نوشته شده توسط : alavijeh2011

وقتی که دیگر نبود ،

من به بودنش نیازمند شدم۰

وقتی که دیگر رفت ،

من در انتظار آمدنش نشستم ۰

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ،

من او را دوست داشتم ۰

وقتی که او تمام کرد ،

من شروع کردم ۰

وقتی او تمام شد ،

من آغاز شدم ۰

و چه سخت است وقتی که دیگر نبود ،

من به بودنش نیازمند شدم۰

وقتی که دیگر رفت ،

من در انتظار آمدنش نشستم ۰

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ،

من او را دوست داشتم ۰

وقتی که او تمام کرد ،

من شروع کردم ۰

وقتی او تمام شد ،

من آغاز شدم ۰

و چه سخت است تنها متولد شدن ۰

مثل تنها زندگی کردن ،

مثل تنها مردن ۰۰




:: بازدید از این مطلب : 432
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید