نوشته شده توسط : alavijeh2011

 

 

من وخدا هر روز فراموش میکنیم

او خطاهایم را و من لطف او را ........

و من لطف او را ........

و من لطف او را .......

و من لطف او را ......

 

و من لطف او را .....



:: بازدید از این مطلب : 405
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

مهربان معشوق من.......

سال ۸۹ را با همه دغدغه هایم دوست داشتم چون زیارت مولایم حسین(ع) را روزی ام قرار داده ای.......

سال ۹۰ را با همه گذر عمرش دوست داشتم چون در روزی بارانی قدرت و معرفت و مهربانی ات  را  یکجا لمس کردم...............

سال ۹۱ را با همه دلتنگی و......دوست دارم چون زیارت خانه ات را روزی ام قرار داده ای پس لیاقتم ده ای مهربانم ..........لیاقتم ده.........

وعده دیدار : ۸اردیبهشت ۹۱ حیات خلوت خانه ات......

انشاالله



:: بازدید از این مطلب : 470
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

يا رب، تو خواندي، آمديم * دل را ستاندي، آمديم

عشق و ولاي کعبه را * بر دل نشاندي، آمديم

يارب ندايت را ز جان * لبيک گويان آمديم

جان را رسانديم، آمديم * در خود نمانديم، آمديم

دل را ز هر وابستگي * يکجا تکانديم، آمديم



:: بازدید از این مطلب : 437
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
 

مسجد النبی در شب 

 مسجد النبی در شب

 قبرستان بقیع

 

 طبقه دوم مسجد الحرامطبقه دوم مسجد الحرام در شب

 

 غربت بقیع

  

خدای حــنان من

چه زیبا که خانه تو  تنها بهانه ای بود برای عشق بازی من

و ممنون که در جوانی طعم شیرین عشق بازیت را چشاندی ام........

تو پای  گناه من می ایستی و من پای خانه ات........

عجب رسمی ست بین کریمان این رسم  خوش درهم خریدنشان.......

چه صفایی ست زیر ناودان طلای خانه ات......

چه صفایی

چه صفایی

چه صفایی ست لحظه های ناب عاشقی ات بین بنده و معبود

ولحظه صفر عاشقی ات

دیدن اولین بار خانه ات

لحظه حبس نفس ها

لحظه تند تند قلب ها

لحظه شوق پرواز ما سفر اولی ها

لحظه خم شدن زانو ها

لحظه هق هق........

چه لحظه هایی معشوق من.....

لحظه های ناب با هم بودن در خانه ات

چــــــه قدر با لحظه های ناب با هم بودن در خانه ام

تفاوت داشت........

 این بهترین  بهار  زندگیم بود بهار در مدینه

و بهترین هدیه ام بهار در خانه معشوق

 راستی  چرا بقیع در بهار  هم غریب و دلگیر بود؟؟؟؟....

همه لحظه هایش  را  قد خودت دوست دارم ......

 لبیک معبود من لبیک......

 

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 952
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
 

 

دلم گرم خداوندی است که با دستان من
گندم برای یاکریم خانه می ریزد
چه بخشنده خدای عاشقی دارم
که می خواند مرا با آنکه می داند گنهکارم
دلم گرم است میدانم بدون لطف او تنهای تنهایم
برایت من خدا را آرزو دارم...

خدایا چه دلتنگتم این شب و روزها

 دلتنگ هوای خانه ات....

عجیب....

دلتنگم

عجیب....

مهربانم...

عجیب....

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 409
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید و

بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت..

بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬بعضی جلد ضخیم،

بعضی جلد نازک وبعضی اصلا جلد ندارند.

بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند و

بعضی با کاغذ خارجی.

بعضی آدمها تر جمه شده اند و

بعضی تفسیر می شوند.

بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و

بعضی از آدمها فتو کپی آدمهای دیگرند.

بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه وسفیداند و

بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند.

بعضی از آدمها قیمت پشت جلد دارند.

بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.

بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.

بعضی ازآدمها را باید جلد گرفت.

بعضی از آدمها را می شود توی جیب گذاشت و

بعضی را توی کیف.

بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند.

بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند وبعضی ها معلومات عمومی.

بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و

بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان .

ازروی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و

از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت

به راستی ما کدامیم؟..

 



:: بازدید از این مطلب : 417
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

 

لیلة الرغائب از بوستان های بزرگ رجب المرجب است، رغائب جمع رغیبه است یعنی بخششی بزرگ و شب رغائب، یعنی شب بخشش های بزرگ و آن اولین شب جمعه هر ماه رجب است، پیامبر گرامی فرمودند؛ از آن شب غافل نشوید که فرشتگان آن را لیلة الرغائب نامیده اند! چرا که چون پاسی از شب گذشت، هیچ فرشته ای نیست مگر این که در کنار کعبه آید و آنگاه خدای بزرگ نظر رحمت بر آنان اندازد و بفرماید: ای فرشتگانم هر چه خواهید به شما عطا نمایم، فرشتگان در پاسخ گویند بارالها از تو می خواهیم روزه داران این ماه را ببخشایی، خدای بزرگ در پاسخ می فرماید: بخشیدم.

 
اعمال شب لیلة الرغائب
 
در اعمال ماه رجب سفارش شده است، روز پنج شنبه اول آن ماه روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر و دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود و چون 12 رکعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذکر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود.
 
پس از آن در سجده 70 بار ذکر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائکة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، 70 بار ذکر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و 70 مرتبه ذکر "سبوح قدوس رب الملائکة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود.
 
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در فضیلت این نماز می فرماید: کسی که این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختی نجات یافتی.
 
همچنین در روایتی آمده است، میّت می پرسد تو کیستی؟ به خدا سوگند که من صورتی زیباتر از تو ندیده ام و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیده ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده ام. آن زیباروی پاسخ می دهد: من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند


:: بازدید از این مطلب : 472
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

غلام رضا رحیمی (افشین)

خطاست اگر بينديشيم كه عشق،

نتيجه ي همنشيني درازمدت و با هم بودني مجدانه است.

عشق،

ثمره ي خويشاوندي دو روح آشناست

و اگر اين خويشاوندي در لحظه اي تحقق نيابد،

در طول ساليان هم تحقق نخواهد يافت.

جبران خلیل جبران



:: بازدید از این مطلب : 478
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

بچه که بودیم دلهای بزرگی داشتیم
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم...کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند
کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم و برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود...
اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمدودل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
دنیا راببین
بچه بودیم همه رو 10 تا دوست داشتیم بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی بعضی هارو کم وبعضی ها رو بی نهایت دوست داریم
بچه بودیم دوسنیامون تا نداشت
بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره
بچه که بودیم بچه بودیم
بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ...
دیگه همون بچه هم نیستیم....



:: بازدید از این مطلب : 409
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟
پسر: آره عزیز دلم

دختر: منتظرم میمونی؟
پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند
پسر: منتظرت میمونم عشقم
دختر: خیلی دوستت دارم
پسر: عاشقتم عزیزم
************


بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد.
پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی.
دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه
به همین راحتی گذاشت و رفت؟
پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟
دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد
پرستار: شوخی کردم بابا ! رفته دستشویی الان میآد

:: بازدید از این مطلب : 438
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران