نوشته شده توسط : alavijeh2011

به نقل از وبلاگ یک قدم تا خدا:

چشـم چــران : دیــده بـان .

عشــقِ حـوری : عـاشـقِ شهــادت بـودن .

کـَـلّـه پـَر : سنگــرسـاز .

لالــه زار : میــدانِ میــن .

برمی گـردم ! یـا با رخـت ، یـا با تخـت ، یـا با یـخ :

یا زنـده میـمانم ، یـا مجـروح میشــوم ، یـا شهـید میشـوم .

پیـــاز : مــداحِ گــُردان .

بـرادر عبـدالله : صـدا کـردنِ رزمنـده ای کـه اسمش را نمـی دانستــن .

بــرادر مُستحَـب : رزمنــده ای کـه بفهمـی نفهمــی محـاسن داشــت .

بـرادر واجــب : رزمنــده ای کـه محـاسنِ کـامل و بلنــدی داشــت .

بـوی چلـوکباب : بـوی شـبِ عملیـات .

تـرکش پـلو : عـدس پـلو .

تجــدیدی : مجـروح شـدن و بـه شهــادت نـرسیــدن .

پـلاستیک پلـو : غذایی که به جای ظرف ، داخلِ پلاستیک می ریختن و به خط می فـرستـادن .

هیـئتـی خـوردن : دستـه جمعـی تو یـه ظـرف غـذا خـوردن ، مثــلِ اینـا !

 




:: بازدید از این مطلب : 458
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : دوشنبه 08 خرداد 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید