نوشته شده توسط : alavijeh2011

نوشهر را ببين که هوايش بهاري است

در رودهاي آن نم احساس جاري است

بوشهر را نگر که سرش گرم و داغ داغ

آري ! عجب جهنم والا تباري است!

يک نقطه فرق ، بين رحيم و رجيم هاست ""

اين از اصول اول چشم انتظاري است

هر شب قرار مي کنم  : آقا تمام !   عفو!

جز جمعه ها که کار دلم بي قراري است

من را ببين چقدر خوب حرف مي زنم . ولی

حتي خداي من ازمن ، هم فراري است !

او سايه و من در پي او سگ دو مي زنم

شايد اساس عشق شما ، دور کاري است!

هر وقت نااميد و پر از يأس ميشوم

الهام مي شود که : توسل ! علمداري است !

ذکر حسن(ع) عجب اعجاز مي کند......حسن(ع) !

نام حسين (ع)  بي بروبرگرد کاري است

شمع است که در غم پروانه  آب مي شود

مولا (ع) شهيد و کشته ي زهرا مداري است

بعد از عروج فاطمه(س) خم گشت پشت من

دنيا عذاب ، وضعيتم اضطراري است

بعد از هبوط کوفه ، که ؟.... چاه است همدمم

شايد که چاه در پي شب زنده داري است

کوفه طعام اين لجن پست و ، ... مست شد !

اف باد بر تو و دنيا ! به خدا روزه خواري است

عشق و محبت چارده  نه فقط ، بلکه کربلا

بر لوح قلب من به ابد يادگاري است

اين بيت هاي من همه آغاز حاجت است

اکنون که حال دلم گريه زاري است

من را ببخش ادبم کن براي خود

  جبر است قبول توبه من ! اختياری است؟!

**********

گيرم کميت وزن غزل لنگ مي زند

اصلا قبول . باشه همش من دراري است

                                                           حمید رازانی



:: بازدید از این مطلب : 443
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 01 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

ما را برای گدایش شدن آفریده اند،

غُمری آب و هوایش شدن آفریده اند.

او را برای طواف و برای عروج،

مارا برایِ برایش شدن آفریده اند.

این خانوم با کرم، محترم را برای

وقف امام رضایش شدن آفریده اند،

اصلا تمامی ایران زمین را برای

ملک خصوصی پایش شدن آفریده اند،

هرچند نانی نداریم، گندم که داریم،

گیرم مدینه نرفتیم ما قم که داریم،



زهرا حضورش نیازی به مردم ندارد،

اصلا ظهورش مدینه یا قم ندارد،

بالی که این آسمان را ندارد، چه دارد؟

آن کس که این آستان را ندارد چه دارد؟

عصمت تباری که همسایه اش را ندیده،

همسایه اش نیز هم سایه اش را ندیده،

بانوی والا مقامی که مافوق نور است،

خورشید هفت آسمانی که مافوق نور است،

پروازها با قنوتش به بالا رسیدند،

اعجازها با نگاهش به عیسی رسیدند،

غیر از خدایا خدایا صدایی ندارد،

روی زمین غیر محراب جایی ندارد،

سجاده اش با مناجات کردن گره خورد،

هر صبح با نور خیرات کردن گره خورد،

امروز بارانی ترین عنایت به دستش،

فردا فراوان ترین ِ شفاعت به دستش،

از یک طرف دختر ِ مردِ مشکل گشاهاست،

از یک طرف خواهر ِ آبروی گداهاست.

او حلقهء اتصال رضا با جواد است،

باب الحوائج ترینی که بابِ مراد است،

وقتی که میخواست از خانه اش دربیاید،

یعنی به سمتِ حریم پیمبر بیاید،

دور و برش از برادر برادر قرُق بود،

راه از پسر های موسی ابن جعفرقرُق بود،

دست پسرهای موسی ابن جعفر نقابش،

پای پسرهای موسی ابن جعفر رکابش،

تا چادرش خاکی از ردپایی نگیرد،

تا معجر با حجابش به جایی نگیرد،

او آمد و مایهء افتخار همه شد،

دسته گل مریمی بهار همه شد،

گیرم نبودیم اما سلامش که کردیم.

گیرم ندیدیم، ما احترامش که کردیم.

ما سربلندیم از اینکه گلابش نکردیم،

با ازدحام سر کوچه آبش کردیم.

او آمد و طرز خواهر شدن را نوشت و

قربانِ قبل از برادر شدن را نوشت و،

چه خوب شد که مسیرش به مقتل نیوفتاد،

چه خوبتر که بارها از روی تل نیوفتاد.

گودالی از کشمکشهای لشکر ندید و

بالای سر نیزه ها سر ندید و....


        علي اكبر لطيفيان



:: بازدید از این مطلب : 434
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 01 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:

«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»

به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

2- زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

3- بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور - کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود:

«غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.

4- همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند:

«از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

5- یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.

ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

6- حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند:

«در روز عاشورا مقداری از گِل پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!

7- پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»

این جمله دو معنی دارد:

معنی اول این که حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند!

8- کسی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین - سلام الله علیهم - را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان- سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء- می‌باشد.

9- در همین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می‌باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت نامه می‌خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟

10- حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

منبع: کتاب به سوی محبوب، و کتاب برگی از دفتر آفتاب. آیة الله بهجت



:: بازدید از این مطلب : 480
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 01 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
تو در راه امیرالمومنین خود را فدا کردی
تو با ایثار جان حق ولایت را ادا کردی
تو بر حفظ علی با طفل معصومت سپر گشتی
تو حتی بین دشمن چار کودک را رها کردی
تو زینب داشتی ای بانوی خلقت چه پیش آمد
که چون نقش زمین گشتی کنیزت را صدا کردی
مدال روی بازویت گواهی می دهد آری
که جان دادی طناب از دست حبل الله وا کردی
تو از دور علی، روبه صفت ها را پراکندی
تو در یک شهر دشمن، یاریِ شیر خدا کردی
تو برگرداندی از مسجد امامت را سوی خانه
تو دختر تربیت بهر قیام کربلا کردی
تو با نطق رسایت خطبه خواندی از علی گفتی
تو ما را با علی تا صبح محشر آشنا کردی
ولایت زنده از نطق رسای توست یا زهرا
غدیر دوم ما خطبه های توست یا زهرا



:: بازدید از این مطلب : 462
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
تاریخ انتشار : دوشنبه 01 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
کار من نیست که بنشینم واملات کنم
شان تو نیست که در دفترم انشات کنم

عین توحید همین است که قبل از توبه
باید اول برسم با تو مناجات کنم

سالی یکبار من عاشق نشوم می میرم
سالی یکبار اجازه بده لیلات کنم

همه جا رفتم و دیدم که تو هستی همه جا
تو کجا نیستی ای ماه که پیدات کنم

پدر خاکی و ما بچه ی خاکی تو ایم
حق بده پس همه را خاک کف پات کنم

ازتو ای پیر طریقت که سر راه منی
آنقدر معجزه دیدم که مسیحات کنم

از خدا خواسته ام هرچه که دارم بدهم
جای آن چشم بگیرم که تماشات کنم

تو همانی که خدا گفت : تو رب الارضی
سجده بر اشهد ان لایی الات کنم

مثل ما ماه پیمبر به خودت ماه بگو
اشهد ان علی ولی الله بگو
......

آینه هستم و آماده ی ایوان شدنم
آتشي هستم و لبريز گلستان شدنم

چند وقتی است به ایوان نجف سر نزدم
بی سبب نیست به جان تو پریشان شدنم

سفره ی نان جویی پهن کن ای شاه نجف
بيشتر از همه آماده ي  مهمان شدنم

آنکه از کفر در آورد مرا مهر تو بود
همه اش زیر سر توست مسلمان شدنم

از چه امروز نیفتم به قدومت وقتی
ختم شد سجده ی دیروز به انسان شدنم

علی اللهی ما را به بزرگیت ببخش
پیش تو مستحق این همه حیران شدنم

ده ذی الحجه ي من هجده ذالحجه ي توست
هشت روز است که آماده قربان شدنم

جان به هرحال قرار است که قربان بشود
پس چه خوب است که قربانی جانان بشود
.......

شان تو بود اگر این همه بالا رفتی
حق تو بود که بالاتر از اینجا رفتی

شانه ی سبز نبی باتنش عرش الله است
تو از این حیث روی عرش معلا رفتی

انبیاء نیز نرفتند چنین تا معراج
اونبیاء نیز نرفتند تو اما رفتی

به یقین دست خدا دست پیمبر هم هست
پس تو با دست خودت این همه بالا رفتی

باید این راه به دست دگری حفظ شود
علت این بود که تا خیمه ي زهرا رفتی

تو ولي  هستی و منجی ولایت زهراست
تو هدایت گری و نور هدایت زهراست
......

آی مردم بخدا نیست کسی بر تر از این
ازلی طینت اول تر و آخر تر از این

تا به حالا که ندیدند و بعد از این هم
اسد الله ترين  حضرت حیدرتر از این

هیچ کس نیست گه عقد اخوت خواندن
بهر پیغمبر اسلام برادرتر از این

رفت ازشانه ی معراج نبی بالاتر
بخدا هیچ کجا نیست کسی سرتر از این

آن دو تا ذات در این مرحله یک ذات شدن
این پیمبر تر از آن، آن پیمبر تر از این

دست گرم پدر فاطمه در دست علی ست
بعد از این بار نبوت همه در دست علی ست

             علي اکبر لطیفیان



:: بازدید از این مطلب : 534
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 01 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع علی له ذلک بعدد ما احاط به علمک
با سلام .
متاسفانه و با نهایت شرمندگی مجبور به انتشار این خبر شدم .
با خبر شدیم اخیرا خواننده ی رپ و مضحک به اصطلاح ایرانی بنام
" شاهین نجفی لعنت الله علیه "
آلبوم جدیدی به بازار ارائه کرده است و نام مقدس " نقی " را برای این آلبوم برگزیده است . وی به این اقدام گستاخانه کفایت نکرده و برای پوستر آلبوم حقیر خود تصویربارگاه و گنبد ملکوتی
" سلطان السلاطین شاه دلها علی ابن موسی الرضا علیه السلام "
را با ویرایشهایی زشت و ناپسند و به تمسخر گرفتن انتخاب کرده است .
علیرغم میل باطنی و با معذرت خواهی از محضر حضرت صاحب و قلب جریحه دار و زخم خورده شما دلسوختگان اهلبیت علیهم السلام مجبور شدم این تصویر رو بذارتا شایعه پراکنی شکل نگیره و کسی تهمت دروغ به این مطلب نزنه .

    



متن این ترانه ی حقیر هم در برخی از سایت ها منتشر شده که دیگه هیچ جوری
نتونستم با خودم کنار بیام و متن رو روی وبلاگ بذارم .
در همین حد توضیح بدم که به ظاهر و به خیال باطل خواننده تاخیر در ظهور حضرت صاحب العصر و الزمان ارواحنا فداه و اسماء مقدس ائمه اطهار علیهم السلام اجمعین به تمسخر گرفته شده است .

:: بازدید از این مطلب : 527
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 01 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
به بچه خفاشی که به ساحت امامان مظلوم شیعه اهانت کرد و به بچه های سرراهی "بالاترین" که کارگردانان این بازی اند.

 بسم رب النور

بسم رب العشق

بسم رب الهادی المهدی

آن که شعر و هرچه موسیقی ست

نذر درگاهش

آن که پاکان هنر در پای او سجاده افکندند

بسم رب العشق

آن که حافظ ها و سعدی ها

عشق او و آل او را بر زبان دارند

بسم رب الهادی المهدی

صاحب عصری که عالم وامدار اوست

گرچه دجالان بدآهنگ

گرچه شیطان های بد ترکیب

داردار و واق واق خویش را آواز می گویند

این نه موسیقی ست

این نه شعر و نه ترانه

این همه فحش است

این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست

بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب

کارگردان

استخوانی پرت خواهد کرد

پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو

آن دَل هرجایی یابو

 

مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است

مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر

مزد این چندین دهان بی چاک

استخوانی

مزد این مزدورهای مست عیاشش

فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند

جایزه در راستای  فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر

 جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند

پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش

 

مرتدند اینان نه یک تن شان

مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر

با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل

با همان  مسئول کلاشش

مرتد دوم

کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ

مرتد سوم همین خفاش عیاشش ...

مانده آن سو مادری چشم انتظار راه

مادری شرمنده ی  شاهین...

                           نه ،  خفاشش!

منبع:http://ghazveh.blogfa.com



:: بازدید از این مطلب : 552
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 01 خرداد 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011



:: بازدید از این مطلب : 718
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

اگه قرار بود یکی از این دو اسم رو بذارید واسه پسرتون، کدوم یکی رو انتخاب میکردید؟

1-  نوید ------  navid

2-  نیما -----   nima

3-  هیچکدام     x

لطفا" نظر بدید. و یه اسم جدا از این دو مورد پیشنهاد کنید.

ممنون



:: بازدید از این مطلب : 548
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

لبت

با من حرف می زند

و من

به چشمانت

گوش می دهم

كمی

بلندتر از صدایت

نگاهم كن....



:: بازدید از این مطلب : 544
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران