نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
مبارزه با نهیلیسم

نــــــــقد و بـــرســـــــــی

اعمالی که گناه محسوب می شوند فقط به این دلیل نیست که دارای عذاب بعد از مرگ هستند بلکه خود نفس چنین اعمالی در حین انجام حامل عذاب است، و این نوع اعمال محصول افکار و امیال ناحق هستند که آنها نیز معلول صفت های زشت باطنی می باشند و این زشتی باطنی خود را به شکل چنین اعمالی نشان می دهند.زنا به رابطه جنسی ای گفته می شود که در آن هیچ عهد و وفا و الفتی نباشد.

ایمانوئل کانت که یک فیلسوف آلمانی و از مهمترین اندیشمندان اروپایی بوده، ازدواج را تنها شکل انسانی روابط جنسی میان زن و مرد می داند.مخیله او تصدیق می کند که شکل های دیگر روابط جنسی غیر طبیعی و حیوانی می باشند.


مطابق مضمون مسطورات فلسفه سیاسی کانت؛ روابط جنسی به خودی خود روابطی حیوانی بوده و رابطه جنسی نامشروع میان زن و مرد آن دو را در حد حیوانات فرو می آورد. و این تنها ازدواج است که می تواند روابط جنسی میان زن و مرد را انسانی سازد.


وی در درس های اخلاق خود چنین گفت: اگر کسی جزیی از وجود خویش را به دیگری واگذار کند، در این صورت تمام هستی خود را واگذار کرده است؛ زیرا انسانیت، امری یگانه و (غیر قابل تجزیه) است. کسی که بخشی از وجود خود را وقف دیگری کند، تمام هستی خود را وقف او کرده است.


حال بهتر می توان درک کرد چگونه یک روسپی مبدل به یک موجود سخیف خود باخته می شود.


نیاز جنسی یک نیاز کاملاً عاطفی وقلبی و روحی است و تلاشی برای رهائی از انزوا و حبس روح در تن است .زانی همچون یک زندانی سلول انفرادی که هر چه که دیوار زندانش را می کند تا خراب کند و آزاد گردد دیوار زندان ضخیم تر می شود و جداره های زندان به بدن زندانی نزدیکتر می شوند. عذاب زنا از این هم هولناکتر است .


رابطه جنسی ، مبادله و اتحاد دو روح است درحالیکه برای لحظه ای روح از تن فرا می رود . حال اگر چنین واقعه رخ ندهد در واقع روح مستمراً در اصطکاک تن قرار می گیرد و فرسوده و دیوانه می شود. اینست که آدمهای هرزه و زنا کار بسوی تشنج و جنون می روند و مستمراً هم هرزه تر و شهوتباره تر می شوند و ناکامتر و قحطی زده تر و زندانی تر . حالت جهنم را دارند که هر چه به آن داده شود باز هم به دنبال زیادتر است . خدا در قرآن می‏فرماید : « یوم نقول لجهنم هل امتعت و تقول هل من مزید »به جهنم می‏گوئیم پر شدی‏ ؟ سیر شدی ؟ می‏گوید آیا بازهم هست ؟ (1)


 و این در حالی است که مستمراً به یکدیگر مبتلاتر ونیازمندتر و نومیدتر می شوند ولذا این رابطه بسوی نفرت تا سرحد انتقام می رود. درحالیکه در رابطه حلال، روح به سمت رهائی و بی نیازی میرود. زنا، بزرگترین عذاب روح است.

 

امام صادق (ع) فرمودند : روز قیامت که میشود زن زیبایی را که به خاطر زیبائیش به فتنه ( و گناه ) افتاده است بیاورند ، آن زن گوید : پروردگارا تو مرا زیبا آفریدی و به همین خاطر من گرفتار فتنه و گناه شدم ، سپس ، حضرت مریم (ع) را روبرویش آورند و به او گویند : آیا تو زیبایی یا حضرت مریم (ع) ، ما او را زیبا آفریدیم و دچار فتنه و گناه نگشت،

و هم چنین مرد زیبایی را که به خاطر زیبائیش به فتنه افتاده بیاورند و آن مرد گوید : بار پروردگارا تو مرا زیبا خلق کردی و از این جهت زنان به سوی من مایل شدند و مرا به زنا انداختند ، یوسف (ع) را نزدش آورند و به او گویند : تو زیباتری یا این ؟ ما او را زیبا خلق کردیم و با این حال به گناه نیفتاد.

 و همچنین مرد بلا و گرفتاری دیده ای را که به خاطر ابتلایش به بلا و گرفتاری به فتنه و گناه افتاده بود آورند ، آن شخص گوید بار پروردگارا بلا را بر من سخت کردی تا دچار فتنه و گناه شدم ! پس حضرت ایوب (ع) را بیاورند و بدان شخص گویند: آیا بلای تو سخت تر بود یا بلای این ؟ او ( حضرت ایوب (ع) ) هم گرفتار بلا شد ولی به گناه نیافتاد.

روضة الکافی جلد 2 صفحه 32 حدیث 291 ، حیات القلوب جلد 1 صفحه 206 

 

هفت آسمان و هفت زمین و کوه ها پیر زناکار را لعنت می کنند و تعفّن عورت زنا کار جهنّمیان را اذیّت می کند. (نهج الفصاحه ، حدیث 634)

 

روز قیامت چهره زناکاران از آتش مشتعل است. (نهج الفصاحه ، حدیث 631)



 

امام صادق علیه السلام : سخت ترین مردم از جهت عذاب در قیامت زناکارانند. ثواب الاعمال ص600

پی نوشت1:حجاب/مطهری/117

 

http://tafakore3.persianblog.ir/post/6





:: بازدید از این مطلب : 776
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 23 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
به راستی زنان اهل دوزخند یا مردان؟! معرفت نسبت به خداوند و پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیه‌السلام ویژگی اصلی انسان برای ورود به بهشت جاوید است. چنانکه متقابلاً شرط است که اهل بیت علیه‌السلام نیز او را به عنوان شیعه و مؤمن راستین بشناسند.
در گوشه و کنار از بعضی از خشکی مقدسان شنیده می‌شود که اکثریت زنان به جهنم می‌روند و زنان اندکی به بهشت می‌روند و با نقل برخی احادیث، زنان را ناقص‌العقل و اهل جهنّم خوانده است. آیا این گونه مطالب صحیح است؟
قرآن می‌فرماید: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‌ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ» (نحل / 97)
نظیر این آیه زیاد است و مناط در سعادت، چه زن و چه مرد، تقوا است و مناط شقاوت، چه زن و چه مرد، فسق و فجور است. و این از واضحات دین اسلام است.

عوامل ورود به بهشت

در اینجا دانستن این موضوع از ارزش به سزایی برخوردار است که چه عواملی موجب ورود به بهشت می‌شود؟ و به دیگر سخن: بهشتیان (چه زن و چه مرد) چه ویژگی‌هایی در دنیا دارند؟ فایده و اثر مهم پی بردن به پاسخ این پرسش، فراهم آمدن زمینه عملی انسان برای نیل به این ویژگی‌ها است. این ویژگی‌ها عبارتند از:
قرآن می‌فرماید: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‌ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ» نظیر این آیه زیاد است و مناط در سعادت، چه زن و چه مرد، تقوا است و مناط شقاوت، چه زن و چه مرد، فسق و فجور است. و این از واضحات دین اسلام است

معرفت خدا و پیامبر و اهل بیت

... فانه من مات منکم علی فراشه و هو علی معرفة حق ربه و حق رسوله و اهل بیته مات شهیدا و وقع اجره علی الله، و استوجب ثواب مانوی من صالح عمله و قامت النیة مقام اصلاته لسیفه...
...پس راستی چنین است که اگر یکی از شما در بستر خود در حالتی بمیرد که به حق پروردگار و حق پیامبر و اهل بیت پیامبر آشنا باشد، او شهید از دنیا رفته پاداش شهیدان را دارد و پاداش او در روز قیامت بر عهده خداوند متعال است، و ثواب آن کار نیک که انجام آن را در دل داشته و قصد آن را نموده بود، خواهد برد و آن قصد او برای جنگیدن در راه خدا و انجام کار نیک جایگزین و جانشین از نیام بر کشیدن شمشیرش می‌شود...
مقصود امام علیه‌السلام از قصد انجام کار، آن قصد و اراده‌ای است که اگر هنگام عمل فرا رسد انسان از انجام آن هیچ باکی نداشته باشد، و تنها موانع خارج از اراده و اختیار او باز دارنده او از آن کار باشد، چنین قصد و اراده‌ای صاحب خود را تا آنجا بالا می‌برد که اگر در بستر خود و با مرگ معمولی نیز بمیرد در جایگاه شهیدان قرار خواهد گرفت. مشروط بر اینکه عارف به مقام خداوند و پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیه‌السلام باشد.
هر چند شناختن خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیه‌السلام ویژگی اصلی بهشتیان است، ولی تمام ویژگی آنان نیست، بلکه ویژگی‌های دیگری دارند که دوست داشتن اهل بیت علیه‌السلام و یاری کردن آنان از جمله آن ویژگی‌ها است
معرفت نسبت به خداوند و پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیه‌السلام ویژگی اصلی انسان برای ورود به بهشت جاوید است. چنانکه متقابلاً شرط است که اهل بیت علیه‌السلام نیز او را به عنوان شیعه و مؤمن راستین بشناسند.

یاری و دوستی اهل بیت

هر چند شناختن خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیه‌السلام ویژگی اصلی بهشتیان است، ولی تمام ویژگی آنان نیست، بلکه ویژگی‌های دیگری دارند که دوست داشتن اهل بیت علیه‌السلام و یاری کردن آنان از جمله آن ویژگی‌ها است. چنانکه امام علیه‌السلام فرمود:

ناصرنا و محبنا ینتظر الرحمة...

...آنکه ما را یاری رساند، و ما را دوست داشته باشد، رحمت خداوند در انتظار او است...

پارسایی

...ان التقوی فی الیوم الحرز و الجنة و فی غد الطریق الی الجنة...
...به راستی که پارسایی تقوا برای امروز زندگی دنیا پناه و سپر در برابر لغزش‌ها و گناهان و برای فردا روز رستاخیز راه به سوی بهشت است...
...فهم والجنة کمن قدر آها، فهم فیها منعمون...
...آنان پارسایان و بهشت مانند کسی است که آن بهشت را دیده باشد، پس آنان گویا از هم اکنون در آن بهشت از نعمت‌های خداوند بهره‌امند هستند.
اوصیکم عبادالله بتقوی الله و طاعته، فانها النجاة غدا، والمنجاة ابدا...
ای بندگان خدا! شما را به پارسایی تقوای الهی و پیروی از او خداوند سفارش می‌کنم، به راستی که آن پارسایی سبب رستگاری فردا قیامت و رهایی از عذاب و کیفر همیشگی است...
...اوصیکم عبادالله بتقوی الله التی هی الزاد و بها المعاد المعاذ زاد مبلغ و معاد منجح...
...ای بندگان خدا! شما را سفارش می‌کنم به پارسایی که توشه برای سفر آخرت است و روز بازگشتن به وسیله آن رونق می‌یابد(و پناهگاه است)، توشه‌ای که رساننده انسان به مقصد قیامت و پناهگاه رهایی بخشنده از کیفر دوزخ است...

مطابقت عمل با عقیده

چنانکه بیان شد مهم‌ترین ویژگی بهشتیان شناخت خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیه‌السلام است، چنانکه در برابر: امامان و اهل بیت نیز آنان را بشناسند، و معنی شناختن، شناختن ظاهری و صوری نیست، بلکه مقصود این است که انسان شایستگی خود را به اندازه‌ای برساند که امامان اهل بیت علیه‌السلام او را به عنوان شیعه و پیرو بپذیرند، و به دیگر سخن: اعمال او مطابق سیره و روش آنان باشد، چنانکه امام علی علیه‌السلام فرمود:
ان الله سبحانه انزل کتابا هادیا بین فیه الخیر و الشر فخذوا نهج الخیر تهتدوا، واصدفوا عن سمت الشر تقصدوا، الفرائض الفرائض! ادوها الی الله تؤ دکم الی الجنة...
خداوند، کتاب راهنمایی را فرستاده است که نیک و بد در آن بیان گردیده است. پس روش نیک را برگزینید تا هدایت گردید، و از بدی دوری نمایید تا راه مستقیم و درست را بپیماید. واجبات را رعایت کنید! واجبات را رعایت کنید آن‌ها را به گونه‌ای پسندیده انجام بدهید! حق خداوند را در مورد آن‌ها بپردازید، که رعایت واجبات و رعایت حق خداوند در آن‌ها شما را به بهشت می‌کشاند...
و ان الله سبحانه یدخل بصدقه النیة و السریرة الصالحة من یشاء من عباده الجنة. ... و خداوند به وسیله درستی و صداقت در نیت و درون شایسته هر که از بندگانش را که بخواهد در بهشت داخل می‌کند

نیت خالص

اعمال انسان دارای ظاهری و باطنی است، اگر انسان اعمالش درست باشد و همه کارهای خود را مطابق فرمان خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و اولیای دین انجام بدهد و از انجام آنچه که مورد نهی آنان است خودداری بورزد نمی‌توان گفت که او شایسته بهشت است، زیرا ممکن است انسان‌های منافق صفت و کفر باطن نیز این اعمال را برای فریب مردم انجام بدهند. از این رو ملاک و ضابطه ای دیگر لازم است که این اعمال را ارزش بخشیده و انسان را شایسته ورود به بهشت نماید و آن چیز نیت خالص است که امضای درستی و صحت اعمال انسان به شمار آمده است. امام علیه‌السلام در این باره فرمود: ... و ان الله سبحانه یدخل بصدقه النیة و السریرة الصالحة من یشاء من عباده الجنة.
... و خداوند به وسیله درستی و صداقت در نیت و درون شایسته هر که از بندگانش را که بخواهد در بهشت داخل می‌کند .

بهشت به آسانی فراهم نمی‌گردد

مثال معروف است که گل چیدن بی خار نمی‌شود آنکه خواهان بهشت است ناگزیر است که برای رسیدن به آن تلاش و جدیت فراوان نماید و اگر سختی‌ها و دشواری‌ها بر او روی آورد، در برابر آن‌ها مقاومت نماید. و به دیگر سخن برای رسیدن به بهشت به استقبال ناملایمات برود، چنانکه امام علیه‌السلام فرمود:
...الجنة تحت اءطراف العوالی...
...بهشت در سایه تیر و نیزه فراهم می‌گردد...
و نیز چنین روایت نموده است:
...ان رسول الله کان یقول: ان الجنة حفت بالمکاره...
...پیامبر خدا صلی الله علیه و آله همواره می‌فرمود: بهشت با دشواری‌ها پیچیده شده است...
نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود

مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

http://noorportal.net/951/1322/1338/52180.aspx




:: بازدید از این مطلب : 679
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 23 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی



:: بازدید از این مطلب : 1891
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 23 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
شفا یافتن یک نوزاد مسیحی با توسل به اباعبدالله الحسین(علیه السلام) در بیمارستانی در بغداد بار دیگر معجزات ائمه اطهار(علیهم السلام) را به اثبات رسانید.


به گزارش «شیعه نیوز» ، «کنعان»،نوزاد چهار ماهه که در اثر استنشاق هوای آلوده وغبارآلود روزهای اخیر شهر بغداد دچار خفگی شده بود به صورت معجزه آسایی حیات دوباره خود را بازیافت.

بر اساس این گزارش پدر نگران وی که به همراه یکی از دوستان شیعه خود به بیمارستان "الراهبات"در منطقه الکراده بغداد مراجعه کرده بود با پاسخ منفی پزشکان نسبت به وجود علایم حیات در این نوزاد مواجه شد.

پس از شنیدن این خبر، پدر با چشمانی اشکبار رو به دوست مسلمان خود می کند و می گوید: برادر من احمد، تو همیشه از امام حسین(علیه السلام) و کرامات و معجزات وی سخن به میان می آوردی، اینک از تو می خواهم برای شفای فرزندم به امام حسین(علیه السلام) متوسل شوی.

دوست وی نیز به خواسته دوست خود پاسخ مثبت داد و دست ها را بالا برد و گفت: خداوندا به حق اشکان حسین(علیه السلام) و به حق مادر وی حضرت زهرا(سلام الله علیها) به این نوزاد رحم کن؛ بارالها به حق محاسن آغشته به خون سیدالشهداء و به حق آنچه بر قلب شکسته وی گذشت قلب این مسیحی را نشکن.

لحظاتی پس از این دعا نوزاد مسیحی بار دیگر شروع به نفس کشیدن کرد و زندگانی خویش را بازیافت.

منابع خبری عراق اعلام کردند مرد مسیحی اسم فرزند خود را به «برهان الحسین» تغییر نام داده است.

http://www.alvadossadegh.com/fa/new-news/74-1388-12-05-17-45-54/18597-1391-02-21-08-12-59.html




:: بازدید از این مطلب : 803
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 23 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی
تاریخ انتشار : شنبه 23 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

مختار بن ابی‌عبیده ثقفی (زادهٔ ۱ در طائف[۴] – درگذشتهٔ ۶۷ هجری قمری در کوفه[۴]) رهبر چهارمین قیام بعد از حادثهٔ عاشورا ست







:: بازدید از این مطلب : 594
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 23 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

تشکیل گردانهایی با نام اجداد سفیانی در سوریه!


پایگاه عرب زبان نهرین نت از تشکیل گردان‌هایی با نام‌های «یزید بن معاویه»، «عمر بن سعد» و «ولید بن عتبه» برای سامان‌دهی جریان‌هاي تکفیری معارض سوریه از سوی دستگاه‌های اطلاعاتی عربستان و قطر خبر داد.

«ولید بن عتبه» از جمله شخصیت‌های مطرح صدر اسلام است که در مذمت وی آیه‌ای نازل شده است و همه مفسران نیز درباره این آیه که در خصوص ولید بن عتبه است، اتفاق نظر دارند.
تهییج جریان‌هاي تکفیری ضد شیعی برای ورود نظامی در سوریه با تاکید بر تعصبات فرقه‌ای در حالی از سوی دستگا‌ه‌های عربستان سعودی و قطر پیگیری می‌شود که برخی اخبار از تزریق صدها میلیون دلار از سوی عربستان برای تاسیس شبکه‌های مروج اختلاف مذهبی حکایت دارد، چنان‌که سازمان اطلاعات عربستان فقط در ماه آوریل گذشته پانزده شبکه جدید ماهواره ای افتتاح کرده است تا به 55 شبکه دیگر طائفه ای تکفیری اضافه شود که تفکر وهابیت را ترویج و برای فتنه افکنی طائفه‌ای تلاش می‌کنند.
تاکید بر اختلافات فرقه‌ای و ترویج شیعه‌ستیزی و ایران ستیزی که در سال‌های اخیر به عنوان استراتژی اصلی جریان غربی ـ اسرائیلی در منطقه خاورمیانه در حال پیگیری است، به دنبال اين هدف است تا خطر اصلی را در خاورمیانه به‎جای اسرائیل، ایران و جریان سیاسی شیعه در منطقه معرفی کند که این سیاست اسرائیلی در ماه‌های اخیر به‌شدت از سوی عربستان و قطر نیز در حال پیگیری و تبليغ است.
__________________________________________________ _____________________
در مورد اینکه سفیانی از نسل کدامین فرزند ابوسفیان است، اقوال مختلفی نقل شده که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. از نسل خالدبن یزید بن ابی سفیان؛
2. از نسل عتبة بن ابی سفیان؛
3. از نسل یزید بن معاویة بن ابی سفیان؛
4. از طرف پدر از نسل ابی سفیان و از سوی مادر از نسل یزید بن معاویه

شیخ طوسی، همان، ص 444، ح 437؛ شیخ حر، همان، ج 3، ص 727، ح 52؛ مجلسی، همان، ج 52، ص 213، ح 65


==========================

لینک مطلب در رجانیوز:
گردان‌هاي"يزيد"و"عمرسعد"در� �خالفت با بشاراسد اعلام موجوديت كردند

http://www.nooreaseman.com/forum324/thread36549.html





:: بازدید از این مطلب : 722
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 23 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی


حضرت دانيال نبي (ع) کيست؟
حضرت دانيال (ع) در بيت المقدس متولد شد و در سن 12 سالگي بود که سپاه بخت النصر، پادشاه بابل به سرزمين بيت المقدس حمله و آن سرزمين را فتح کرد به رسم آن زمان تعداد زيادي از مردم آن سرزمين از جمله حضرت دانيال را به همراه خود به اسارت برد.

پادشاه در ابتدا دستور داد تا تعدادي از افرادي را که به اسارت برده اند انتخاب کرده و به آنها تعليم داده شود تا در آينده از آنها در دربار استفاده کنند و يکي از کسانيکه انتخاب شد حضرت دانيال (ع) بود.

در اين مدت، روزي پادشاه بابل خوابي ديد و تمام خوابگزاران از تعبير آن خواب عاجز ماندند و پادشاه دستور داد تا همه آنها را بکشند.


خبر به گوش حضرت دانيال (ع) رسيد او به مامورين سلطنتي گفت که مي تواند خواب را تعبير کند. حضرت دانيال را پيش پادشاه بردند و پادشاه به او گفت که تو هم بايد خواب را تعريف کني هم اينکه آن را تعبير کني و دانيال پذيرفت و او خواب را براي پادشاه تعبير کرد و به همين سبب مورد احترام واقع شد.

زمان گذشت تا اينکه کوروش، پادشاه ايران به بابل حمله کرد و توانست بابل را فتح و يهوديان را از اسارت حکومت بابل آزاد کند و دانيال (ع) را به همراه خود به ايران آورد و در دربار پادشاهي ايران نيز مورد تکريم قرار گرفت در اين مدت حضرت دانيال مي توانست به طور مستقيم و بدون اجازه و وقت قبلي با پادشاه ديدار کند و مي توان گفت که به عنوان دومين فرد مملکتي محسوب مي شد.

بعد از مرگ کوروش يک دوره کوتاه در زمان بردياي دروغين به وجود مي آيد که در تاريخ چيزي از دانيال (ع) نيامده است اما بعد از روي کار آمدن داريوش دوباره حضرت دانيال (ع) باز به همان مقام و مرتبه رفيع دست پيدا مي کند تا اينکه احتمالا در سن 83 يا 85 سالگي دار فاني را وداع مي کند و به رسم بزرگان آن زمان جسد آن حضرت را به صورت موميايي شده در همين منطقه که هم اکنون آستان آن بزرگوار است نگهداري مي شده و بالاي سر آن جعبه اي قرار داشته که هر کس احتياج به پول پيدا مي کرد از آن جعبه به قرض مي برده و بعد از اينکه مشکلاتش برطرف مي شده دوباره قرض را پس مي داد.

در سال 16هجري قمري بعد از پايان آخرين جنگ بين سپاه اسلام و ايرانيان (جنگ شوشتر يا جنگ هرمزان) فرمانده سپاه اسلام در هنگام بازگشت، جسد موميايي شده اي را مي بيند و از مردم در خصوص آن سئوال مي کند. مردم که از مقام و مرتبه حضرت آگاهي نداشته اند، مي گويند چيزي نيست که به درد شما بخورد هر وقت ما احتياج به باران داشته باشيم اين جسد را از آلونک بيرون مي آوريم و به حکم خداوند باران مي بارد و هر وقت آن را داخل مي گذاريم بارش باران تمام مي شود.

فرمانده سپاه اسلام به خليفه وقت نامه مي نويسد که جسدي موميايي شده در شيشه اي بلورين در منطقه شوش پيدا شده است. خليفه از شناسايي آن عاجز مي ماند به نزد حضرت علي (ع) مي روند و جريان را سئوال مي کنند. حضرت علي (ع) مي فرمايد که اين جسد برادرم حضرت دانيال است و دستور مي دهد آن جسد را به روش مسلمين غسل دهند و سپس کفن کنند و رو به قبله دفن نمايند (احتمالا بعد از پيامبر اسلام تنها پيامبري است که رو به کعبه دفن شده زيرا تمام پيامبر قبل از او رو به قدس دفن هستند) و همچنين دستور داد آب رودخانه را از روي قبر عبور دهند تا نگهباني باشد براي قبر، تا دست کسي به آن نرسد.

همچنين حضرت علي (ع)حديثي مي فرمايد: «من زار اخي دانيال کمن زارني؛ يعني هر کس برادرم دانيال را زيارت کند مرا زيارت کرده است». همچنين حضرت محمد (ص) مي فرمايد: «من لم يقدر علي زيارتي فليزر قبر اخي دانيال؛ يعني هر کس قادر به زيارت من نيست زيارت کند قبر براردم دانيال را» (درک: سفسنه البحار جلد 3 صفحه 351) در جاي ديگر باز پيامبر مي فرمايد: «من دل الي دانيال فبشروه بالجنه؛ يعني هر کس مردم را دلالت بدهد به زيارت دانيال به بشارت بهشت را مي دهم» (مدرک: تاريخ انبيا - جلد دوم )

در برخي کتابهاي شيعيان آمده است که در زمان ظهور حضرت مهدي (عج) چهار پيغمبر در رکاب آن حضرت شمشير خواهند زد و رجعت خواهند کرد که يکي از آن پيامبران حضرت دانيال نبي (ع) است که فرماندهي سپاه امام مهدي (عج) را که به سوي شرق حرکت مي کند به عهده خواهد داشت و پيروزيهاي بزرگي نصيب خود خواهد کرد.

وبلاگ زندگینامه دانیال نبی:

http://ketabkhanehdanyal.blogfa.com/post-52.aspx

دانیال در چاه شیران
داریوش صدوبیست حاکم برتمام مملکت گماشت تا ان را اداره کنند،وسه وزیر نیز منصوب نمود تا برکارحاکمان نظارت کرده ،از منافع پادشاه محافظت نمایند.طولی نکشید که دانیال بدلیل دانایی خاصی که داشت نشان دادکه از سایر وزیران وحاکمان با کفایت تر است .پس پادشاه تصمیم گرفت اداره امور مملکت را به دست او بسپارد .این امر باعث شد که سایر وزیران وحاکمان به دانیال حسادت کنند ،ایشان سعی کردند در کار او ایراد و اشتباهی پیدا کنند ولی موفق نشدند ،زیرا دانیال در اداره امورمملکت درستکار بودو هیچ خطایی و اشتباهی از او سر نمی زد .سرانجام به یکدیگر گفتند :ما هرگز نمی توانیم ایرادی برای متهم ساختن او پیدا کنیم .فقط بوسیله مذهبش می توانیم او را به دام بیاندازیم . آنها نزد پادشاه رفتند و گفتند : داریش پادشاه تا ابد زنده بماند ! ما وزیران ، امیران ،حاکمان ، والیان و مشاوران پیشنهاد می کنیم قانونی وضع کنید و دستور اکید بدهید که مدت سی روز هر کس درخواستی دارد تنها از پادشاه بطلبد و اگر کسی آن را از خدا یا انسان دیگری بطلبد در چاه شیران انداخته شود . ای پادشاه درخواست می کنیم این فرمان را امضا کنید تا همچون قانون لازم الاجرا و تغییرناپذیر شود . پس داریوش پادشاه این فرمان را نوشت و امضا کرد .
وقتی دانیال از صدور فرمان پادشاه آگاهی یافت رهسپار خانه اش شد . هنگامی که به خانه رسید به بالاخانه اش رفت و پنجره ها را که رو به اورشلیم بود ، باز کرد و زانو زده دعا نمود . او مطابق معمول روزی سه بار نزد خدای خود دعا می کرد (نماز می گذارد)و او را پرستش می نمود .
وقتی دشمنان دانیال او را در حال دعا و درخواست حاجت از خدا دیدند ، همه با هم نزد پادشاه رفتند و گفتند : ای پادشاه آیا فرمانی امضا نفرمودید که تا سی روز کسی نباید درخواست خود را از خدایی یا انسانی ، غیر از پادشاه ، بطلبد و اگر کسی از این فرمان سرپیچی کند ، در چاه شیران انداخته شود؟ پادشاه جواب داد : بلی ، این فرمان همچون قانون لازم الاجرا و تغییر ناپذیر است .
آنگاه به پادشاه گفتند این دانیال که یکی از اسیران یهودی است روزی سه مرتبه دعا می کند و به پادشاه و فرمانی که صادر شده اعتنا نمی نماید . وقتی پادشاه این را شنید از اینکه چنین فرمانی صادر کرده ، سخت ناراحت شد و تصمیم گرفت دانیال را نجات دهد . پس تا غروب در این فکر بود که راهی برای نجات دانیال بیابد. آن اشخاص به هنگام غروب دوباره نزد پادشاه بازگشتند و گفتند : ای پادشاه ، همانطور که می دانید ، طبق قانون مادها و پارس ها ، فرمان پادشاه غیر قابل تغییر است .
پس سرانجام پادشاه دستور داد دانیال را بگیرند و در چاه شیران بیاندازند . او به دانیال گفت : خدای تو که همیشه او را عبادت می کنی تو را برهاند . سپس او رابه چاه شیران انداختند ، سنگی نیز آوردند و بر دهانه چاه گذاشتند . پادشاه با انگشتر خود و انگشترهای امیران خویش آن را مهر کرد تا کسی نتواند دانیال را نجات دهد . سپس به کاخ سلطنتی بازگشت و بدون اینکه لب به غذا بزند یا در بزم شرکت کند تا صبح بیدار ماند . روز بعد صبح خیلی زود بر خواست و با عجله بر سر چاه رفت و با صدایی اندوهگین گفت : ای دانیال ، خدمتگزار خدای زنده ، آیا خدایت که همیشه او را عبادت می کردی توانست تو را از چنگال شیران نجات دهد ؟
آنگاه صدای دانیال به گوش پادشاه رسید : پادشاه تا ابد زنده بماند! آری ، خدای من فرشته خود را فرستاد و دهان شیران را بست تا به من آسیبی نرسانند ، چون من در حضور خدا بی تقصیرم و نسبت به تو نیز خطایی نکرده ام . پادشاه بی نهایت شاد شد و دستور داد دانیال را از چاه بیرون آورند . وقتی دانیال را از چاه بیرون آوردند هیچ آسیبی ندیده بود ، زیرا به خدای خود توکل کرده بود .
آنگاه به دستور پادشاه افرادی را که دانیال را متهم کرده بودند آوردند و ایشان را با زنان و فرزندانشان به چاه شیران انداختند . آنان هنوز به ته چاه نرسیده بودند که شیران پاره پاره شان کردند . سپس داریوش پادشاه این پیام را به تمام قومهای دنیا که از نژادها و زبانهای گوناگون بودند نوشت : با درود فراوان ! بدین وسیله فرمان می دهم که هرکس در هر قسمت از قلمرو پادشاهی من که باشد ، باید از خدای دانیال بترسد و به او احترام بگذارد ؛ زیرا او خدای زنده و جاودان است و سلطنتش بی زوال و بی پایان می باشد. اوست که نجات می بخشد و می رهاند . او معجزات و کارهای شگفت انگیز در آسمان و زمین انجام می دهد .اوست که دانیال را از چنگال شیران نجات داد . به این ترتیب دانیال در دوران سلطنت کورش وداریوش پارسی ، موفق و کامیاب بود .




:: بازدید از این مطلب : 718
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 23 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

روزی دو نفر در جنگل قدم می زدند.
ناگهان شیری در مقابل آنها ظاهر شد..
یکی از آنها سریع کفش ورزشی اش را از کوله پشتی بیرون آورد و پوشید.
دیگری گفت بی جهت آماده نشو هیچ انسانی نمی تواند از شیر سریعتر بدود.
مرد اول به دومی گفت : قرار نیست از شیر سریعتر بدوم. کافیست از تو سریعتر بدوم...

و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت




:: بازدید از این مطلب : 514
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 21 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : علیرضا نفیسی

خدایا توی این دنیای به این بزرگی و این همه موجود حالا چرا کرم؟ این همه موجود عجیب غریب، آخه چرا کرم؟

نمیشد منو زرافه یا الاغ خلق میکردی؟ خداییش این هم ایده بود که به سرت زد!!!


نه چشم داریم نه دهن داریم نه دماغ داریم فقط یه لوله درازیم.

صبحها که از خواب پامیشیم باید همینجور الکی تو خاکا لول بخوریییییم تا شب مثل احمقها خسته بیفتیم بخوابیم. خدایا ناشکری نمیکنم. چون به قول دوستام که میگن برو خدارو شکر کن باز کرم خاکی شدی،ولی به قول آدما آدم باید یه نگاهی هم به بالا داشته باشه دیگه!

حالا نمیگم دوست داشتم آدم بودم ولی مار که میتونستم باشم.

خودم که چشم ندارم خودمو ببینم ولی بچه ها میگن استعداد پرورش اندام دارم اگه از مکمل

استفاده کنم بعد شیش ماه مار میشم ولی من دوست دارم مار واقعی باشم…

هیییی چی بگم که هرچی بگم کم گفتم،

دیروز یه سری زدم به بیرون خاک دیدم یه مگسه دست دوست دخترشو گرفته بود و بهش

میگفت فردا ببرمت یه جایی که جیگرت حال بیاد،

آقا ما یادمون افتاد که تک جنسی هستیم همچی سوختیم که نگو آهان چی بگم خدا، به شتره

گفتن گردنت کجه گفت کجام راسته؟

راستی خدا من به شترم راضیم ها




:: بازدید از این مطلب : 765
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 21 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران