از آجیل سفره ی نوروز ، چند پسته ی لال مانده است ، آنها که لب گشودند ،
خورده شدند ! آنها که لال ماندند ، می شکنند ! دندانساز راست میگفت : پسته
ی لال ، سکوتش دندان شکن است . . . یاد ما خواه بکن خواه مکن ، مختاری / لیکن ای دوست بدان کنج دلم جا داری . . . با تو بر مرغان دریایی امیرم / بی تو در زندان تنهایی اسیرم / با تو در کاخ وفا ارباب عشقم / بی تو در کوه جفا سنگی حقیرم . . . تنهاترین آدم ها یه سایه دارند باهاش حرف بزنند ، از وقتی رفتی آنقدر غرق ظلماتم که سایه ای هم برایم نمانده ! . . . بند نمی آید دوست داشتنت ! مثل آنکه شاهرگ احساسم را بریده باشی ! . . . اینجا
آسمان صاف تا قسمتی به رنگ دوستی همراه با غبار فراق است ، توده ای سلام
به سمت شما در حرکت است ، ضمنا احتمال بارش بوسه فراوان است . . . خوب
میدانم برای من کسی مثل تو نیست / خوب میدانم که روزی باز ناچارم به تو /
میروم شاید دلت روزی گرفتارم شود / میروم اما گرفتارم ، گرفتارم به تو . . . “شادی”
، پروانه ی است که هرچه تقلا کنی نمیتوانی آن را شکار کنی ، باید آرام
باشی تا روی شانه ات بنشیند ، پس زندگیت سرشار از آرامش و شانه هایت پر از
پروانه . . . وقتی گلدون خونمون شکست ، پدرم گفت : قسمت این
بود ، مادرم گفت : هیف شد ، خواهرم گفت : قشنگ بود ، داداشم گفت : کاش
دوتا داشتیم ، اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نب