نوشته شده توسط : alavijeh2011
چقدر خوب است قلمی توانا داشتن و ذهنی ارام . تا هر وقت دلت می گیرد بتوانی انچه در دل داری و احساست را بنویسی.

خدایا شکر گزار نعمت هایت هستم. و بسیار شرمنده ات.

می دانم که بنده ای لایق نبوده ام. و میدانم نعمت هایت را با اعمالم ضایع کرده ام.

خدایا مرا هدایت فرما بدان جهت که می پسندی.

خدایا دوست دارم بلند بلند گریه کنم تا خالی شوم. اما نمی شود.

و چقدر سخت است زندگی در جایی که همواره تحت نظر دیگرانی. و چقدر بد است تنهایی نداشتن حتی برای گریه برای ...

خدایا گاه انبوهی از گزاره ها ذهنم را درگیر می کند. و در این مواقع هیچ کاری نمی توانم انجام دهم. جز ساعت ها سکوت.

خدایا گاه ذهنم به جایی قد نمی دهد. که منتظر الهاماتت می نشینم که همواره راهنمایم بوده اند.

خدایا فراموش نمی کنم که  در سراشیبی های زندگی و طوفان های سهمگین چگونه یاری ام کرده ای.

خدایا شرمنده ات هستم.

خدایا نمی توانم خوب بنویسم و این موضوع عذابم می دهد.

دوست دارم به دوران کودکی و قبل آن و قبل تر  از آن بازگردم.

خدایا ، بخدا دوستت دارم

خدایا دوستم داشته باش

و هدایتم کن.

خدایا ممنونم بخاطر همه نعمت هایت.

خدایا تنهایم نگذار




:: بازدید از این مطلب : 461
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید