عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
زمین دلتنگ و مهدى بیقرار استفلك شیدا، پریشان روزگار استدلا، آدینه شد، دلبر نیامدغروب انتظارم سر نیامدهمه دلها پر از آه و غم و دردهمه آلالهها پژمرده و زردنفسها خسته و در دل خموشندفغانها بىصدا و پرخروشندنه رنگى از عدالت، نى از صداقتدر و دیوار دارد نقش ظلمتشده پرپر گل مهر و محبّتهمه دلها شده سرشار نفرتشده شام یتیمان، ناله و اشكبرد هركس به كاخ دیگرى رشكشده پژمرده غنچه در چمنزاربگشت آواره گل در كوى گلزارنشسته دیو بر دلهاى خفتههمه جا بذر نومیدى شكفتهزده زنگار بر آئین و مذهبدمى، رویى ز شادی نیست یا رببه اشك چشم و مهر و ماه، سوگندبه آه و ناله دلهاى دربنداگر نرگس ز هجرت زار زار استشقایق تا قیامت داغدار است
RSS