نوشته شده توسط : alavijeh2011
الو...سلام ...منزل خداست؟

این منم مزاحمی که آشناست هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط،در انتظار یک صداست...

شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که میرسد،حساب بنده هایتان جداست؟

الو،دوباره قطع ووصل تلفنم شروع شد،خرابی از دل من است؟یا که عیب سیم هاست؟

چرا صدایتان نمیرسد کمی بلندترصدای من چطور؟خوب و صاف وواضح ورساست؟

اگر اجازه میدهی برایت درد دل کنم شنیده ام گریه بر تمام دردها شفاست

دل مرا بخوان بسوی خود تا سبک شوم،پناهگاه این دل شکسته وخسته من باش!

الو مراببخش،بازهم مزاحمت شدم...دوباره زنگ میزنم،دوباره تا خدا خداست...



:: بازدید از این مطلب : 424
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011



:: بازدید از این مطلب : 502
|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
چه کسی می گوید که گرانی اینجاست؟!

دوره ی ارزانی ست

شرافت ارزان

تن عریان ارزان

و دروغ از همه چیز ارزانتر

آبرو قیمت یک تکه نان

و چه تخفیف بزرگی خورده است...

قیمت هر انسان...

...............................................


ملکه های ایرانی

یه روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یه پسر ایرانی میگه:

چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن؟؟یعنی مردای ایرانی اینقدر چشم ناپاکن که نمیتونن خودشون رو کنترل کنن؟؟

پسره لبخندی میزنه و میگه:ملکه انگلستان میتونه با هرمردی دست بده؟و هرمردی به ملکه انگلستان دست بزنه؟؟

پسره انگلیسی با عصبانیت میگه:...نه! مگه فرد عادیه؟؟فقط افراد خاصی میتونن با ایشون در رابطه باشن!!

پسره میگه:خب خانومای ما همه ملکه هستن...!

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

بزن کف قشنگه رو به افتخار همه ملکه های ایرانی!



:: بازدید از این مطلب : 501
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

هوالمحبوب


نام :انسان                       نام خانوادگی : آدمی زاد           

نام پدر :  آدم                نام مادر : حوا

لقب : اشرف مخلوقات                 نژاد : خاکی                   صادره : دنیا

ساکن : کهکشان راه شیری؛منظومه شمسی جنب کره ماه؛کره زمین                  مقصد : برزخ

ساعت پرواز : هروقت که خداصلاح بداند

مقصد نهایی : بهشت اگر نشد...... جهنم

وسایل مورد نیاز :

۱ -دومتر پارچه سفید ۲ - عمل نیک ۳ - انجام واجبات وترک محرمات ۴ - امر به معروف ونهی از منکر ۵ - دعای والدین ومومنین ۶ - نماز اول وقت ۷ - ولایت ائمه اطهار ۸ - اعمال صالح /تقوا/ایمان

 

توجه :

خواهشمنداست برای رفاه خود خمس وزکات راقبل ازپرواز پرداخت نمائید.

از آوردن ثروت  مقام  منزل  ماشین  حتی داخل فرودگاه جداخودداری شود.

حتما قبل از حرکت به بستگان خود توصیه کنید تا از آوردن دسته گلهای سنگین  وسنگ قبر گران وطلایی ونیزمراسم پرخرج خودداری کنند.

جهت یادگاری قبل ازپرواز از اموال خود بین فرزندان وامور فقرا ومستضعفین تقسیم نمائید.

ازآوردن بار اضافی از قبیل تهمت غیبت حق الناس وغیره خودداری شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر به قران وسنت پیامبر(ص) مراجعه شود.

تماس ومشاوره به صورت شبانه روزی  رایگان  مستقیم  وبدون وقت قبلی امکان پذیر است.

در صورتی که قبل از پرواز به مشکلی برخوردید با شماره های زیر تماس حاصل فرمائید :

۱۸۶ سوره بقره / ۴۵ سوره نساء/۱۲۹ سوره توبه/  ۵۵ سوره اعراف   /۲۰و۳۰ سوره طلاق

امیدواریم سفر آسوده ای را درپیش داشته باشید

سرپرست کاروان : حضرت عزرائیل(س)



:: بازدید از این مطلب : 523
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

اگر همسرتان امشب سر میز شام با چهره ای قاطع و بالحنی آرام به شما بگوید : «عزیزم ،من دیگه نمی تونم با تو ادامه بدم...» یا بگوید:«من به زن دیگه ای علاقمند شدم و نمی خوام به تو دروغ بگم، سعی کن اینو بفهمی » و از این قبیل چه حسی پیدا می کنید. به نظرتان منطقی و صادقانه است یا بی شرمانه و وحشتناک؟ آیا در چنین شرایطی سعی می کنید همسرتان را درک کنید و به حس او احترام می گذارید؟ سعی می کنید منطقی رفتار کنید و دنبال زندگی جدیدتان بگردید؟

 

چنین اتفاقهایی اگر در زندگی ما وحشتناک تلقی می شوند، اگر یک بانوی ایرانی را شوک زده و حتی بیمار می کنند و تعادل روانی او را برای مدتی طولانی به هم می زنند، برای یک زن غربی کاملا آشنا و قابل پیش بینی هستند. برای اثبات چنین مدعایی کافی است کتابهای خانوادگی غربی را مطالعه کنید.  ظاهرا آنجا زنی که خیلی موفق است کسی است که در جدایی از نامزدها و همسرانش خیلی دچار رنجش و غم و اندوه نشود نه زنی که بتواند شوهرش را حفظ کند.

 

 گاهی در این کتابها به زنان شرکت در کلاسهایی توصیه می شود که بعد از تجربه تلخ جدایی و مورد بی وفایی قرار گرفتن ،بتواند به آرامش روحی زن بیچاره کمک کند. در داستانهای کوتاهی که در این کتابها آمده است دقت کنید امثال این داستانها را بخوانید و در آن تامل کنید:

«دوباره "جان"دیر به منزل اومد و من که خیلی انتظارش رو کشیده بودم ،کنترلم رو از دست دادم و دعوامون شد و جان نیمه شب منزل رو ترک کرد .نگرانم که دیگه نخواد پیش من برگرده شاید سر صحبت رو با یه زن دیگه بازکنه و ... خواهش می کنم راهنماییم کنید »

« خیلی وقتا کسانی به مطب من مراجعه می کنند و میگن توی باشگاه یا در محل کارم با زنی آشنا شدم که خیلی بهتر از همسرم منو درک می کنه .دیگه نمی خوام زندگی سابقم رو ادامه بدم...»

« دیشب چارلی سر میز شام به من گفت که نسبت به من بی علاقه شده و گفت که ادامه دادن این زندگی هیچ لذتی نداره .اون گفت نامزد جدیدی انتخاب کرده و احساس می کنه خوشبختی واقعی رو پیدا کرده. اونا حتی یه آپارتمان هم برای خودشون اجاره کردند. همسرم با دیدن ناراحتی من با احساس همدردی از من خواست که برای خودم همسر جدیدی پیدا کنم.»

 

قابل توجه بانوانی که در بدحجابی از هم سبقت می گیرند : انتهای جاده بد حجابی همین مدینه ی فاضله ای!!! است که فعلا غربی ها دارند کیفش !!! را می کنند. اگر همسرتان را دوست دارید ،اگر نسبت به خانواده خود پایبند هستید، و اگر این داستانها برای شما تراژدی های دردناکی هستند که تحمل یک روز زندگی در فضای آن را ندارید، کمی ترمز کنید و به انتهای راهی که می روید بیاندیشید.

یادمان باشد همانطور که ما با آرایش زیبا می شویم زنان و دختران دیگر هم با آرایش زیبا می شوند و همیشه جالبتر و جذابتر از ما هم وجود دارد.

کسی نگفته است که پشت بدحجابی شما نیات پلیدی نهفته است، کسی نگفته است که هر بانوی بدحجابی، لزوما بی اخلاق یا فاسد است ،اصلا این طور نیست . چه بسا بد حجابهایی که صرفا به دلیل علاقه به زیبایی یا راحتی، به بدحجابی روی می آورند .اما از عواقب این بدحجابی درک و باور درستی ندارند. باور نمی کنند که انتهای این جاده به ناکجا آبادی ختم می شود که آسایش را از همه خواهد ربود.اگر زنان درک درستی از ضرر و زیانهای بدحجابی پیدا می کردند ،زحمت حجاب را  با میل و علاقه به جان می خریدند.

 

یادمان باشد همانطور که ما با آرایش زیبا می شویم زنان و دختران دیگر هم با آرایش زیبا می شوند و همیشه جالبتر و جذابتر از ما هم وجود دارد. شاید برخی در مواجهه با چنین طرز فکری با اکراه روی برگردانند و شان خودتان را بالاتر از این افکار بدانند اما اینها واقعیتهایی هستند که برخی کمتر و برخی بیشتر آن را درک خواهند کرد و البته گاهی برای درک آن،نگاه بلندتر ، زمان طولانی تر و تجربیان بیشتری لازم است .

 

بدحجابی

فرض را بر این می گذاریم که اکثر مردها وفادارند و اکثر زنها از جلب توجه نامحرم غافلند و سرشان به زندگی خودشان گرم است .اما وقتی فضا برای بدحجابی ایجاد شد ،وقتی بدحجابی عادی شد، آنکه بیمار است برای آزار و اذیت شما فضای کافی پیدا خواهد کرد. اتفاقات وحشتناک نادر، کم کم زیاد می شوند و بلاخره یکی از آنها هم دست به گریبان زندگی شما خواهند شد .

 

 

آرایش و جلوه گری و بدحجابی که زیاد شد ،نگاه، هم رایج و معمول خواهد شد ،جامعه که بازار شد، خانواده هم در معرض خرید و فروش قرار خواهد گرفت. در همین جامعه ای که همه ی بدحجابهایش کاملا بی منظور و بی غرض هستند، چه بسیار زندگی هایی که به خاطر همین بدحجابی ها از هم پاشیده شده و چه زندگی های نامیمون و اشتباهی که نباید شکل می گرفته ،شکل گرفته است.

 

به فرض اینکه شوهر شما پاک است و تضمین داده که به هیچ وجه تحت تاثیر هیچ طنازی قرار نخواهد گرفت ،با خواسته عجیب و غریب نوجوانتان چه می کنید که می خواهد با زنی که دو بار طلاق گرفته و ده سال از او بزرگتر است ازدواج کند؟

 خلاصه مطلب آنکه :بدحجابی دشمن زندگی خانوادگی است  .

http://www.ramin500.ir/



:: بازدید از این مطلب : 443
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
بهش گفتم: چرا هر بار وایمیسی و از
 
شوهرت کتک میخوری؟

گفت: اگر خودمو نندازم جلو، ش
روع می‌کنه
 
خودش رو می‌زنه،

اونقدر می‌زنه تا داغون شه،آخه موجیه
 
دست خودش نیست ... !



:: بازدید از این مطلب : 416
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011



:: بازدید از این مطلب : 436
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011





:: بازدید از این مطلب : 477
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
عجب صبری خدا دارد!
اگرمن جای او بودم
همان یک لحظه ی اول
که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان
جهانرا با همه زیبایی وزشتی
بروی یکدگر،ویرانه می کردم

عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
که در همسایه ی صدها گرسنه،چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آندم بر لب پیمانه می کردم

عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
که می دیدم یکی عریان ولرزان،دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین
زمین وآسمانرا واژگون،مستانه می کردم



عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان
سرا پای وجود بی وفا معشوق را پروانه می کردم

عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
بعرش کبریایی، با همه صبر خدایی
تا که می دیدم عزیز نا بجایی، ناز بر یک ناروا خاری می فروشد
گردش این چرخ را وارانه،بی صبرانه می کردم

عجب صبری خدا دارد!


چرا من جای او باشم
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و،تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد!
وگرنه من بجای او چو بودم
یک نفس کی عادلانه سازشی
با جاهل و فرزانه می کردم

عجب صبری خدا دارد...



:: بازدید از این مطلب : 485
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
وقتی که میگویند علی(ع) غریب بود

لعنت میکنیم مردمان آن زمان را

وقتی که میگویند حسین(ع) غریب بود

لعنت میکنیم مردمان آن زمان را

وای بروزی که بگویند مهدی(عج) غریب بود

لعنتمان میکنند مردمان آن زمان


بی هوا دلم هوای جمکران کرده بدجور هم هوای اونجا رو میخواد




:: بازدید از این مطلب : 418
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 خرداد 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران