار‌ميليون‌تومان و روسري «بِربِري» به قيمت 900‌هزارتومان به اين خواسته خود دست پيدا كنند.

خريد از اين بوتيك با پذيرايي به پايان مي‌رسد و يكي از كاركنان نيز شما را تا اتومبيل همراهي خواهند كرد. كمي پايين‌تر و نرسيده به خيابان «آرش» نيز اين روزها افتتاح بوتيك‌هاي بزرگ و داير شدن نمايندگي برندهاي بزرگ جهاني رواج يافته است. در اين ميان اما ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه برخي از اين برندها از جمله «بنتون» كه در ايران اسم و رسمي براي خود دست و پا كرده‌اند، در اروپا و آسيا در رده برند‌هاي معمولي قرار دارند. «آدولفو دومينگوئز»، يكي از برندهايي است كه اجناس آن از چند سال پيش در اين منطقه عرضه مي‌شود.

 اين برند نيز همچون بسياري از برندهاي اروپايي و آمريكايي فاقد نمايندگي در ايران بوده و تنها عامليت فروش خود‌ در ايران را واگذار كرده است. اما اين برند قيمت‌هاي نسبتا متعادلي نسبت به ساير همرديفان خود دارد و يك جفت كفش در آن را مي‌توان به حداقل 500‌هزارتومان خريداري كرد. حداقل قيمت شلوار جين، تي‌شرت و پيراهن نيز در اين بوتيك به ترتيب 250، 200 و 180‌هزارتومان است. قيمت كيف و كفش اين برند نيز از يك‌ميليون‌تومان شرع مي‌شود و شما مي‌توانيد با پنج‌ميليون‌تومان يك دست لباس تهيه كنيد. كمي آن طرف‌تر اما يكي از برندهاي بزرگ عامليت فروش خود را در ايران داير كرده است و دوستداران برند «لاگوست» از اين به بعد مي‌توانند اجناس اصلي را از اين بوتيك تهيه كنند.

در اين فروشگاه حداقل قيمت هر عدد تي‌شرت 250‌هزارتومان، كيف ورزشي 300‌هزارتومان، كفش 500‌هزارتومان، گرمكن ورزشي 700‌هزارتومان و جوراب 50‌هزارتومان است. در رده لباس‌هاي ورزشي برند «فيلا» نيز اقدام به داير كردن شعبه جديد خود در اين منطقه كرده است و دوستداران ورزش مي‌توانند با مراجعه به آن هر جفت كفش ورزشي را حداقل 150‌هزارتومان، گرمكن و شلوار را 200‌هزارتومان، كيف ورزشي 150‌هزارتومان و تي‌شرت را 90‌هزارتومان خريداري كنند.

كمي بالاتر از «جردن» در منطقه «فرشته» نيز مراكز خريد رنگ و بوي گراني به خود گرفته‌اند و در اين مراكز هر جفت كفش حداقل دوميليون تومان، مانتو 500‌هزارتومان، كيف و كفش سه‌ميليون‌تومان، كت و شلوار پنج‌‌ميليون‌تومان، روسري 500‌هزارتومان، شلوارجين 300‌هزارتومان، لباس زير صد‌هزارتومان، شلوار پارچه‌اي 200‌هزارتومان، شال مردانه صد‌هزارتومان، كمربند 400‌هزارتومان و كيف پول مردانه 800‌هزارتومان فروخته مي‌شود.

 گشتي در مراكز خريد ياد شده نيازمند يك روز فراغت كامل است تا شايد از اين رهگذر با واقعيت‌هاي شيرين زندگي در پايتخت نيز آشنا شويد. با پرسه زدن در مراكز خريد شمال شهر تصويري از واقعيت‌هاي اين روزهاي جامعه را در برابر ديدگان‌تان خواهيد ديد؛ واقعيتي كه در هياهوي سياست و مشكلات اقتصادي كشور بسيار كمرنگ شده است.


:: بازدید از این مطلب : 689
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 12 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
 خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان
 اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود
و به قدر نیاز تو فرود می‌آید، و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود،
 و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود،
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می‌شود،
و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود...
 پــدر می‌شود یتیمان را و مادر..
برادر می‌شود محتاجان برادری را.  
همسر می‌شود بی همسر ماندگان را.
 طفل می‌شود عقیمان را.
 امید می‌شود ناامیدان را.  
راه می‌شود گم‌گشتگان را.
نور می‌شود در تاریکی ماندگان را.  
شمشیر می‌شود رزمندگان را.
 عصا می‌شود پیران را.
عشق می‌شود محتاجانِ به عشق را...
خداوند همه چیز می‌شود همه کس را.
 به شرط اعتقاد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.
بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا!
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،
و زبان‌هایتان را از هر گفتار ِناپاک،
و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار...
و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها، ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!
چنین کنید تا ببینید که خداوند، چگونه بر سفره‌ی شما، با کاسه‌یی خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند و  بر بند تاب، با کودکانتان تاب می‌خورد، و در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند
و "در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند"
مگر از زندگی چه می‌خواهید،
که در خدایی خدا یافت نمی‌شود، که به شیطان پناه می‌برید؟
که در عشق یافت نمی‌شود، که به نفرت پناه می‌برید؟
که در سلامت یافت نمی‌شود که به خلاف پناه می‌برید؟
قلب‌هایتان را از حقارت کینه تهی کنیدو با عظمت عشق پر کنید.
زیرا که عشق چون عقاب است. بالا می‌پرد و دور...
 بی اعتنا به حقیران ِ در روح.
کینه چون لاشخور و کرکس است.
 کوتاه می‌پرد و سنگین. جز مردار به هیچ چیز نمی‌اندیشد.
بـرای عاشق، ناب ترین، شور است و زندگی و نشاط.
برای لاشخور،خوبترین،جسدی ست متلاشی ...


:: بازدید از این مطلب : 476
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 12 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011





 
گویند در زمان دانیال نبى یک روز مردى پیش او آمد و گفت : اى دانیال امان از دست شیطان ، دانیال پرسید: مگر شیطان چه کرده ؟ مرد گفت : هیچى ، از یک طرف شما انبیاء و اولیاء به ما درس دین و اخلاق مى دهید و از طرف دیگر شیطان نمى گذارد رفتار ما درست باشد، کار خوب بکنیم و از بدیها دورى نماییم . دانیال پرسید: چطور نمى گذارد؟ آیا لشکر مى کشد و با شما جنگ مى کند و شما را مجبور مى کند که کار بد کنید. مرد گفت : نه ، این طور که نه ، ولى دایم ما را وسوسه مى کند، کارهاى بد را در نظر ما جلوه مى دهد. شب و روز، ما را فریب مى دهد و نمى گذارد دیندار و درست کردار باشیم .


دانیال گفت : باید توضیح بدهى که شیطان چه مى کند، ببینم ، آیا مثلا وقتى مى خواهى نماز بخوانى شیطان نمى گذارد نمازت را بخوانى ؟ آیا وقتى مى خواهى پولى را در راه خدا بدهى شیطان مانع مى شود و نمى گذارد؟ آیا وقتى مى خواهى به مسجد بروى شیطان طناب به گردنت مى اندازد و تو را به قمارخانه مى برد؟ آیا وقتى مى خواهى با مردم خوب حرف بزنى شیطان توى دهانت مى رود و از زبان تو با مردم حرف بد مى زند؟ آیا وقتى مى خواهى با مردم معامله بکنى شیطان مى آید و زورکى از مردم پول زیاد مى گیرد و در جیب تو مى ریزد؟ آیا این کارها را مى کند؟مرد گفت نه : این کارها را نمى تواند بکند ولى نمى دانم چطور بگویم که شیطان در همه کارى دخالت مى کند، یک جورى دخالت مى کند که تا مى آییم سرمان را بچرخانیم ما را فریب مى دهد، من از دست شیطان عاجز شده ام ، همه گناههاى من به گردن شیطان است . دانیال گفت : تعجب مى کنم که تو اینقدر از دست شیطان شکایت دارى ، پس چرا شیطان هیچ وقت نمى تواند مرا فریب بدهد، من هم مثل توام ، شاید تو بى انصافى مى کنى که گناه خودت را به گردن شیطان مى گذارى .مرد گفت : نه من خیلى دلم مى خواهد خوب باشم ولى شیطان با من دشمنى دارد و نمى گذارد خوب باشم . دانیال گفت : خیلى عجیب است ، کجا زندگى مى کنى ؟ مرد گفت : همین نزدیکى ، توى آن محله ، و از دست شیطان مردم هم خیال مى کنند که من آدم بدى هستم ، نمى دانم چه کار کنم ، دانیال پرسید: اسم شما چیست ؟ مرد گفت : اسمم عم اوغلى است .
دانیال گفت عجب ، عجب پس این عم اوغلى تویى .
مرد گفت : چه طور مگر شما درباره من چیزى مى دانید؟ دانیال گفت : من تا امروز خبرى از تو نداشتم ، ولى اتفاقا دیروز شیطان آمد اینجا پیش من و از تو شکایت داشت و گفت : امان از دست این عم اوغلى .مرد گفت : شیطان از من شکایت داشت چه شکایتى ؟
دانیال گفت : شیطان مى گفت : من از دست این عم اوغلى عاجز شده ام ، عم اوغلى خیلى مرا اذیت مى کند، عم اوغلى در حق من خیلى ظلم مى کند... آن وقت از من خواهش کرد که تو را پیدا کنم و قدرى نصیحتت کنم که دست از سر شیطان بردارى . مرد گفت : خوب شما نپرسیدید که عم اوغلى چه کار کرده ؟ دانیال گفت : همین را پرسیدم که عم اوغلى چه کار کرده ؟ شیطان جواب داد که هیچى ، آخر من شیطانم و مورد لعنت خدا هستم . روز اول که از خدا مهلت گرفتم در این دنیا بمانم براى کارهایم قرار و مدارى گذاشتم ، قرار شده است که تمام بدى ها در اختیار من باشد و تمام خوبیها در اختیار دینداران ، ولى این عم اوغلى مرتب در کارهاى من دخالت مى کند، پایش را توى کفش من مى کند، و بعد دشنام و ناسزایش را به من مى دهد. مثلا مى تواند نماز بخواند ولى نمى خواند، مى تواند روزه بگیرد ولى نمى گیرد، پولش را مى تواند در کار خیر خرج کند ولى نمى کند. صد تا کار زشت و بد هم هست که مى تواند از آن پرهیز کند ولى پرهیز نمى کند و آن وقت گناه همه اینها را به گردن من مى اندازد. شراب مال من است عم اوغلى مى رود و مى خورد، دو رنگى و حیله بازى از هنرهاى مخصوص من است ولى عم اوغلى در کارهایش حقه بازى مى کند، مسجد خانه خداست و میخانه و قمار خانه مال من است ولى او عوض این که به مسجد برود دایم جایش در خانه من است . بد زبانى و بد اخلاقى مال من است ولى عم اوغلى به اینها هم ناخنک مى زند. چه بگویم اى دانیال که این عم اوغلى مرتب بر سر من کلاه مى گذارد و آن وقت تا کار به جاى باریک مى کشد مى گوید بر شیطان لعنت . وقتى معامله مى کند و مردم را در خرید و فروش فریب مى دهد پولش را در جیبش مى ریزد ولى تهمتش را به من مى زند، آخر من کى دست او را گرفته ام و روزه اش را باطل کرده ام . آخر اى دانیال من چه هیزم ترى به این عم اوغلى فروخته ام . من چه ظلمى به این مرد کرده ام که دست از سر من بر نمى دارد. خواهش مى کنم شما که همیشه مرا نصیحت مى کنید این عم اوغلى را احضار کنید و بگویید دست از سر من بردارد و... شیطان این چیزها را گفت و خیلى شکایت داشت و من هم در صدد بودم که تو را پیدا کنم و بگوییم پایت را از کفش شیطان در بیاورى . خوب ، وقتى تو در کارهاى شیطان دخالت مى کنى او هم حق دارد، در کارهاى تو دخالت کند و روزگارت را سیاه کند. اما تو مى گویى که شیطان هرگز به زور و جبر تو را از راه به در نبرده و فقط وسوسه کرده ، در این صورت تو باید به وسوسه او گوش ندهى و سعى کنى به گفتار و رفتار نیک پایبند باشى ، آن وقت تو هم مى شوى مثل دانیال ، و نه تو از شیطان گله دارى و نه او از تو شکایت دارد. وقتى تو خودت بد مى کنى و بر شیطان لعنت مى کنى شیطان هم حق دارد که از تو شکایت کند. تو باید آن قدر خوب باشى که شیطان نتواند تو را لعنت کند. عم اوغلى با شنیدن این حرفها خیلى شرمنده شد و جواب داد: حق با شماست ، تقصیر از خودم بود که دست به کارهاى شیطان مى زدم ، باید خودم خوب باشم و گرنه شیطان گناه مرا به گردن نمى گیرد، اى لعنت بر شیطان


:: بازدید از این مطلب : 379
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 12 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

 

  یک روز آموزگاری از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می‌توانید راهی غیرتکراری برای ابرازعشق، بیان کنید؟ برخی از دانش‌آموزان گفتند با بخشیدن ، عشقشان را معنا می‌کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف‌های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می‌دانند.

 در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:

 یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپه ای رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرأت کوچک‌ترین حرکتی نداشتند.

 ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه‌های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

 داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

 راوی اما پرسید: آیا می‌دانید آن مرد در لحظه‌های آخر زندگی‌اش چه فریاد می‌زد؟

 بچه‌ها حدس زدند حتماً از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!

 راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم، تو بهترین مونسم بودی . از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود».

 قطره‌های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می‌دانند ببر فقط به کسی حمله می‌کند که حرکتی انجام می‌دهد و یا فرار کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فداکردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.

 این صادقانه‌ترین و بی ریاترین راه بیان عشق از سوی پدرم نسبت به مادرم و من بود.



:: بازدید از این مطلب : 396
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 12 خرداد 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران