نوشته شده توسط : alavijeh2011
نمي دونم چرا امروز صب به ياد امام حسين ص افتادم. گفتم يك يادداشت به نقل از آيت الله اراكي بزارم، هر كي خوند و استفاده كرد، دعا براي ظهور آقا يادش نره
آيت‌الله اراكي كتاب آخرين گفتارها مي فرمايد:
شبي خواب اميركبير را ديدم، جايگاهي متفاوت و رفيع داشت.
پرسيدم:
چون شهيدي و مظلوم كشته شدي اين مرتبت نصيبت گرديد؟
با لبخند گفت:
خير!
سؤال كردم چون چندين فرقه ضاله را نابود كردي؟
گفت:
نه.
با تعجب پرسيدم:
پس راز اين مقام چيست؟
جواب داد:
هديه مولايم حسين است!
گفتم چطور؟
با اشك گفت:
آنگاه كه رگ دو دستم را در حمام فين كاشان زدند؛ چون خون از بدنم مي‌رفت تشنگي بر من غلبه كرد سر چرخاندم تا بگويم قدري آبم دهيد؛ ناگهان به خود گفتم:
ميرزا تقي خان! 2 تا رگ بريدند اين همه تشنگي! پس چه كشيد پسر فاطمه؟ او كه از سر تا به پايش زخم شمشير و نيزه و تير بود! از عطش حسين حيا كردم ، لب به آب خواستن باز نكردم و اشك در ديدگانم جمع شد ...
آن لحظه كه صورتم بر خاك گذاشتند امام حسين آمد و گفت:
به ياد تشنگي ما ادب كردي و اشك ريختي؛ آب ننوشيدي اين هديه ما در برزخ، باشد تا در قيامت جبران كنيم.
منبع:




:: بازدید از این مطلب : 535
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید