نوشته شده توسط : alavijeh2011

به خاطر یه سری مشکلات چند وقت بود نمی تونستم بیام حرف بزنم

دوستای خوبی که پیگیر حالم بودید ، ممنونم

اونایی هم که فرقی به حالتون نمی کرد ممنون !

من ...

برگشتم !

برگشتم تا حرفای دلمو بگم ، حرفایی که اندازه یه دنیا شده 

این چند روز حس می کردم بغض گلومو گرفته داره خفه ام میکنه

انگاری حرف زیادی داره توی دلم سنگینی میکنه 

دیگه دلمم شاکی شده از این سنگینی

التماسم میکنه

میگه گوش کن به من ، چشماتو روی من نبند بذار حرفامو بزنم

باشه ، قبول

بگو ببینم چی میخوای بگی ؟ بازم میخوای دلتنگی کنی ؟ اصلا جز دلتنگی کار دیگه ایی بلدی ؟!

بگو ، گوش میدم



سلام

من

آره همین من ، بدون تو هیچم 

شاید یه قطره ، ولی باورت میشه میتونم با تو یه دریا بشم ؟

دست خودم نیست ، نمیتونم 

سختمه بدون تو میخوام کنارم باشی ، اصلا بذار خیالتو راحت کنم

بدون تو نمیشه ، شدنی نیست !

باورت میشه توی این مدت چه چیزایی یاد گرفتم ؟

یاد گرفتم چطور بی صدا گریه کنم تا کسی نفهمه 

یا اینکه چطوری نبودنت رو با رویای بودنت پر کنم

یادته گفتی توی رویایی ؟!

آره راست میگی من توی رویام !

میدونی چرا ؟ چون اگه این رویاتم نباشه ، منم نمیخوام که باشم !

خیلی چیزارو یاد گرفتم ، جز اینکه خاطراتت رو از صفحه دلم پاک کنم

فراموش کردنت رو ...

هیچ وقت ، آره هیچ وقت یاد نمی گیرم

نمیخوامم که یاد بگیرم 




پی نوشت :

از 58 تا عزیزی که توی این 3 روز گذشته از آپ آخرین پست ام نظر گذاشته بودن بی نهایت معذرت میخوام

متاسفانه اشتباهی و کاملا سهوی پست رو پاک کردم واقعا شرمنده ام و بازم عذر میخوام





:: بازدید از این مطلب : 337
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 17 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011


دلتنگ که میشم

میشینم پای سیستم

گوشیمو میزارم و شروع میکنم به گوش دادن موزیک

چشامو ميبنـــدم ، حس ام رو زير زبونم مزه مزه ميكـــنم و ...

راهی میشم توی کوچه های خاطرات

توی هر کوچه که قدم میزارم ، یاد یکی از خاطره هام میافتم

آروم آروم قدمهامو بر میدارم تا مرورشون کنم

اگه این خاطرات نبود

 همین نفسی که به زور بالا میاد ، دیگه بهونه ایی نداشت واسه بالا اومدن    

 


باور کن نمی شه زد به بی خیالی و گفت

اشکال نداره ، دنیا همینه

خیلی جاها ...  خیلی وقت ها ، کم میارم

صدات   تو گوشم زمزمه ميشه

                       و نگاهت ، توی ذهنم مجسم 

                                                  ولي من تو رو مي خوام
 
                                                                                         
نه خيالت رو ...

 






:: بازدید از این مطلب : 358
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 17 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

یه سال دیگه بدون تو تموم شد 

و یه سال دیگه بدون تو شروع  ...

حالا  باز منمو این سال جدید و ، بدون تو بودن ها


میخوام تا ته این بازی رو برم

خسته شدن تو کارم نیست ...

پیش خودت فکر نکن که فاصله و دوریت سردی میاره

چون واسه من ، تنها چیزی که میاد فقط دلتنگیه

 خیلی وقت ها دلتنگ میشم، دلتنگ تر از همه دلتنگی ها

یه جا میشینم و ...

شروع می کنم به شمردن حسرت هام

خاطره هام ، دوست داشتن هام ...

 بی اختیار چشمام پر از اشک میشه

آخه دیگه اختیار اشک هامو هم ندارم

معمولا اینجور موقع ها میگن به خاطر حساسیت فصلیه

آره ، راست میگن !

اما با این تفاوت که من فقط به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم نه چیز دیگه ایی

 توی نگاهت واسه خودم یه کلبه می سازم

تا وقتی تنهایی با خودت نگی :

 از دل برود هر آنکه از دیده برفت !

نگران قول و قرارهامون هم نیستم

چون خیالم راحته ازشون ، جاشون امنه

                                                           زیر پاهای تو  ...






:: بازدید از این مطلب : 395
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
تاریخ انتشار : شنبه 17 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011


خدایا

از کدوم حرف ، کدوم جمله یا کدوم کلمه

شروع کنم به نوشتن حرف دلم ؟

آخه زبون دل با زبون آدما خیلی فرق میکنه

بغض گلمو گرفته ، داره خفه ام می کنه

نميدونم چه جوری و از کجا شروع کنم به نوشتن درد دل هام ، حرفایی که توی دلم هست

انقدر سنگینه که انگشتام توان نوشتن ندارن

بعضی ها میان توی زندگیت

که فقط خاطره بشن

فقط خاطره

همین ....

دلتنگم ، بیشتر از گذشته ها

اینجور موقع ها چیزی رو نمیشکنم

توی این دلتنگی ها

زورم به تنها چیزی که میرسه

این بغض لعنتیه ....



خدایا احساس میکنم هرچی بیشتر برای رهایی از مرداب دلتنگی و سختی های این دنیا

دست و پا می زنم بیشتر غرق می شم و فرو میرم  !

خودت

آره خودت می گی هر وقت به لبه پرتگاه رسیدی نترس !

چون یا دستت رو میگیرم یا پره پرواز میدم بهت

خدای من

خودت که خوب می دونی بدون تو هیچم

فکر کنم وقتش رسیده ، سنگ ریزه های زیر پام در حال فرو ریختنه

لطفا پره پروازی بهم بده ، چون دیگه نمیخوام روی این زمین باشم  ...

 

 

بابت این چند روز نبودنم معذرت میخوام ،اما شاید دیگه باید عادت کنید ، عادت کنید به نبودنم!

 چرا ؟! آخه به بودن ها باید دیر عادت کنید و به نبودن ها زود ! ما آدما نبودن رو بهتر بلدیم !!

میخوام لج کنم

با خودم

آره با خودم ! و دلم ...

میخوام یه حصار بکشم دور خودمو دلم

همیشه که نباید زد

خیلی وقتها هم باید خورد ، حرف های دل رو

خیلی وقته عبور کردم از خودم .....  یادم بخیر !

میخوام بیام داخل کلبه ام و در رو روی خودم ببندم ...

شاید

دیگه ردی از این رهگذر و دل نوشته هاش نبینید ...

آرزومند آرزوهاتون

بی نام و نشون همیشگی ...




:: بازدید از این مطلب : 427
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 17 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011


( خواهشا به جای تعریف از وب ، متن رو کامل و با احساس درونتون بخونین تا حرفای دلمو بفهمید

نصفه بیشتر نظرات هم با اینکه خواهش کردم خصوصی نزارید ، خصوصیه ! )

 

شاید یه خورده ، آره فقط یه خورده آروم می شدم

فقط و فقط

اگر میفهمیـدین

نوشته هامو به همین راحتی  که می خونید ، نوشتــــه نشــــــــدن !

خیلی وقتها توی تک تک لــحظه های ســــکوتم

پــر هیاهو ترین دقـایق زندگیم رو سپری می کنم

مــملو از اون چیزهایی که میخوام بگم ، اما 

نمی تونم بگم

کارم دیگه از یکی بودو یکی نبود گذشته ، من ،  توی اوج قصه گم شدم ...


کاش گاهی خدا از پشت ابرها بیرون می اومد

یکی میزد توی گوشم و بلند می گفت :

آی بنده من بگیر بشین سرجات ، اینقدرم غر نزن همینه که هست  !

بعد یه چشمک میزد و آروم بهم می گفت

ناراحت نباش ، همه چی درست می شه  ....

کاش اختيار زمان دست من بود ، برای چی ؟ تا انقدر زمان با تو بودن و دیدنت رو طولاني می کردم

 تا دیگه زماني براي بي تو بودن نمونده باشه

تموم خنده هامو نذر کردم

تا صبح یکی از روزهای خدا

عطرِ دستهات ، دلتنگی هامو به باد بسپاره ...

 



من برگشتم

برگشتم تا بگم هستم !  هستم چون دلم هنوز زنده ست ...

                                             با تموم قدرتم ، وسط رودخونه زندگي ايستادم

                                                                                              
اون هم در جهت مخالف ...





:: بازدید از این مطلب : 332
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 17 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

لطفا نظر خصوصی نگذارید توی نظرهاتونم یه ردپایی بذارید تا بتونم پیداتون کنم

آرزومند آرزوهاتون

رهگذر بی نام و نشون ...... 





:: بازدید از این مطلب : 344
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 17 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011
دانستنی‌های قبل از ازدواج
یكی از دلایل شكست در زندگی زناشویی این است كه افراد پیش از ازدواج مكالمه طولانی و جدی با یكدیگر ندارند.

 

به گزارش پايگاه اطلاع رساني سپاه انصار الحسين(ع) استان همدان به نقل از تبیان، یكی از دلایل شكست در زندگی زناشویی این است كه افراد پیش از ازدواج مكالمه طولانی و جدی با یكدیگر ندارند. در اینجا سوالاتی را مطرح كرده‌ایم كه به شما در شناخت بهتر همسر آینده‌تان كمك می‌كند. حقیقتا این سوالات، كلیدهایی طلایی هستند و اگر شما و همسرتان این نكات را از یكدیگر بدانید امكان شكست در ازدواج‌تان كمتر خواهد بود.
 

چه عادت‌هایی دارد؟

آیا شما سحرخیز هستید؟ همسر آینده‌تان چطور؟ چند ساعت در شبانه‌روز تلویزیون تماشا می‌كنید؟ آیا طرف مقابلتان آدم ولخرج، مقتصد یا خسیسی است؟ چقدر كار می‌كند؟ بهتر است بدانید همسر آینده‌تان چقدر زمان صرف حمام رفتن، خوابیدن یا كارهای شخصی‌اش می‌كند؟ آیا این زمان‌ها با ساعت طبیعی زندگی شما در تداخل است یا نه؟ شاید فکر کنید این سوالات زیادی شخصی است یا حتی بی اهمیت است و در طول زندگی نادیده گرفته می شوند.

اما واقعیت این است که پاسخ هر کدام از این سوالات، جنبه هایی از تناسب و سلامت شخصیتی شما را نشان می دهد. مثلا این که چقدر زمان صرف حمام رفتن می شود، می تواند شخصیت وسواسی را در طرف مقابل بسنجد. این که چقدر می خوابد، افسردگی یا اضطراب او را هدف قرار دهد و همین طور میزان ولخرجی و خسیسی می تواند نشانگر بلوغ اقتصادی، تعادل شخصیتی و سلامت او باشد.

 

روشی كه به وسیله آن افراد به عشق می‌رسند «زبان عشق» آنهاست. این زبان می‌تواند تماس فیزیكی، سپری كردن اوقات فراغت با یكدیگر یا كلمات عاشقانه و هدیه باشد. مطمئن شوید كه زبان عشق یكدیگر را پیدا كرده‌اید. در این صورت انتظارات معقول تری از هم خواهید داشت

 

 

زبان ابراز عشق طرف مقابلتان چیست؟

 

وقتی از صمیم قلب به كسی كه دوستش دارید، حرف‌های دلتان را می‌زنید در او احساس عشق را بیدار می‌كنید. برخی افراد زمانی‌كه یك هدیه دور از انتظار از طرف مقابل دریافت می‌كنند به اوج عشق می‌رسند. روشی كه به وسیله آن افراد به عشق می‌رسند «زبان عشق» آنهاست. این زبان می‌تواند تماس فیزیكی، سپری كردن اوقات فراغت با یكدیگر یا كلمات عاشقانه و هدیه باشد. مطمئن شوید كه زبان عشق یكدیگر را پیدا كرده‌اید. در این صورت انتظارات معقول تری از هم خواهید داشت و اگر همسرتان به جای هدیه خریدن، عشقش را با کلمات به شما ابراز کرد، توی ذوقتان نمی خورد.

 

نظر طرف مقابل در مورد فرزند چیست؟

آیا شما فرزند می‌خواهید؟ چند تا؟ آیا شما و همسر آینده‌تان بر سر تعداد فرزندان موافق هستید؟ بسیار مهم است كه هر دو موافق یك نوع روش تربیتی خاص باشید. جزئیات این مورد البته در زندگی زیر یک سقف مشخص می شود اما درباره کلیات آن حتما قبل از ازدواج صحبت کنید.

 

روابط خانوادگی او چگونه است؟

خانواده او چگونه هستند؟ افراد خانواده چگونه با یكدیگر رفتار می‌كنند؟ دانستن این مطالب به این معنا نیست كه شما حتما در آینده خانواده‌ای شبیه خانواده همسرتان خواهید داشت، اما به شما در شناخت بهتر و بیشتر او كمك می‌كند. بیشتر شخصیت او در همان خانواده شكل گرفته است. همه خانواده‌ها مشكلاتی دارند، از ابتدا موضع خود را مشخص كنید، آیا دوست دارید با آنها بیش از حد صمیمی ‌شوید یا می‌خواهید فاصله را با آنها نگه دارید؟

 

طرف مقابل چگونه از پس لحظات سخت برمی‌آید؟

ازدواج همیشه آسان نیست، اختلاف‌نظر همیشه وجود دارد. گاهی اوقات شما و همسرتان هر دو خسته‌اید و به كمی ‌تنهایی نیاز دارید. در كنار مشكلات كوچك مشكلات بزرگ هم به وجود می‌آید.

از دست دادن شغل، بارداری بدون برنامه‌ریزی، سقط بی‌دلیل جنین، فوت یكی از اعضای خانواده، تصادف ماشین، بیماری‌های جدی و... مشكلات غیرقابل پیش‌بینی هستند. آیا شما و همسرتان در مواجهه با این مشكلات دلسرد می‌شوید؟ آیا شما یا همسرتان برای كنترل امور به یكدیگر كمك می‌كنید؟ آیا یكدیگر را در شرایط سخت تنها نمی‌گذارید، حتی اگر زندگی آن طور كه تصور می‌كردید پیش نرفته باشد؟

همسر آینده شما ممكن است یا بسیار مذهبی باشد یا اصلا مذهبی نباشد، اما به هر حال بیشتر افراد حد معقولی از مذهب را در زندگی‌شان دخالت می‌دهند. اگر شما و همسرتان اعتقادات مذهبی متفاوتی دارید، چگونه می‌خواهید فرزندانتان را تربیت كنید؟

 

 

آیا هر دو اعتقادات مذهبی یكسانی دارید؟

 

همسر آینده شما ممكن است یا بسیار مذهبی باشد یا اصلا مذهبی نباشد، اما به هر حال بیشتر افراد حد معقولی از مذهب را در زندگی‌شان دخالت می‌دهند. اگر شما و همسرتان اعتقادات مذهبی متفاوتی دارید، چگونه می‌خواهید فرزندانتان را تربیت كنید؟ حتما لازم نیست كه بر سر كوچك‌ترین مسائل دینی با هم موافق باشید، اما باید در اصل پیرو یك اعتقاد باشید و تقیدتان به مسائل و وظایف دینی در یک حد باشد. اعتقادات مذهبی جزو آن مسایلی است که هیچ کس حاضر نیست از حد خود در این زمینه کوتاه بیاید. بنابراین اگر همسرتان کمتر از شما معتقد است فکر نکنید می توانید او را تغییر دهید. تغییر جزئی شاید اتفاق بیفتد اما قطعا سبک زندگی او مطابق عقاید شما نخواهد شد.

 

انتظار او از ازدواج چیست؟

از كار خانه گرفته تا حساب‌های پس‌انداز، همسرتان از شما انتظار دارد در زندگی زناشویی چه مسوولیتی داشته باشید؟ شما از او چه انتظاری دارید؟ آیا انتظار دارید یك زندگی زناشویی عاشقانه داشته باشید یا فكر می‌كنید این كارها مربوط به پیش از ازدواج است؟ هر دو طرف باید منظور و انتظار واقعی خود از ازدواج را بدانند و برای درك انتظارات طرف مقابل كوشش كنند.

 

اهداف زندگی طرف مقابلتان چیست؟

در لحظاتی كه بسیار عاشق هستید و مطمئنید این دختر یا پسر همان است كه می‌خواهید، فراموش نكنید هدف‌های زندگی طرف مقابل را بشناسید. یك سوال قدیمی‌ وجود دارد كه همه باید از همسر آینده خود بپرسند: «تو 10 سال آینده خود را كجا می‌بینی؟» یا «می‌خواهی 20 سال آینده چه زندگی‌ای داشته باشی؟»

اهداف شغلی طرف مقابلتان چیست؟ كجا می‌خواهد زندگی كند؟ دوست دارد در جایی ثابت باشد یا هر جا باد می‌وزد برود؟

هر كس یك طرح یا آرزوی اصلی دارد. دریابید. آیا شما می‌خواهید همسفر رویاهای همسر آینده‌تان باشید یا نه؟! البته نمی‌توانید همه چیز را در مورد همسرتان بفهمید. گذر زمان شما را پخته‌تر خواهد كرد و مطالب بیشتری در مورد هم می‌فهمید. اگر مسائل اصلی و اولیه را از ابتدا درست كنار هم قرار دهید تا آخر عمر یك زندگی شاد خواهید داشت.



:: بازدید از این مطلب : 353
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 16 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011

آموزش مانکن های ایرانی برای نمایشگاه های مد دبی و آنتاالیا
همزمان با برگزاری نمایشگاه موسوم به مد اسلامی در سال ۱۳۸۷ موجی از فرهنگ مدگرایی و مانکن نمایی در جامعه ایجاد شد که اثرات آن امروزه در عرصه های فرهنگی و اجتماعی قابل رویت است .

به گزارش پايگاه اطلاع رساني سپاه انصار الحسين(ع) استان همدان به نقل از خبرگزاري ندای انقلاب همزمان با برگزاری نمایشگاه موسوم به مد اسلامی در سال ۱۳۸۷ موجی از فرهنگ مدگرایی و مانکن نمایی در جامعه ایجاد شد که اثرات آن امروزه در عرصه های فرهنگی و اجتماعی قابل رویت است . 

به گونه ای که تا پیش از برگزاری نمایشگاه مذکور ، مانکن نمایی نه تنها به عنوان امری غیر قانونی بلکه مغایر با فرهنگ اسلامی و ایرانی جامعه ایران محسوب می شد اما به لطف مساعدت نهادهای فرهنگی دخیل در برگزاری نمایشگاه مذکور هویت مانکنها نیز به فرهنگ رسمی جامعه ایران افزوده شد. 

فعالیت مانکن ها که تا پیش از روی کار آمدن دولت نهم ، محدود به محافل خصوصی و شخصی بود با برگزاری این نمایشگاه فعالیت به ظاهر رسمی پیدا کردند و حتی اقدام به تاسیس مدرسه آموزش مانکن ها کردند. 

م.د یکی از کارآموزان این مدارس با اشاره به آشنایی خود با مرکز مذکور از طریق اینترنت می گوید: با پایان تحصیلات دوره متوسطه به این صنعت جلب شدم چون به نظرم شغل مناسبی بود! 

یکی از این مدارس توسط فردی به نام خانم ش.ر تاسیس شده است . او مدعی است در ۴ سال گذشته از بیش از ۱۰ هزار زن درخواست ثبت نام دریافت کرده است. 

البته دامنه تاثیرات سو چنین رویه در فرهنگ اجتماعی کشور به بروز و تشدید برخی ناهنجاری های اجتماعی ها ، تعمیق فرهنگ مصرف گرایی و ترویج مد سازی محدود نمی شود 

یک نشریه ژاپنی در گزارشی عنوان کرده است که آموزش مانکن های ایرانی زمینه فعالیت مافیای تجارت دختران و زنان ایرانی را فراهم کرده است. به نحوی که «در سال های اخیر شمار روزافزون مانکن های ایرانی به کشورهای همسایه، چون امارات متحده عربی و ترکیه» فرستاده شده اند



:: بازدید از این مطلب : 332
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 16 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011


:«شاد شاد»، رمز عبور از خط قرمزهای شرع و عرف در تورهای گردشگری داخلی است، از اقامت آزاد دختر و پسرهای نامحرم گرفته تا حرکات موزون روی کشتی کروز!

 

 به گزارش پايگاه اطلاع رساني سپاه انصار الحسين(ع) استان همدان به نقل از خبرگزاري فارس، 

«تورهای شاد شاد»، کلماتی که در صفحه آگهی های روزنامه ها برای هر مخاطبی چشمک می زنند و ناخودآگاه مردمک چشمتان را به سمت شماره آگهی می غلتانند.

تماس برقرار می شود و صدایی ظریف، سعی در جذب شما برای انجام یک سفر تابستانه 2 تا 3 روزه به خوش آب و هواترین نقاط کشور را دارد.

همچنان که مشغول گوش دادن به صحبت های اپراتور هستی و صفرهای رقم هایی را که برای هزینه سفر می گوید می شماری، صدای آن سوی خط تلفن کمی زیرتر می شود و می گوید: "برای سفر با تورهای ما هیچ مشکلی ندارید."

مشکل را در صفرهای هزینه سفر، تصور می کنی که او ادامه می دهد: "ما برای اقامت شما و دوستانتان در هتل ممنوعیتی نداریم، دختر و پسر با هم را می گویم."

صفرها را رها می کنی و شش دانگ حواست را به ادامه مکالمه می دهی و با شیطنت می پرسی: "همه چیز آزاد است حتی نوشیدنی ...؟" که خنده ای را چاشنی صدای ظریفش می کند و می گوید: "درباره اینها حضوری حرف می زنیم!"

تا به حال خواندن آگهی های روزنامه، این قدر حس کنجکاوی ات را قلقلک نمی داد که حاضر شوی به اکثر این «شادها» زنگ بزنی. (البته «غیر شادها» هم بینشان از این چیزها کم نیست.)

یکی از آنها که صدای اپراتورش به شدت نخراشیده به گوش می رسد تلاش می کند تا متفاوت، جلوه کند. دیگر او صفرهای رقم ها را که می گوید سرگرمت نمی کند. منتظر می مانی تا ادامه اش را بشنوی که بی نصیبت نمی گذارد و می گوید:"ما موسیقی زنده روی کشتی کروز داریم." از تجربه مکالمه های قبلی ات با این پشت صحنه های شماره های شاد، کمک می گیری و می پرسی: "رقص هم دارید؟ رقص آتش!" صدای پشت خط، تازه واردی ات را به رخت می کشد و می گوید: "الآن فصل کویر نیست و رقص آتش برای کویر است اما روی کشتی داریم!"

اما بوق اشغال پایان تماس، مردمک چشمانت را که دیگر صفحه آگهی تورها را «سیاه» می بیند به سمت چهارچرخه ای می چرخاند که از خیر این گونه سفر کردن بگذری.

*********************

 با آغاز فصل داغ تابستان، بازار عده ای سودجو برای سفرهای تابستانه هم داغ شده است تا جیب هایشان پر پول شود از زیرپا گذاشتن آنچه در شرع، عرف و اخلاق برای آن منعی قائل شده اند.

تورهای گردشگری که عمده آنها یا از طریق مراجعه حضوری افراد به آژانس های گردشگری یا آگهی های تبلیغاتی قابل دسترس مردم هستند در این سال های اخیر، بسیار مورد توجه مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بوده اند برای سرشکن کردن هزینه های مسافرت با سفرهای گروهی.

اما کاهش هزینه های سفر، تنها گزینه برای انتخاب یک تور گردشگری به جای سفر به صورت شخصی نیست."کسب آرامش" یکی از اصلی ترین هدف هایی است که دستمایه جمع کردن کوله بار سفر می شود اما آیا آرامش همراه با خانواده در تور گردشگری که ساده ترین قواعد کشور اسلامی را رعایت نمی کند به دست می آید؟

عمده بی بند و باری های اخلاقی که در تورهای گردشگری رخ می دهد در تورهای از مبدأ تهران است. کثرت آژانسهای گردشگری، کمبود ناظران دولتی و تنوع نیازهای گردشگران از جمله دلایلی است که تهران را در این موضوع، رکورددار می کند.

ابراهیم لاریجانی؛ مدیر کل سابق میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران، پیش از این تورهایی که در آنها بی بند و باری های اخلاقی دیده می شد را متعلق به هیچ آژانس گردشگری نمی دانست و از آنها به عنوان شماره تلفن هایی که در روزنامه ها آگهی می‌شوند بدون هیچ دفتر کار و مجوزی، یاد می‌کرد. اما امروز آگهی برپایی تور گردشگری با ارائه مجوز فعالیت آژانس گردشگری منتشر می‌شود.

پس آژانس هایی که به راحتی از آن سوی خط تلفن، ویژگی های خاصشان را برای مخاطب، زمزمه می کنند دارای مجوز هستند و اتفاقاً این موضوع، دامنه بازرسی و برخوردهای معاونت گردشگری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را ساده تر و محدود تر می کند.

مسئولیت آگهی تورهای غیرمجاز در روزنامه ها با کیست؟

****************************************

تماس با دفاتر آگهی های پرتیراژترین روزنامه های تهران به سادگی نشان می‌دهد که برای درج آگهی "تور گردشگری" نیاز به مراجعه حضوری و ارائه مجوز فعالیت آژانس گردشگری است اما اگر روزنامه ای در انتشار آگهی مرتکب خطایی شد و تنها برای کسب درآمد، به انتشار آگهی غیرمجاز تن داد چه اتفاقی رخ می دهد؟

احسان الله حجتی؛ مدیر کل دفتر تبلیغات معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در این باره این طور پاسخ می دهد که "در این شرایط، مدیر مسئول و صاحب امتیاز روزنامه باید پاسخگو باشد و مسئولیت خطا با آنهاست."

وی در ادامه به وجود آیین‌نامه‌ای برای تخلفات اینچنینی مطبوعات در راستای حمایت از مصرف کننده اشاره می‌کند و می‌گوید: "این آیین‌نامه در دولت بررسی شده و در مرحله ابلاغ قرار دارد که قوانینی که در این آئین‌نامه آمده، تشدید شده قوانین تغزیرات است."

به داد وجهه آژانس ها برسید

********************

حسن انصاری مدیرعامل یک شرکت هلدینگ گردشگری که ده ها آژانس را در زیرمجموعه خود دارد نیز درباره بروز موارد غیراخلاقی در تورهای گردشگری داخلی می گوید: تشکل های صنفی گردشگری باید از حقوق صنف، دفاع کنند و نسبت به شناسایی افراد فاقد صلاحیت، اقدام کند تا با بروز تخلف در برخی تورها، وجهه تمام آژانس ها خراب نشود.

وی که به رعایت اصول و قواعد اسلامی در تورهای گردشگری تأکید دارد، تصریح می کند: تشکلهای صنفی آژانس ها و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از طریق مراجع انتظامی باید با متخلفان در برپایی تورهای غیرمجاز برخورد کنند.

گردشگری مگر متولی ندارد؟

********************

بروز برخی بی اخلاقی ها و ضد ارزش ها در گردشگری داخلی باعث تعجب بعضی از متخصصان گردشگری در کشور می شود به طوری که حمید ضرغام عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و کارشناس مسائل گردشگری در این باره می گوید:" مگر گردشگری متولی ندارد؟ یکی از وظایف سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بررسی تمام آژانس ها و آگهی تورهای گردشگری است. باید آنها را کنترل کنند و مداوم زیر نظر بگیرند."

چشمهای دلواپس خانواده ها و بیم گرداب

******************************

عمده مشتریان تورهای گردشگری، جوانان و دانشجویانی هستند که نگاه چشمهای نگران پدر و مادرهایشان بدرقه راهشان در این سفرها می شود برای تجربه حس استقلال.

دختران و پسرانی که باروت انرژی هستند برای انجام هر نوع ریسک. اما با انجام یک خطا در گردابی اسیر می شوند که کسی پاسخگوی لطمات پس از آن نیست. 

این خطاها درمان 100 درصدی ندارد

**************************

ابراهیم پورفرج رئیس جامعه تورگردانان ایران که یکی از پیشکسوتان برپایی تورهای خارجی و داخلی است، به خبرنگار فارس می گوید: "بعضی از مشکلات خاص چندی پیش در تورهای  طبیعت‌گردی رخ داد که آنها را تذکر دادیم اما نکته مهم این است که ما کمیته های فرهنگی تفریحی گردشگری نداریم که باید شکل بگیرد و آژانس های فعال در آن دور هم جمع شوند و سیاستگذاری متمرکزی صورت گیرد."

وی درباره بی اخلاقی ها در برخی تورها نیز تصریح می کند که چنین خطاهایی قابل کنترل است اما درمان 100 درصد ندارد.

پورفرج با بیان اینکه ضریب خطای خرید کالای سفر بیشتر از سایر کالاهاست، تصریح می کند: افراد فراوانی داریم که بدون داشتن آژانس گردشگری، آزادانه تور گردشگری می برند و در سایت های اینترنتی هم تبلیغ می کنند که باید جلوی ورود هر کسی به این عرصه گرفته شود.

رقص آگهی های سیاه، پشت پلک غفلت مسئولان

***********************************

در حالی که هر روز صفحه آگهی روزنامه ها، سیاه می شود از تبلیغ تورهای گردشگری که بی محابا، شرایط غیراخلاقی شان را به رخ می کشند، مسئولان، خود را دلگرم می کنند به اینکه "این تورها بدون مجوز عمل می کنند و ارتباطی به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ندارند" در حالی که برای درج آگهی در روزنامه نیاز به ارائه مجوز فعالیتشان از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری دارند.

اکبر غمخوار از انجمن صنفی آژانس های گردشگری تهران یکی از این مسئولان است که می گوید: "هر آنچه آگهی تور در روزنامه ها منتشر می شود و مشکل دارد حتماً غیرمجاز است و آژانس گردشگری پشت آن نیست."

 معاونت گردشگری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در برخورد با آژانس های گردشگری ابزارهایی دارد به نام "تذکر، تعلیق و لغو مجوز برای آژانس گردشگری"، اما تا زمانی که نحوه بازرسی ها به شیوه سنتی صورت می پذیرد و مردم، عموم گزارشگران تخلفات اخلاقی و شرعی تورها به شمار می روند، این ابزارها چه میزان کارایی دارند؟

فراهانی مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران از 4 برابر شدن بازرسی ها در ایام تابستان گفته است اما این تورها پشت پلک همین بازرسی ها در حال برپایی هستند. پس یا بازرسی ها کارساز نیستند یا گاهی پلک ها بسته می شوند.



:: بازدید از این مطلب : 374
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 16 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : alavijeh2011


یکی از مهمترین بحثهای حوزه فرهنگ که در چندماه اخیر بسیار داغ بوده و سبب به وجود آمدن حواشی فراوانی هم شده بحث همیشگی مربوط به ابتذال در سینمای ایران است که با اظهار نظر دو تن از بازیگران زن سینما وتلویزیون به این حواشی دامن زده شد.
دراین میان درچند روز گذشته صحبتهای مختلفی از سوی مقامات مسئول ودیگر بازیگران مطرح گردیده که همین صحبتها جلب نظر افکارعمومی به این موضوع را در پی داشته است.
آن چنان که  پرستوصالحی بازیگر سینما وتلویزیون چندی پیش در صفحه فیس بوک خود به مسائلی اشاره کرد که باز هم تاکیدی بر وجود مسئله فساد در سینمای ایران بود. این بازیگر از در خواستهای نامشروع برخی دست اندرکاران سازنده فیلم سخن به میان آورد واز این موضوع به شدت انتقاد کرد وحتی آن را باعث کنار کشیدن بسیاری از فعالیت در این زمینه دانست.
هر چند که صالحی در کناراین صحبتهای خود به سالم بودن بخش قابل توجهی از سینماگران اشاره کرد اما به هر حال صحبتهای او دوباره جرقه ای بود تا بحث فساد در سینما به تیتر اول بسیاری از مجراهای خبری تبدیل شود.
اما پس از پرستو صالحی این مرجان محتشم(بازیگر سریال معروف پس از باران) است که چند روز پیش به مانند پرستو صالحی از فساد در سینما وکم کاری به این علت سخن گفت.این بازیگر فیلم رز زرد ، که چندی است به شدت کم کار شده در بخشی از صحبتهای خود می گوید: من در اوج موقعیت کاری ام در مصاحبه های مکرر بیان کردم که به صورت مداوم کار نخواهم کرد، به دلیل اینکه به هر قیمتی حاضر نیستم در عرصه سینما باشم با اینکه عاشق کارم هستم.
در کنار این مسئله محتشم به این مسئله هم اشاره می کند که علی رغم علاقه اش به حضور وفعالیت در عرصه هنری حاضر نیست مانند برخی دیگر از بازیگران برای پیشرفت وحضور بیشتر تن به مسائل غیر اخلاقی بدهد،هر چند که در حال حاضر برخی که مشهور شده اند چنین راههای را از نظر این بازیگر طی کرده اند وتن به مسائل غیر اخلاقی داده اند.
صحبتهای این دوبازیگر سینما در حالی مطرح می شود که احمد نجفی،بازیگر سینما وتلویزیون،هم در مصاحبه ای که دراین زمینه انجام داد به سرآغاز این فساد ها اشاره می کند ومی گوید: شروع فساد در سینما از گرفتن پول‌های ۴۰ میلیونی برای بازی دادن بوده است واین مسئله مشاهده می شود که بسیاری از جوانان خانواده های خود را تحت فشار قرار می دهند تا برای ورود آنها به فضای بازیگری این هزینه های کلان را بپردازند.او همچنین در ادامه به محل کاسبی شدن ساخت فیلمها اشاره می کند.
دیگر اهالی سینما چه می گویند!
اما در کنار احمد نجفی،محمد علی کشاورز هم که چندیست به دلیل کسالت وعدم رغبت خود از فضای هنری فاصله گرفته در صحبتهایی دراین باره صراحتا براین موضوع تاکید می کند که به دلیل افزایش روابط نامشروع دیگر حاضر به حضور در دنیای بازیگری نیست.علاوه بر صحبتهای این بازیگر مشهور سینمای ایران،مجید مظفری که روزگاری یکی از بازیگران اصلی سریالها تلویزیونی بود هم در این باره به عدم اجازه به دخترش برای ورود به عرصه بازیگری اشاره می گوید.همچنین این بازیگر فیلمهای جنگ نفت کشها وسگ کشی در گوشه ای از صحبتهای خود درباره فضای فعلی حاکم بر دنیای هنر هفته این چنین می گوید: ‌وقتی موج چشم آبی‌ها و شباهت برخی هنرپیشه‌ها به آرتیست‌های قدیمی شروع شد و مانکن‌ها به سینما آمدند، باید فاتحه این سینما را خواند.
اما در کنار این صحبتهای مظفری آتیلا پسیانی هم درباره بحث فساد در سینمای ایران با تایید صحبتهای پرستو صالحی،براین مسئله تاکید می کند که چنین مسائلی سالهاست که در سینمای ایران وجود دارد ویکی از علتهای این موضوع هم ورود افراد غیر حرفه ای وکار نابلد والبته فرصت طلب به این حوزه بوده است.درهمین زمینه پسیانی به این مسئله اشاره دارد که برای حل این موضوع باید شرایطی به وجودآید که هیچ کس نتواند از راهی به جز راه حرفه ای وکانالیزه شده وارد فضای هنر هفتم شود
اما این صحبتهای داغ وپرحاشیه در شرایطی از سوی بازیگران ودست اندرکاران سینما وتلویزیون درباره فساد در سینما مطرح می شود که وزیر ارشاد،سید محمد حسینی دراین باره معتقد است که فساد موجود در سینما را نباید رد کرد بلکه باید به دنبال راه حلی برای آن بود.
به هر صورت به نظر می رسد که داستان فساد وابتدال در سینمای ایران که با ورود تب مدرنیته از فضای سینمای خارجی افزایش هم یافته است  همچنان ادامه داشته باشد. به ویژه که هنر هفتم روز به روز در میان جوانان ایرانی از محبوبیت بیشتری برخوردار می شود وهمین مساله راه را برای برخی فرصت طلبان که به باور بخشی از دست اندرکاران سینمای ایران اندک اما روبه گسترش هستند باز تر می کند.
در همین راستا وبا توجه به تمام این مسائل، به نظر می رسد که کارشناسان اجتماعی باید بیش از گذشته به واکاوی دراین ماجرا بپردازند وبا لحاظ کردن موجهای فرهنگی-اجتماعی در این باره به دنبال راه حل ریشه ای برای ترویج هر چه بیشتر فرهنگ واخلاق مبتنی بر پایه عناصر بومی جامعه ایران در فضای هنری باشند.هر چند که در این زمینه قبل از هر کسی این دست اندرکاران عرصه هنر هستند که باید فضای اخلاقی هنر هفتم را با توجه به صحبتهای مطرح شده درباره آن امن تر کنند.



:: بازدید از این مطلب : 356
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 16 تیر 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران