عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
دل گفت شيدا گشتهام از چشم مستِ ماه او گفتم كه بربند اين سخن راهي جداست راه او دل گفت دالان ميزنم گر كوه باشد پيش رو گفتم كه كوه آري ولي فولاد تفتان است او دل گفت من آهنگرم در كورهام آبش كنم گفتم كه زنجيرت كنم گر قصدسازي سوي او دل گفت اوزانت كنم گر چشم را وامم دهي گفتم كه چشم زودتر، بنشت در اشعار او دل گفت دستانت بده، تا بركشم بر گونهاش گفتم كه دستم نيز هم گمگشته در چشمان او دل گفت پاهايت بده، تا گام بردارم تو را گفتم كزان تو پيشتر پايم برفت در راه او دل گفت پس گوشت بده، تا نغمهاش را بشنوي گفتم كه نيست اندرش جز نغمهاي از ناي او دل گفت لعلي داردش، لب را بده كامت دهم گفتم كه لبهايم شده، وقف ثناي نام او دل گفت اي سودازده پر ميكشم از سينهات گفتم خدا را پس مرو، منشين به روي بام او خنديد دل گفتا به من، كاي مفلسِ بيقلب و تن خود زودتر رفتي ز من، من هم روم دنبال او گفتم كه آي ميروي،چون گوش و چشم و دست و لب اما بدان كه نيستت، جز داغي از هجران او
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند يكي با دستای پاكش گلاي باغچمو سوزوند تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني ...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!
در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وكيلم دلم بود و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و من گفتم به تو بگويند: دوستت دارم
RSS