نوشته شده توسط : alavijeh2011
 

الهی بمستان میخانه ات

 

بعقل آفرینان دیوانه ات

 

الهی به آنان که در تو گمند

 

نهان از دل و دیده ء مردمند

 

به دریا کش لجه ء کبریا

 

که آمد بشأنش فرود انما

 

به دری  که عرشست وی را صدف

 

به ساقی کوثر! به شاه نجف!

 

به عزلت نشینان صحرای درد!

 

به ناخن کبودان شبهای سرد!

 

که خاکم گل از آب انگور کن

 

سراپای من آتش طور کن

 

میی ده که چون ریزیش در سبو

 

برآرد سبو از دل آواز "هو"

 

میی سر به سر شور و مستی و حال

 

وزو یک قدم تا در ذوالجلال

 

خدایا بجان خراباتیان

 

کزین تهمت هستیم وارهان

 

به میخانه ء وحدتم راه ده

 

دل زنده و جان آگاه ده

 

جهان منزل راحت اندیش نیست

 

ازل تا ابد یک نفس بیش نیست

 

بیا تا سری در سر خم کنیم

 

من وتو ! تو و من همه گم کنیم

 

چو مستان به هم مهربانی کنیم

 

دمی بی ریا زندگانی کنیم..

                                                      "میررضی الدین آرتیمانی"

 


منبع : http://parchin.rozblog.com]]>


:: بازدید از این مطلب : 726
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 خرداد 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید