نوشته شده توسط : alavijeh2011

بیادت هست می گفتی اگر ترکت کنم روزی تمام عمر خاموشم؟

بیادت هست می گفتی نرو هرگز که من بی تو فراموشم؟

بیادت هست می گفتی تمام روزها شبها صدایت هست در گوشم؟

کنون آن روزها رفته و اینک من شدم تنها اسیر دردها، غمها، چرا کردی فراموشم؟

بیادت هست می گفتی اگر روزی خدا فرمان دهد ترکت کنم فرمان نخواهم برد؟

بیادت هست می گفتی شباهنگام بیادت تا سحر هرگز نخواهم خفت؟

کنون آن گفته ها در گوش و جانم سخت می پیچد، نگاه اشنایت با نگاهم سخت می خندد و من

غمگین تر از هر شب بیادت اشک می ریزم.




:: بازدید از این مطلب : 772
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید