نوشته شده توسط : alavijeh2011

راه سختی است ...

راهی که پیش رویم گذاشتی ..

راهی که هموار کردنش صبر ایوب میخواهد ...

و من ...

این من خسته از هر چه رفتن !

این من خسته از هر چه ادمی و اضطراب !

این من خسته از خودم ...!

این من خسته از قناعتهای بیجا ...!

این من خسته از هر چه بردباری و چشم پوشی ...!

چگونه میتوانم این راه را تمام کنم !؟

وقتی تو نیستی ...

وقتی تو اشنای این قلب لبریز نیستی ...

وقتی نیستی تا با اشتیاقی کودکانه ..

به همه بفهمانم تو حقیقت بزرگی ...

تا ببالم به تو بودنت ...

ببالم به تو داشتنت ...

ببالم به روز های سبزی که افریدگارش تویی ...

بگذار گاهی حرفهایم بوی گلایه بگیرد !

بوی دلتنگیهای نفس گیری که اشفته ام میکند ...!

بگذار بگویم دلم درد میگیرد از دلیلهای زشت اطرافم ...!

حق بده گاهی بخواهم تو فقط کلمه نباشی ...

تو فقط شعر عاشقانه نباشی ...

تو فقط تکرار ترانه نباشی ...

دلم چیز بزرگی نمی خواهد ...

دلم چیزهای بزرگی نمی خواهد ...

دلم فقط تورا می خواهد ...

نه خیالت را ...

نه فاصله ی دستهایت را ...

نه چشمهای دورت را ...

دلم فقط تورا می خواهد زیبا ...!

می شود کمی اینجا توقف کنی !!؟؟


+ چقدر خوب تک تک این واژه ها حرفای دلمُ و حال و هوای این روزامو توصیف می کنن...




:: بازدید از این مطلب : 343
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 21 خرداد 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید